تقدیم به عشق

نسيم دوست ساسان

نسيم دوست ساسان

تركه با دوست دخترش ميرن پارك تركه ميگه :عزيزم اگه اين درخت كاج زبون داشت الان به ما چي ميگفت ؟ دختره ميگه اگه زبون داشت ميگفت كره خر من زردآلوام نه كاج.
 

از يك معتاد ميپرسن چطور شد كه معتاد شدي؟ ميگه با بچه ها قرار گزاشتيم روزهاي تعطيل تفريحي بكشيم يه هويي خورديم به عيدنوروز.

به طرف ميگن انگيزت چيه هي كنكور ميدي؟ ميگه:والا به خاطر سانديس وكيك.

اصفهانیه مرده بود، روی سنگ قبرش نوشته بودن، احمدآقا مرده اس ولی مغازه بازه اس.
 

عبارت «کلاه سرت گذاشتن تا زانو» یعنی چه؟ الف) فروش پراید دوگانه سوز بدون مخزن. ب) قول تحویل ال نود تا پس فردا. ج) تحویل پژو جي ال ايكس با یک مأمور آتش نشانی در صندوق عقب. د) من مادرم مریضه، کارت سوختتو بده، چند لیتر بنزین بزنم.
 

عشق با لبخند شروع ميشود.با بوسه شکوفا ميشود.با گريه رشد ميکند.با 110 تمام ميشود.

زنه از شوهرش مي پرسه از چيه من بيشتر خوشت مي آد؟ از صورت زيبا و يا هيكل متناسبم؟ مرده يه نگاهي به سر تا پاي زنش مي ندازه و ميگه از اعتماد به نفست!!!

باتشكر ازدوست عزيزم هاشم سكاكي از نيشابور
 

ترکه توي اتوبوس پر جمعيت پيله كرده بود به راننده و در گوش راننده حرف مي زد. راننده مرتب بهش مي گفت: برو بشين سر جات. اخرش مسافرها به راننده مي گن: اقاي راننده به حرفش گوش كن شايد كاري داره. راننده مي گه: نه بابا اومده به من مي گه: چپ كن يه كم بخنديم.

باتشكر ازدوست عزيزم حسام
 

كدام مورد كوتاه‌تر است؟ الف) مدت خوشحالي بعد از قبول‌شدن در دانشگاه ب) عمر پدر دانشجويان دانشگاه آزاد ج) مانتوي خواهران دانشجو د) پاي فارغ‌التحصيلان نسبت به دستشان

 قبل از ازدواج ٠ ٠ ٠ مرد: آره، ديگه نمی‌‌تونم بيش از اين منتظر بمونم. زن: می‌‌خواهى من از پيشت برم؟ مرد: نه! فکرش را هم نکن. زن: منو دوست داری؟ مرد: البته! زن: آيا تا حالا به من خيانت کردی؟ مرد: نه! چرا چنين سوالى می‌‌کنی؟ زن: منو مسافرت می‌‌بری؟ مرد: مرتب! زن: آيا منو می‌‌زنی؟ مرد: به هيچوجه! من از اين آدما نيستم! زن: می‌‌تونم بهت اعتماد کنم؟ ٠ ٠ ٠ بعد از ازدواج همين متن را اين دفعه از پائين به بالا بخوانيد.

 ديرين ديرين ديرين ديرين ديرين ديرييييين ديييريريرين . . . . . . . . . . . بي ذوق با احساس بخون آهنگ پلنگ صورتي.
 

باتشكر ازدوست عزيزم رضا ازدزفول

 

دلنوشته ها

دلنوشته ها


 پازل دل يکي رو بهم ريختن هنر نيست ..... هر وقت با تيکه هاي شکسته ي دل يک نفر يک پازل دل جديد براش ساختي هنر کردي.

 مطمئن باش که در زماني مناسب خداوند براي گفتن حرفي به جا و شجاعانه وسيله اي را طوري برايت فراهم مي کند که هر گز فکرش را هم نمي کني. بروس ويل کنسن

 شايد آن روز که سهراب نوشت : تا شقايق هست زندگي بايد کرد )) خبري از دل پر درد گل ياس نداشت بايد اينجور نوشت هر گلي هم باشي چه شقايق چه گل پيچک و ياس زندگي اجبارست.

