يا حسين (ع)
السلام عليك يا اباعبدالله الحسين (ع)
اي آب فرات از كجا مي آيي ناصاف ولي چه باصفا مي آيي
خود را نرساندي به لب خشك حسين ديگر به چه رو به كربلا مي آيي
السلام عليك يا اباعبدالله الحسين (ع)
اي آب فرات از كجا مي آيي ناصاف ولي چه باصفا مي آيي
خود را نرساندي به لب خشك حسين ديگر به چه رو به كربلا مي آيي
اربعين حسيني برتمامي
مسلمانان و آزادانديشان
جهان تسليت باد.
رابه همه هم میهنان عزیز و دوستان گرامی شادباش وتبریک عرض
مینمایم

يک سال گذشت
خداي من ، يک سال گذشت هرچه کردم ، ديدي و هر چه بخشيدي و عفو کردي نديدم خداي من ، هراسان شدم پناهم دادي ، بيمار شدم شفايم دادي .آرامش و امنيت که رسيد ، طبيب و پناه را از يادم بردم . خداي من ، يک سال گذشت و چهار فصل و دوازده ماه و سيصدوشصت و پنج روز. چگونه است که رهايم نميکني؟ چگونه است که هرگز، هرگز از تو نااميد نميگردم؟
اين چه رسم خدايي است؟ خداي من آواي ملکوتي يا مقلب القلوب و الابصار مي آيد. تو مرا ميخواني که بخوانمت ؟ اين منم با حسرت سال هاي رفته يا مدبر الليل و النهار . اين منم با هزاران اميد به سال هاي پيش رو يا محول الحول و الاحوال . خداي من بندگي ام را بپذير ، التماس مرا بشنو حول حالنا ، حول حالنا.
خداي من آرزويم چه شد؟ الي احسن الحال .
خوب من ، بوي عطر تحويل مي آيد .
چه مبارک تقديري!
(برگرفته از مجله موفقيت)

حديثی از معلي بن خنيس روايت شده است كه گفت : «روز نوروز بر حضرت جعفر بن محمد (ع ) درآمدم و ايشان فرمودند «آيا اين روز را مي شناسي» ؟ گفتم «فداي تو شوم ، اين روزي است كه ايرانيان آن را بزرگ مي دارند و به يكديگر هديه و ارمغان مي دهند.»
سپس حضرت صادق فرمودند «سوگند به خداوند كه اين بزرگداشت نوروز به علت امري كهن است كه برايت بازگو مي كنم تا آن را دريابي» . پس گفت «اي معلي ، روز نوروز روزي است كه خداوند از بندگان خدا پيمان گرفت كه او را بپرستند و او را شريك و انبازي نگيرند و به پيامبران و راهنمايان او بگروند و به پيشوايان دين ايمان بياورند.»
«همان روزي است كه آفتاب در آن طلوع كرد و بادها وزيدن گرفت و زمين در آن شكوفا و درخشان شد.»
همان روزي است كه كشتي نوح (ع ) در كوه آرام گرفت ، همان روزي است كه پيامبر خدا، اميرالمؤمنين علي (ع ) را بر دوش خود گرفت تا بت هاي قريش را از كعبه به زير افكند و بتان را خرد كند، چنان كه ابراهيم (ع ) نيز اين كار را كرد .
همان روزي است كه پيامبر به ياران خود فرمودند كه با علي (ع ) به عنوان اميرالمؤمنين بيعت كنند (عيد غديرخم ).
همان روزي است كه حضرت قائم (عج ) بر دجال پيروز شود و او را در كنار كوفه بر دار كشد و هيچ روز نوروزي نيست كه ما در آن متوقع گشايش و فرجي نباشيم ، زيرا نوروز از روزهاي ما شيعيان است .»
(بحار الانوار - علامه مجلسي جلد 14 مبحث نوروز )

