سوم شعبان، ولادت فرخنده مهتر جوانان بهشت و آموزگار شهادت، حضرت حسین بن علی علیه السلام مبارک و
خجسته باد

بیا ساقی که وقت عیش و نوش است
بیا میلاد پیر می فروش است
مدینه غرق شور و شادمانی است
که شور و شادمانی اش جهانی است
در و دیوار یثرب می زند داد
که شد خون خدا را شام میلاد
امین وحی احمد را خبر داد
مه ذ ات حق به زهرایت پسر داد
بزن مضراب ناقوس قدر را
خبر کن فطرس بی بال و پر را
سلام بر تو ای پنجمین ستاره دوست
ای از پس پشت پدران شامخ و مادران مطهر
ای پدرت سالار اهل ایمان و ای مادرت حوری پرده نشین ملکوت .
سلام بر تو ای وارث آدم .
ای روح پریشان علی (ع) و ای جان محمد (ص).
شهادت می دهم که/سزاوارانه/شریعت را پاس داشتی و به نیکی فراخواندی و از زشتی زنهار دادی و خدا را خالصانه بندگی کردی چندان که تو را یقین در رسید.
سلام برتو ای صدیق اکبر و برآن جان های عاشق که بردرگاه خجسته تو بار افکندند .
سلام بر تو ای سفیر خدا بر خلقش
ای وارث تورات و انجیل و زبور
ای گنجور کتاب مسطور
ای امین خداوند رحمان و ای شریک قرآن .
سلام بر تو ای آستانه باب علم الهی
و ای رازگاه خدایی .
سلام بر تو ای پاک که هر پلیدی /به یمن نام مطهرت /همنشین پاکی می شود .
( سیدباقر میرعبداللهی )

چهارم شعبان سالروز میلاد یل ام البنین(س) حضرت عباس(ع) مبارک باد

امشب علی گلبوسه بر چشمان مستش می زند
گلبوسه ها بر سینه و بازو و دستش می زند
فریاد شوق از غیرت و یکتا پرستش می زند
لبخند بر ام البنین از ناز شصتش می زند
دست من و دامان تو یا حضرت عباس
درد من و درمان تو یا حضرت عباس
ژولید شده معجزه گر دیشب و امشب
حق داده علی را دو پسر دیشب و امشب
***********
یادم ز وفای اشجع ناس آید وز چشم ترم سوده الماس آید
آید به جهان اگر حسین دگری هیهات برادری چو عباس آید
***********
ای که حاجت ز حسین می طلبی دقت کن
پرچم شاه بسوی حرم عباس است
حضرت امام سجاد(ع) درمورد مقام حضرت ابوالفضل(ع) فرمودند: برای عمویم عباس در روز قیامت مقامی است که همه ی شهدا به آن غبطه می خورند.

مناجات عاشقانه ی امام سجاد(ع)
دعای ابوحمزه
خدایا! من همانم که طفل کوچکی بودم مرا پروراندی، و گمراهی بودم که هدایتم کردی، و گرسنه ای بودم که سیرم کردی، و تشنه ای بودم که سیرابم نمودی،و برهنه ای که پوشاندی و ذلیلی که عزیزش کردی و مریضی که شفایش بخشیدی و گناهکاری که گناهش را پوشاندی ...
خدایا! من همانم که در خلوتم از تو شرم و حیا نکردم و در مقابل دیگران هم مراقب وظایف بندگی ام نبودم. من صاحب ماجراهای بزرگی هستم. من همانم که بر مولای خودش جسارت کرده. من همانم که به گناهان بزرگ رشوه داده. من همانم که وقتی مژده گناه به او دادند به سوی آن شتافت. من همانم که به من مهلت دادی اما من برنگشتم و گناهم را پوشاندی اما من حیا نکردم و گناه و معصیت را از حد گذراندم. من همانم که مرا از نظر انداختی اما باز هم ترسی نداشتم. آنقدر به من مهلت دادی، آنقدر گناهم را پوشاندی، تا جایی که فکر کردم مرا فراموش کرده ای و یا از من شرم نموده ای ...
خدایا! اگر معصیت تو را کردم به خاطر انکار خداوندی ات نبود و سینه در مقابل عذابت سپر نکردم و وعده مجازاتت را سبک نشمردم. بلکه گناهانم خطایی بود که عارض شد و هوی و هوس بر من غلبه کرد و پرده پوشی ات مغرورم ساخت ...
اکنون چه کسی مرا از عذابت نجات خواهد داد؟ اگر رشته محبتت را از من ببری به رشته چه کسی چنگ زنم؟ پس وای بر من آن هنگام که تمام اعمالم را به شمار آوری ... اگر نبود کرم و رحمت بی پایانت و نهی تو از نومیدی، به خاطر یادآوری گناهانم به کلی ناامید می شدم ...
خدای من! از التماس به درگاهت دست برنمی دارم، چراکه دلم گواه رحمت بی پایان توست ... اگر گردنم را به زنجیرهای قهرت ببندی و درمیان بندگانت رسوایم سازی و مرا در آتش افکنی هرگز امیدم از تو قطع نخواهد شد و محبتت از دلم بیرون نخواهد رفت ... من هرگز بخشش ها و پرده پوشی هایت را فراموش نمی کنم