 مينويسم يادگاری تا بماند روزگاری گر نماند روزگاری این بماند یادگاری سرسبزترین بودم و زردم کردی تبعیدی فصل شوم و دردم کردی من چشم و چراغ این و آن بودم انگشت نما و کوچه گردم کردی.


قانون معرفت ميگه: باهام باشي باهاتم...... ديوونه بشي ديوونه ميشم....... مريض بشي مريض ميشم...... بميري ميميرم..... تنهام بذاري ......منتظرت ميمونم.

تصور كن اگر قرار بود هر كس به اندازه ي دانش خود حرف بزند چه سكوتي بر دنيا حاكم ميشد ... ..... ناپلئون.


همیشه نگاهی رو باور کن که وقتی از اون دور شدی در انتظارت بمونه.


امام حسين (ع) فرمود: کاري مکن که از آن پوزش بخواهي، زيرا مومن نه بد مي کند و نه عذر مي طلبد و منافق هر روز بد مي کند و عذر مي خواهد.

بشکن طلسم حادثه را بشکن ! مهر سکوت , از لب خود بردار, منشين به چاهسار فراموشي ,بسپار غم خويش به راه , بسپار.............(حميد مصدق)

باتشكر ازدوست عزيزم سارا


پرسيدم عشق چيست؟ گفت: آتشي است. گفتم مگر آن را ديده اي؟ گفت نه در ان سوخته ام.

باتشكر ازدوست عزيزم حسام

 

به ياد يار.

 به ياد يار

صد بار قسم خوردم كه نام تو رو بر زبان نياورم . ولي افسوس قسم هم نام تو بود.

 میل به عشق, قاطعانه ترین نشانه برای اثبات وجود خداوند است.گواه دیگری وجود ندارد. چون انسان عشق می ورزد, پس خدا وجود دارد. چون انسان بدون عشق نمی تواند زندگی کند, پس خدا وجود دارد.

باتشكر ازدوست عزيزم مجيد

 يادت باشه كه دنيا "كروي"است هر وقت احساس كردي اخرش

                          است.شايد نقطه ي شروع باشد... 


 خواستم خودم رو گول بزنم.همه خاطراتم رو انداختم يه گوشه و گفتم: فراموش...اما يه "چيزي ته دلم خنديد و گفت:" يادمه!...


 بر خاک بخواب نازنين،تختی نيست. آواره شدن ,حکايت سختی نيست. از پاکی اشکهای خود فهميدم . لبخند هميشه راز خوشبختی نيست.

باتشكرازدوست عزيزم صدف از قائمشهر


تو را گم مي كنم هر روز و پيدا مي كنم هر شب ... بدين سان خواب ها را با تو زيبا مي كنم هر شب ... تبي اين كاه را چون كوه سنگين مي كند آنگاه ... چه آتش ها كه در اين كوه برپا مي كنم هر شب ...

فرصت براي گريستن دارم اما براي ديدنت همين يك لحظه باقيست.
 

باتشكر ازدوست عزيزم سارا


 چه نورانی اند دوستی ها وقتی این اکسیر مقدس ، نامهربانی ها را به مهربانی و کدورت ها را به لطف و دوری ها را به نزدیکی تبدیل می کند...... چندباری چشیده ام ، فوق العاده زیباست ، هرچند که تحمل تلخی ابتدایش سخت می نماید.

 زمين عاشق شد و آتشفشان كرد و هزار هزار سنگ آتشين به هوا رفت. خدا يكي از آن هزار هزار سنگ آتشين را به من داد تا در سينه‌ام بگذارم و قلبم باشد.

باتشكر از دوست عزيزم حميد يوسفي از نيشابور


ليلي زیر درخت انار نشست.درخت انار عاشق شد گل داد سرخ سرخ .گلها انار شد ؛داغ داغ . هر اناری هزار تا دانه داشت . دانه ها عاشق بودند دانه ها توی انار جا نمی شدند انار كوچك بود . دانه ها تر كیدند ؛انار ترك برداشت . خون انار روی دست لیلی چكید .لیلی انار ترك خورده را از شاخه چید . مجنون به لیلی اش رسید .خدا گفت : راز رسیدن فقط همین بود كافیست انار دلت ترك بخورد.