تبریک بهار
لا بهلای این همه روزمرگی، بهار اتفاق دلپذیری است. بهانهای که سردی زمستان را از یادمان ببرد و دلخوشمان کند که خورشید خواهد درخشید. لحظه لحظهتان متبرک باد.
کاش ما آن دو پرستو بودیم
که همه عمر سفر می کردیم
از بهاری به بهاری دیگر
دوست داشتن خیلی شبیه احتیاج داشتن است
يک جور احتياج داشتن مفرط
و گاهی هم دوست داشتن راهی برای فراموش کردن است
چند روزیست غریبه ای در زندگیم پیدا شده ... حس میکنم دوستش دارم ...
و خودش هم باور کرده که خیلی دوستش دارم !
نمی دانم ... شاید برای به خاکسپاری خاطرات گذشته !
گاهی آدم دلش میخواهد از خودش فرار کند
از خودش و گذشته اش و آينده ای که نمی خواهد داشته باشد
به هر طرف که می دود ؛ باز هم جز خودش ؛ کسی نيست
به کسی دل می بندد تا خودش را فراموش کند
به کسی ديگر که مثل خود او از خودش فرار کرده است و از دیگران هم همینطور
مدتی می گذرد
اندکی آرام می گيرد و کمی فراموش می کند
اما دوباره عصيان می کند و خودش می شود
همانی می شود که روزی از او فرار کرده بود
همانی می شود که نمی خواست باشد
دل می کند و همه چيز را به هم می ريزد و در پی يافتن سعادت
چیزی که گمشده همیشگی اوست
به تنهائی میگریزد و باز...
خودش را می بيند و نااميدانه به ديوار بلند آرزوهای سرکوب شده اش چنگ می زند
باز هراسان و دربدر از خويش می گريزد تا شايد
باز در خم کوچه ای ؛
کسی مثل خودش را بيابد و او را در آغوش بکشد
تا چند روزی باز فراموش کند و مشغول باشد
مدام واژه های عاشقانه تکرار می شود و مدام لبهای ترک خورده (( دوستت دارم )) را تکرار می کنند
و شاید در لحظه ای کوتاه
آدم بدون اينکه خودش بفهمد
در بالای پرتگاهی که راه برگشتنش سخت است
رها شود
آری ... اين جا نمی شود به کسی نزديک شد ،
آدم ها از دور دوست داشتنی ترند .................


سال اوّل زندگی: • گريه نکن • شيطونی نکن • دست تو دماغت نکن • تو شلوارت پیپی نکن • مامانت رو اذيّت نکن • روی ديوار نقاشی نکن • انگشتت رو تو پريز برق نکن • دمپايی بابا رو پات نکن • به خورشيد نگاه نکن • شبها تو جات جيش نکن • تو کمد مامان فضولی نکن • با اون پسر بیتربيته بازی نکن • اسباببازیها رو تو دهنت نکن • زير دامن شمسی خانوم رو نگاه نکن • دماغت رو تو لوله جاروبرقی نکن.
دوره ي دبستان: • موقع رفتن به مدرسه دير نکن • پات رو تو جاميزی نکن • ورقهای دفترت رو پاره نکن • مدادت رو تو دهنت نکن • به دخترهای مدرسه بغلی نگاه نکن • تخته پاککن رو خيس نکن • حياط مدرسه رو کثيف نکن • با دخترها شمسی خانوم ((دکتربازی)) نکن • دست تو کيف بغل دستيت نکن • تختهسياه رو خطخطی نکن • گچ رو پرت نکن • تو راهرو سرو صدا نکن • تو کلاس پچپچ نکن • ATARI بازی نکن.
دوره ي دبيرستان: • با کامپيوتر بازی نکن • تو حموم معطّل نکن • تقلّب نکن • با دوستات موتورسواری نکن • عصرها دير نکن • با دختر شمسی خانوم صحبت نکن • با بابات دعوا نکن • تو کلاس معلّمتون رو مسخره نکن • تو خيابون دنبال دخترها نکن • مردمآزاری نکن • نصف شب سرو صدا نکن • فيلم بد نگاه نکن • وقتت رو با مجله تلف نکن • چشمچرونی نکن0
دوره ي دانشگاه: • رشتهای رو که دوست داری انتخاب نکن • ۲۴ ساعته چت نکن • سر کلاس درس غيبت نکن • با دختر شمسیخانوم دل و قلوه ردّ و بدل نکن • خيابونها رو متر نکن • تو سياست دخالت نکن • با دخترهای مردم هر کاری دلت خواست نکن • شب برای شام دير نکن • با مأمور پليس کلکل نکن • چراغ قرمز رو عشقی رد نکن • موبايلت رو Reject نکن • استادت رو اُسگل نکن • حذف پزشکی نکن • آستين کوتاه تنت نکن • همه رو دودره نکن
دوره ي سربازی: • موهات رو بلند نکن • روت رو زياد نکن • از اوامر سرپيچی نکن • فرار نکن • با اسلحه شوخی نکن • غيبت نکن • به آينده فکر نکن • درگيری ايجاد نکن • به فرمانده بیاحترامی نکن • غير از خدمت به هيچ چيز ديگری فکر نکن • با رئيس عقيدتی جرّ و بحث نکن • اعتراض نکن • با دختر شمسی خانوم نامه نگاری نکن • از تلف شدن وقتت ناله نکن • از آشپزخونه دزدی نکن.
دوره ي شوهر بودن: • با زنت شوخی نکن • زنت رو با دختر شمسی خانوم مقايسه نکن • به زنت خيانت نکن • با دوستانت الواتی نکن • تو Orkut خودت رو Single معرفی نکن • به زنهای ديگه نگاه نکن • موبايلت رو قايم نکن • از عکسهای قبل از ازدواجت نگهداری نکن • پولت رو خرج دوستات نکن • رفتار دوران مجرّدی رو تکرار نکن • غير از زندگی مشترک به هيچ چيز فکر نکن • ريسک نکن • بدون اجازهء زنت هيچ کاری نکن.