باتشكر ازدوست عزيزم جعفر هوايي از نيشابور


 در دادگاه عشق ... قسمم قلبم بود وكيلم دلم و حضار جمعي از عاشقان و دلسوختگان . قاضي نامم را بلند خواند و گناهم را دوست داشتن تو اعلام كرد و پس محكوم شدم به تنهايي و مرگ . كنار چويه ي دار از من خواستند تا اخرين خواسته ام را بگويم و ومن گفتم : به تو بگويند ... دوستت دارم.


باتشكر ازدوست عزيزم هدي

آری آغاز دوست داشتن است.

 

آري آغاز دوست داشتن است.

 به کودکي گفتند : عشق چيست؟ گفت : بازي. به نوجواني گفتند : عشق چيست؟ گفت : رفيق بازي. به جواني گفتند : عشق چيست؟ گفت : پول و ثروت. به پيرمردي گفتند : عشق چيست؟ گفت :عمر. به عاشقي گفتند : عشق چيست؟ چيزي نگفت.آهي کشيد و سخت گريست.

 بد نيست اگر کمي به هم فکر کنيم در بحبوحه خنده به غم فکر کنيم بد نيست اگرخانه ما سيماني است به خشت و گل و نفوذ نم فکر کنيم هر وقت زيادمان دلي ميشکند بد نيست که يک لحظه به کم فکر کنيم من عاشق و تو هر که در اين عصر غريب بد نيست اگر کمي به هم فکر کنيم.

ساعت 3 شب بود که صدای تلفن , پسری را از خواب بیدار کرد. پشت خط مادرش بود .پسر با عصبانیت گفت: چرا این وقت شب مرا از خواب بیدار کردی؟مادر گفت:25 سال قبل در همین موقع شب تو مرا از خواب بیدار کردی؟ فقط خواستم بگویم تولدت مبارک. پسر از اینکه دل مادرش را شکسته بود تا صبح خوابش نبرد , صبح سراغ مادرش رفت . وقتی داخل خانه شد مادرش را پشت میز تلفن با شمع نیمه سوخته یافت ولی مادر دیگر در این دنیا نبود.


باتشكراز دوست عزيزم حسام


 اهالي يک دهکده تصميم گرفتند تا براي نزول باران دعا کنند. در روز موعود، همهء مردم براي مراسم دعا در محلي جمع شدند و تنها يک پسر بچه با خودش چترآورده بود و اين يعني ايمان.

 اونيكه ميگفت جونش به جونت بنده حالا داره به گريه هات ميخنده اوني كه مي گفت بدون تو ميميره دروغ ميگه دلش جنس كويره دروغ ميگه تو گوش نده به حرفاش نگو هنوز ميخواي بموني باهاش خيال نكن بدون اون ميميري بزار بره نباشه جون ميگيري.

باتشكر ازدوست عزيزم رضا از دزفول

 

بعضي عشقها مثل حضرت نوح اند. فقط از ترس طوفان ميان طرف تو _بعضي عشقها مثل حضرت آدم اند. فقط خاصيتشون اينه که اولينه _بعضي عشقها مثل حضرت ابراهيم اند. بايد توشون همه چيتو قرباني کني _بعضي عقشها مثل حضرت مسيح اند. آخرش آدم رو به صليب مي کشند _بعضي عشقها مثل حضرت موسا اند. يه خورده که دور بشي جات رو يه گوساله پر مي کنه.

باتشكر ازدوست عزيزم فيونا از بيرجند 

 انديشيدن به پايان هرچيزي شيريني حضورش را تلخ مي کند... بگذار پايان تو را غافلگير کند درست مانند آغاز.

 باتشكرازدوست عزيزم صدف از قائمشهر


 ماهي به آب گفت : تو نميتوني اشكاي منو ببيني , چون من توي آبم... آب جواب داد اما من ميتونم اشكاي تو رو احساس كنم چون تو توي قلب مني. 