ميلاد با سعادت
هشتمين ستاره تابناك آسمان امامت و ولايت، امام هشتم شيعيان
حضرت علی بن موسی الرضا (ع)
بر تمامي عاشقان خاندان عترت و طهارت
و بر تمامي آزاد مردان و آزاد زناني كه او را می شناسند مبارك باد


واسه اون گنبد زرين
پشت كوه های خراسون مرقد پاكتو ديدن
واسه او صحن مطهر تو غروب كنار ايوون
واسه كفترای معصوم كه تو آسمون می گردن واسه آدمای مغموم كه ميان دخيل می بندن
واسه اون هوای تازه كه پر از عطر گلابه گه دستم به ضريحت برسه واسم يه خوابه
واسه اون حوض قشنگی كه پر از آب زلاله واسه سنگ فرشای ايوون كه برام خواب و خياله
دل من تنگه ميدونی كاشكی قابلم بدونی
گوشه هایی از صفات و ویژگی های علی بن موسی علیه السلام
ابراهيم بن عباس صولى گويد: هرگز نديدم چيزى از امام رضا عليه السلام پرسيده شود و او پاسخش را نداند و در زمان و عصر او كسى را داناتر و آگاه تر از او نيافتم.
همو مى گويد: هرگز نديدم ابوالحسن عليه السلام كسى را با سخن خود ناراحت كند و هرگز سخن كسى را قطع نمى كرد. هيچ گاه - در صورت قدرت و توانايى - حاجت كسى را رد نمى كرد. هرگز پاى خود را در برابر همنشينش نمى گشود و در نزد او بر جايى تكيه نمى داد. هرگز صداى آن حضرت به قهقه بلند نمى شد، بلكه خنده آن حضرت فقط تبسم بود.
حضرت عليه السلام همواره همراه غلامان بر سر يك سفره مى نشست و مىفرمود: هيچ كس را بر ديگرى برترى نيست مگر به تقوا و اطاعت از خداوند. يكى از همراهان حضرت در سفر امام عليه السلام از مدينه به خراسان چنين مى گويد:
با حضرت رضا عليه السلام در سفر خراسان همراه بودم. حضرت با تمام خدمتكاران و غلامان بر سفره واحدى مى نشست. روزى به حضرت عرض كردم: فدايت شوم بهتر است سفره بندگان و خدمتكاران را جدا فرمائيد. امام فرمود: ان الله تبارك و تعالى واحد و الام واحد و الاب واحد و الجزاء بالاعمال؛ خداى تبارك و تعالى- كه خداوند همه ما است- يكى است و همه از يك پدر و مادر هستيم و كيفر و پاداش همه به واسطه اعمال است، پس جدايى در طعام چرا؟
حضرت عليه السلام در پاسخ مردى كه به وى گفت بود« به خدا سوگند، تو بهترين مردمانى» فرمود: قسم نخور! هر كس از من متقى تر باشد و خداوند را از من بهتر بندگى نمايد از من بهتر است.