 باتشكر ازدوست عزيزم جعفرهوايي از نيشابور
 

  اگه عشقم حقيره ! اگه جسمم کويره ! اگه هميشه تنهام ! اگه خاليه دستام ! براي تو عاشق ترين عاشق دنيام.

با تشكر ازدوست عزيزم دانيال ناصري از نيشابور

عشق را رنگ آبي زدم، دوست داشتن را قرمز، نامردي را سياه، دروغ را سفيد، ولي نمي دانم چرا به تو كه ميرسم نمي دانم مهرباني چه رنگي است.

 مي داني ديشب در عمق تنهاييم در سکوت پايان نا پذير اتاقم دلم براي خودم سوخت و خاکستر شد براي دلي که هيچ ظلمي نکرد و هيچ جفايي نکرد و هيچ کس را نيازارد. اما خود ظلم و جفا ديد و شکست و خرد شد.

با تشكر ازدوست عزيزم هدي

سلام من امدم.سلام من امدم.

 

منو تنها نذار

منو تنها نذار


 تنها كساني كه مارا ميرنجانند. عزيزاني هستند كه هميشه كوشيده ایم از ما نرنجن.

 الو سلام منزل خداست؟؟ اين منم مزاحمي كه آشناست........ هزار دفعه اين شماره را دلم گرفته است...... ولي هنوز پشت خط در انتظار يك صداست......... شما كه گفته ايد پاسخ سلام واجب است....... به ما كه مي رسد حساب بنده ها جداست؟؟


باتشکر ازدوست عزیزم صدف از قائمشهر


 منم مزاحمي که آشناست هزار دفعه اين شماره را دلم گرفته است ولي هنوز پشت خط در انتظار يک صداست شما که گفته ايد پاسخ سلام واجب است به ما که مي رسد ، حساب بنده هايتان جداست؟ الو دوباره قطع و وصل تلفنم شروع شد خرابي از دل من است يا که عيب سيم هاست؟ چرا صدايتان نمي رسد کمي بلند تر صداي من چطور؟ خوب و صاف و واضح و رساست؟ اگر اجازه مي دهي برايت درد دل کنم شنيده ام که گريه بر تمام دردها شفاست دل مرا بخوان به سوي خود تا که سبک شوم.

باتشکر ازدوست عزیزم شیرین از نوشهر
 

چرا وقتی آدمها میفهمند دلی براشون تنگ میشه دلشون از سنگ میشه.


حالم دوباره بد شده...باز دارم دق مي كنم...يكي نيست بگه چته؟....گريه و هق هق مي كنم.

باتشکر ازدوست عزیزم سارا
نظر یادتون نره.
 هرگاه دفتر محبت را ورق زدي و هرگاه زير پايت خش خش برگها را احساس كردي هرگاه در ميان ستارگان آسمان تك ستاره اي خاموش ديدي براي يكبار در گوشه اي از ذهن خود نه به زبان بلكه از ته قلب خود بگو: يادت بخير.

 

 كاش مـي شـد در كنـارت عاشـق و ديوانـه بـودن خرابـت همدل وهـم خانـه بـودن بـا دل مســت و خيالـم خـواب ورويـاي توديـدن كاش مـي شـد در چشـم زيبـاي تـو ديـدن در دل شـب مسـت بــودن پل بـه دنيـاي دلـت زد كاش مـي شـد از نگاهـت و بوسـه نـا غافلــت زد مست چشمـان تـو بـود.


 تو اگه بخواي فقط با يک نگات من برات خورشيد رو آتيش مي زنم يه روزي دلم اگه تو رو نخواد من اونو از توئه سينه مي کنم تو رو به خوده خدا به تمومه اين شبا تو رو جونه رازقي به نماز عاشقي قسمت ميدم قسمت ميدم از عشقم نگذري قسمت ميدم که از اينجا نري.


 اگه مي تونستم تو دنيا ي چيزي باشم مي خواستم اشک تو باشم که تو چشمات متولد بشم روي گونه هات زندگي کنم رو لبات بميرم.

 

 موقعي كه خدا پنجره ي بهشتو باز كرد منو ديد ازم پرسيد امروز چه آرزويي داري؟؟ گفتم خدايا هميشه مواظب اوني كه الان داره اين نوشته رو ميخونه باش چون برام خيلي عزيزه.