حدیث سلسلة الذهب
امام در حركتش از مدينه به خراسان به شهر نيشابور رسيد مردم زيادى به استقبال امام عليه السلام شتافتند و از امام درخواست كردند تا آنها را با حديثى از پدران خود خشنود سازد. امام عليه السلام فرمود: پدرم از پدرش و او نيز از پدرش... تا على عليه السلام و او از رسول خدا(ص) و رسول خدا(ص) نيز از خداوند متعال نقل فرمود كه:
لااله الاالله حصنى فمن دخل حصنى امن من عذابي؛ لااله الاالله دژ استوار من است، پس هر كس در اين حصار وارد شود از عذابم محفوظ است.
امام چند قدمى حركت كردند و سپس برگشت و فرمود: بشرطها و انا من شروطها، به شرط هاى آن و من از جمله شرط هاى آن هستم.
سخنانی از امام رضا علیه السلام
تا كسى سه خصلت در او نباشد مؤمن نيست؛ سنتى از پروردگارش و سنتى از پيغمبرش و سنتى از ولى و امامش؛ پس سنتى كه از پروردگارش بايد داشته باشد راز پوشى است و سنتى كه از پيغمبرش بايد داشته باشد مدارا كردن با مردم است و سنتى كه از امامش بايد بياموزد شكيبايى كردن در شدت و سختى است.
ليست العبادة كثرة الصوم و الصلاة و انما العبادة فى التفكر فى الله؛ عبادت به زيادى نماز و روز نيست، همانا به زيادى تفكر در آثار خداوند است.
دوست هر انسانى عقل اوست، و دشمن هر انسانى، نادانى اوست.
فضيل بن يسار از امام عليه السلام روايت كرده كه گفت: ايمان برتر است از اسلام، و تقوا برتر است از ايمان، و يقين برتر است از تقوا و به بنى آدم چيزى بهتر و برتر از يقين عطا نشده است.

پيامبر اكرم صلي اللّه و عليه و آله فرمودند :
زود باشد كه پاره اي از تن من در خراسان دفن گردد و هيچ مؤمني زيارت
نمي كند او را مگر اينكه حق تعالي بهشت را بر او واجب گرداند و بدنش
را بر آتش جهنّم حرام گرداند .
همچنين رسول الله صلّي الله و عليه و آله فرموده اند :
پاره اي از بدن من در خراسان دفن خواهد شد هرغمناكي كه او را زيارت
كند البته حق تعالي غمش را زائل گرداند وهر گناهكاري كه او را زيارت
كند البته خدا گناهانش را بيامرزد .
همچنين از حضرت امام رضا صلوات الله عليه روايت شده است كه
فرموده اند :
هر كه مرا زيارت كند با اين دوري قبر من بيايم به نزد او در سه موطن
در روز قيامت تا او را خلاصي بخشم از ترسهاي آنها :
در وقتي كه نامه هاي نيكوكاران در دست راست ايشان و نامه هاي بدكاران
در دست چپ ايشان پرواز كند و نزد صراط و نزد ترازوي اعمال
از امام محمّد تقي عليه السّلام ، يگانه فرزند علي بن موسي الرّضا صلوات
الله عليه روايت شده است :
در ميان دو كوه طوس قطعه اي از زمين است كه از بهشت برداشته شده
است هر كه داخل شود در آن ايمن خواهد بود در روز قيامت از آتش .
و همچنين از آن حضرت فرموده اند :
من ضامنم ازجانب حق تعالي بهشت را از براي هركه زيارت كند قبر پدرم
را بطوس در حالي كه عارف به حق آن حضرت باشد .

شهادت امام علم و تقوی وصداقت جعفربن محمد(ع)
تسلیت باد

عيد است و پيش از اين مژده به خمار آمده
برچرخ ،دوش ازجام جم، با ما به ديدار آمده
عيدآمد از خلد برين، شد شحنه ي روي زمين
هان ماه نو امضاش بين، امروز در کار آمده
هر جا زبويش عنبري، هر مي زجويش کوثري
هر روز رويش عبهري، بر برگ گلنار آمده
مي آفتاب زر فشان، جام بلورش آسمان
مشرق کف ساقيش دان، مغرب لب يار آمده
درود بر لب هايي که جز به عشق روزه نگشادند ،
بر چشم هايي که فرشتگان را در زلالشان به سجده مي ديدي.
پر برکت باد دست هايي که تا عشق قد کشيدند
و شانه هايي آن چنان مهربان که سيمرغ را رغبت فرود آمدن پديد آوردند.
سلام بر شما که ماه ضيافت عشق را به بدرقه نشسته ايد،
وهلال عيد بر پيشاني آسمانتان مي درخشد.
تهنيت باد بر شما ياران که اين عيد بهاي عشقتان است.
برايتان رمضان هاي نوراني فراوان آرزومندم.

تو هديه های کوچک را قبول می کنی
خدايا !
تو ! فقط تو با همه مهربانی
حتی با کسی که هیچ کس به او مهر نمی ورزد.
تو کسی را می پذیری که هیچ سرزمینی او را نمی پذیرد.
تو ! فقط تو هستی که نیازمندان را کوچک نمی بینی
و از خانه ی خودت دورشان نمی کنی !
تو کوچک ترین هدیه ها را می پذيری ،
قدر کارهای کوچک را می دانی
و با پاداش های بزرگ قدردانی ات را نشان می دهی .
هر کسی به سویت بیاید، تو هم به او نزدیک می شوی
و هر که به تو پشت کند، تویی که صدایش می کنی !
تو که مهربانی !
فرازی از دعای امام سجاد (ع) در روز عید فطر
چه سخت است زمان خداحافظی
زمان دل کندن
و جدا شدن ...
پایان مهمانی
مهمانی که میزبانش خداست
مهمانی که دل را تا به عرش می برد
مهمانی که لذت مناجات با رب را یادآور می شود
بوی اللّهم انّی اسئلک ... وقت سحر
بوی ربّنای دم افطار
و مناجاتی که زلال و پاک از دل سرچشمه می گیرد
و در قطره قطره اشک جاری می شود
و من در لحظات پایانی این مهمانی دلتنگ هستم
دلتنگ لحظاتی که چشم بر هم زدنی گذشت
دلتنگ شب های بیداری
و دلتنگ خلوت های عاشقانه
این لحظات پایان می یابند ؟!
آيا باز هم تکرار خواهند شد ؟
در کلاس روزگار
درس های گونه گونه هست :
درس دست يافتن به آب و نان
درس زيستن کنار اين و آن
درس مهر
درس قهر
درس آشنا شدن
درس با سرشک غم ز هم جدا شدن
در کنار اين معلمان و درس ها
در کنار نمره های صفر و نمره های بيست
يک معلم بزرگ نيز
در تمام لحظه ها
در تمام عمر
در کلاس هست و در کلاس نيست
نام اوست " مرگ "
و آنچه را که درس ميدهد " زندگی " است
املای بی نمره تکلیف اجباری
درسی پر از ابهام معنای بیزاری
رگبار تلخیها تصمیم کبری بود
خط خوش امروز تصویر فردا بود
با هم نوشتیم و با هم درو کردیم
بی وقفه حاصل را تقدیم تو کردیم
با ترکهء بیداد عمری ورق خوردیم
بار امانت را بر دوش شب بردیم
با گریه خندیدیم با خنده پوسیدیم
پرپر شدنها را با چشم خود دیدیم
املای بی نمره خطی بلاتکلیف
آوارگی بر دوش مشق ریا در کیف