 من در حسرت نگاه تو مانده ام من دور از تو و تو دور از من................... من در انتظارت نشته ام تو مهربان من تو عزيزترين من بيا که در انتظارت مرده ام من چشم در راه نيستم ! من خسته از دوريت نيستم ! چون................................................. تو هميشه در فلب مني و من تو رو را هميشه مي نگرم با تمام وجود با تمام وجود با تمام وجود مي خوام بگم که دوستت دارم.

 
 يه سنگ کافيست برای شکستن يه شيشه! يه جمله کافيست برای شکستن يه قلب! يه ثانيه کافيست برای عاشق شدن! يه دوست مثل تو کافيست برای تمام زندگي.

باتشکر از دوست عزیزی که هنوز خودشون رو معرفی نکردند.

 

بابا تو دیگه کی هستی؟؟؟؟؟

 

بابا تو دیگه کی هستی؟؟؟؟؟


 مرا تنها مگذار! بي تو آسمان زيبا نيست و راه رفتن ابرها به راه رفتن مردگاني مي ماند كه از خوابي دير برخاسته اند.


با تشکرازدوست عزیزم محمد جواد نداف ازمشهد
 

 يه دوست فردي هست که آهنگ قلبت رو مي دونه و مي تونه وقتي تو کلمات رو فراموش مي کني اونارو واسه ات بخونه.

 بذار اونقدر شادي داشته باشي که زندگيتو شيرين کنه اونقدر تجربه که قويت کنه اونقدر غم که انسان نگهت داره و اونقدر اميد که شادت کنه.


 الو سلام منزل خداست؟؟ اين منم مزاحمي كه آشناست........ هزار دفعه اين شماره را دلم گرفته است...... ولي هنوز پشت خط در انتظار يك صداست......... شما كه گفته ايد پاسخ سلام واجب است....... به ما كه مي رسد حساب بنده ها جداست؟؟

با تشکرازدوست عزیزم سارا از قائمشهر



 غمم را در دلت جا میگذارم تورا تنهای تنها می گذارم از آن روزی که چشمم برتوافتاد تمام عمرمن هم رفت برباد تو گویی چشمهایت سهر می کرد که آنگونه دلم پر مهر می کرد نگاهت بیشه زاری بود سر سبز و من دیوانه آن بیشه سبز نگاهت بر نگاهم گرم تابید و این دلدادگی را عشق می دید.


اگرميتوانستم تو را مجازات كنم از تو مي خواستم به اندازه اي كه تو را دوست دارم مرا دوست داشته باشي ولي افسوس... افسوس كه آنقدر تو را دوست دارم كه حاضر نيستم تو را حتي اينچنين مجازات كنم......

 يک انسان مي تواند آزاد باشد بي بزرگ بودن اما هيچ انساني نمي تواند بزرگ باشد بي آزاد بودن.

 بيا تا برات بگم آسمون سياه شده ديگه هر پنجره اي به ديواري وا شده بيا تا برات بگم گل تو گلدون خشكيده دست سردم تا حالا دست گرمي نديده بيا تا مثل قديم واسه هم قصه بگيم گم بشيم تو رؤيا ها قصه از غصه بگيم بيا تا برات بگم قصه بره و گرگ كه چه جور آشنا شدن توي اين دشت بزرگ آخه شب بود مي دوني بره گرگو نمي ديد بره از گرگ سياه حرفاي خوبي شنيد بره تنها رو گرگ به يه شهر تازه برد بره تا رفت تو خيال گرگ پريد و اونو خورد بره باور نمي كرد گفت شايد خواب مي بينه.

 تو گفتی در دلت من جاودانم و من گفتم که می خواهم بمانم تومی گفتی امیدی نیست یارا و من سوگند می خوردم خدایا که یادت را ز دل هرگز نرانم به غیر از نام توبرلب نخوانم ولی افسوس ازکارزما که دل می گشت دنبال بهانه من ازعشق خیالی خسته بودم به دورخویش تاری بسته بودم.