سلام بر مهدی ، کسی که وعده داده خداوند جميع امتها را که جمع کند به وجود او کلمه ها را ( وحدت کلمه ) و گرد آورد به وسيله او پراکندگيها را و پر کند به او زمين را از عدل و داد و به سبب او وعده فرجی را که به مومنين داده ، ادا نمايد .
حلول ماه پربرکت شعبان المعظم و رخداد مهم اين ماه ، ميلاد با سعادت دوازدهمين اختر سپهر امامت و ولايت ، قائم آل محمّد ( صلی الله علیه و آله و سلم ) و مهديّ منتظر ( عــج ) را به تمام ی شیعیان آن حضرت تبریک گفته ، تعجیل در ظهور آن امام همام را از ذات اقدس احدیت مسئلت دارم.

در زمستان غيبت ، بر محمل بهار ديدمت که نماز
مي گزاري
و شنيدم ذکر قنوتت را ، چشيدم حلاوت
دعايت را و ديدم زيبايي رکوع و سجودت را
توحاضري در لحظه لحظه زيستن ما
نفس کشيدن ما ، نشستن ما
برخاستن ما ، در هر پگاه و نگاه ما
و در رژفاي نماز و نياز ما

شب میلاد تو ای یار مرا شب غمگینی بود , خانه با یاد تو از گل لبریز
همه جا پرتو لرزنده ی شمع ,دوستانت همه جمع , عاشقانت همه شاد
لیک در جمع عزیزان تو نبودی افسوس ...
همه با یاد تو در طیف سرور خانه در گل مستور , همه جا لعمه ی نور
یاد شیرین تو در جمع نشاط , عکس زیبای تو در جام بلور
لیک در جمع عزیزان تو نبودی افسوس ...
همه با یاد تو خندان بودند , من (( خانه به طوفان داده )) در میان همه گریان بودم
شمع هم همراه دل من می سوخت و کسی آگه از این راز نبود, چه کنم ؟بی تو در شادی ها بر دلم باز نبود
شمع هم گریان بود لیک ای معنی عشق , اشک دل داده کجا گریه شمع کجا ؟
من کجا با دل تنگ , شادی جمع کجا ؟
چه شب تلخی بود , شب تنهایی من , من که در بستر غمها بودم
من که از اشک غریبانه چو دریا بودم
تو ندانی که چه تنها بودم
کا ش می دانستی شب میلاد غریبت ای یار , من به اندازه ی چشم همه مردم شهر ,
گریه کردم در خویش
گریه ام بدرقه ی راهت باد
شب میلاد تو من بودم و اشک , من که از اشک غریبانه چو دریا بودم
آه ای معنی عشق , تو ندانی که چه تنها بودم


سوم شعبان، ولادت فرخنده مهتر جوانان بهشت و آموزگار شهادت، حضرت حسین بن علی علیه السلام مبارک و
خجسته باد![]()

بیا ساقی که وقت عیش و نوش است
بیا میلاد پیر می فروش است
مدینه غرق شور و شادمانی است
که شور و شادمانی اش جهانی است
در و دیوار یثرب می زند داد
که شد خون خدا را شام میلاد
امین وحی احمد را خبر داد
مه ذ ات حق به زهرایت پسر داد
بزن مضراب ناقوس قدر را
خبر کن فطرس بی بال و پر را
سلام بر تو ای پنجمین ستاره دوست
ای از پس پشت پدران شامخ و مادران مطهر
ای پدرت سالار اهل ایمان و ای مادرت حوری پرده نشین ملکوت .
سلام بر تو ای وارث آدم .
ای روح پریشان علی (ع) و ای جان محمد (ص).
شهادت می دهم که/سزاوارانه/شریعت را پاس داشتی و به نیکی فراخواندی و از زشتی زنهار دادی و خدا را خالصانه بندگی کردی چندان که تو را یقین در رسید.
سلام برتو ای صدیق اکبر و برآن جان های عاشق که بردرگاه خجسته تو بار افکندند .
سلام بر تو ای سفیر خدا بر خلقش
ای وارث تورات و انجیل و زبور
ای گنجور کتاب مسطور
ای امین خداوند رحمان و ای شریک قرآن .
سلام بر تو ای آستانه باب علم الهی
و ای رازگاه خدایی .
سلام بر تو ای پاک که هر پلیدی /به یمن نام مطهرت /همنشین پاکی می شود .
( سیدباقر میرعبداللهی )

چهارم شعبان سالروز میلاد یل ام البنین(س) حضرت عباس(ع) مبارک باد

امشب علی گلبوسه بر چشمان مستش می زند
گلبوسه ها بر سینه و بازو و دستش می زند
فریاد شوق از غیرت و یکتا پرستش می زند
لبخند بر ام البنین از ناز شصتش می زند
دست من و دامان تو یا حضرت عباس
درد من و درمان تو یا حضرت عباس
ژولید شده معجزه گر دیشب و امشب
حق داده علی را دو پسر دیشب و امشب
***********
یادم ز وفای اشجع ناس آید وز چشم ترم سوده الماس آید
آید به جهان اگر حسین دگری هیهات برادری چو عباس آید
***********
ای که حاجت ز حسین می طلبی دقت کن
پرچم شاه بسوی حرم عباس است
حضرت امام سجاد(ع) درمورد مقام حضرت ابوالفضل(ع) فرمودند: برای عمویم عباس در روز قیامت مقامی است که همه ی شهدا به آن غبطه می خورند.

مناجات عاشقانه ی امام سجاد(ع)
دعای ابوحمزه
خدایا! من همانم که طفل کوچکی بودم مرا پروراندی، و گمراهی بودم که هدایتم کردی، و گرسنه ای بودم که سیرم کردی، و تشنه ای بودم که سیرابم نمودی،و برهنه ای که پوشاندی و ذلیلی که عزیزش کردی و مریضی که شفایش بخشیدی و گناهکاری که گناهش را پوشاندی ...
خدایا! من همانم که در خلوتم از تو شرم و حیا نکردم و در مقابل دیگران هم مراقب وظایف بندگی ام نبودم. من صاحب ماجراهای بزرگی هستم. من همانم که بر مولای خودش جسارت کرده. من همانم که به گناهان بزرگ رشوه داده. من همانم که وقتی مژده گناه به او دادند به سوی آن شتافت. من همانم که به من مهلت دادی اما من برنگشتم و گناهم را پوشاندی اما من حیا نکردم و گناه و معصیت را از حد گذراندم. من همانم که مرا از نظر انداختی اما باز هم ترسی نداشتم. آنقدر به من مهلت دادی، آنقدر گناهم را پوشاندی، تا جایی که فکر کردم مرا فراموش کرده ای و یا از من شرم نموده ای ...
خدایا! اگر معصیت تو را کردم به خاطر انکار خداوندی ات نبود و سینه در مقابل عذابت سپر نکردم و وعده مجازاتت را سبک نشمردم. بلکه گناهانم خطایی بود که عارض شد و هوی و هوس بر من غلبه کرد و پرده پوشی ات مغرورم ساخت ...
اکنون چه کسی مرا از عذابت نجات خواهد داد؟ اگر رشته محبتت را از من ببری به رشته چه کسی چنگ زنم؟ پس وای بر من آن هنگام که تمام اعمالم را به شمار آوری ... اگر نبود کرم و رحمت بی پایانت و نهی تو از نومیدی، به خاطر یادآوری گناهانم به کلی ناامید می شدم ...
خدای من! از التماس به درگاهت دست برنمی دارم، چراکه دلم گواه رحمت بی پایان توست ... اگر گردنم را به زنجیرهای قهرت ببندی و درمیان بندگانت رسوایم سازی و مرا در آتش افکنی هرگز امیدم از تو قطع نخواهد شد و محبتت از دلم بیرون نخواهد رفت ... من هرگز بخشش ها و پرده پوشی هایت را فراموش نمی کنم


مبعث خاتم الانبیاء محمد مصطفی
(ص)برتمامی مسلمین جهان مبارک
باد.