 موضوعي كه در ذهن داريد به نوعي حالت سكون رسيده است. ديگر هيچ چيز تازه ايي نمي توانيد از اين وضعيت به دست آوريد. يا بايد عوامل تازه اي وارد ماجرا كنيد و يا از حالت سكون تان بيرون بياييد و به جلو پيش برويد. دور شدن از يك موقعيت راكد اغلب حالت بسيار دشواري است زيرا ممكن است خود را بدون هيچ انگيزه و انرژي و نيرويي بدانيد. در واقع اين وضعيت همة بنية شما را گرفته و بسيار اساسي است كه در اسرع وقت دست به كاري بزنيد،‌ چرا كه تنها شانس موفقيت شما همين است.

با تشکرازدوست عزیزی که هنوز خودشون رو معرفی نکردند.

 

به یاد اولین روز مدرسه.

به یاد اولین روز مدرسه.

 
 پرنده اي كه مقصد را در كوچ ميبيند از ويراني لانه اش نمي هراسد.

باتشکر ازدوست عزیزم فیونا از بیرجند

 با خدا عهد بستم که بار ديگر که تو رو ديدم بگويم از تو دلگيرم ولي باز تو را ديدم و گفتم بي تو مي ميرم.

 نمی بخشمت... بخاطر تمام خنده هايی که از صورتم گرفتی ... بخاطر تمام غمهايی که بر صورتم نشاندی ... نمی بخشمت... بخاطر دلی که برايم شکستی ... بخاطر احساسی که برايم پرپر کردی ... نمی بخشمت... بخاطر زخمی که بر وجودم نشاندی ... بخاطر نمکی که بر زخمم گذاردی ... و می بخشمت بخاطر عشقی که بر قلبم حک کردی.
 

باتشکر ازدوست عزیزم رضا از دزفول

بايد يه فرشته با يه لبخند تو صورتش باشه زماني که اون گمان کرد که من بايد با تو باشم ولي الان وقتشه که با حقيقت مواجه بشم من هيچوقت با تو نخواهم بود.

باتشکر ازدوست عزیزم ابوالفضل از تهران

 عشق يعني مستي و ديوانگي با جهان بيگانگي،عشق يعني سجده با چشم تر،عشق يعني نخفتن تا سحر،عشق يعني سر به دار آويختن،عشق يعني اشک حسرت ريختن،عشق يعني در جهان رسوا شدن،عشق يعني مست بي پروا شدن،عشق يعني سوختن يا ساختن،عشق يعني زندگي را باختن .


باتشکرازدوست عزیزم دانیال ناصری از نیشابور

دل برات تنگ شده.


 ارزاني شما! اشكي كه بي‌صداست پشتي كه بي‌پناست دستي كه بسته است پايي كه خسته است دل را كه عاشق است حرفي كه صادق است شعري كه بي‌بهاست شرمي كه آشناست دارايي من است ارزاني شماست.

 شب براي چيدن ستاره هاي قلبت خواهم آمد .بيدار باش من با سبدي پر از بوسه مي آيم و آن را قبل از چيدن روي گونه هايت ميکارم تا بداني اي خوبم دوستت دارم.

بسیاری از مردم شادی های کوچک را به امید خوشبختی های بزرگ از دست می دهند.


باتشکرازدوست عزیزم شیرین از نوشهر


 دارم از نگاه گرمت میرسم به اوج باور باورم کن که تویی تو تو همون فرصت آخر دستای سرد غروب و باز رو شونه هام می بینم واسه طلوع خورشید باز به انتظار می شینم اما از اول قصه آخرش رو میشه فهمید تو باید باشی که بازم بشه عاشقونه خندید تقدیم به عشق قشنگم.

باتشکر ازدوست عزیزم رضا از دزفول

 

آسوده بخواب ای یار.

 

آسوده بخواب ای یار.


دختره از پسره پرسيد من خوشگلم؟گفت نه .گفت دوستم داري؟گفت نوچ؟گفت اگه بميرم برام گريه ميکني؟ گفت اصلا؟دختره چشماش پر از اشک شد. هيچي نگفت:پسره بغلش کرد گفت:تو خوشگل نيستي زيبا ترين هستي.تورودوست ندارم چون عاشقتم. اگه تو بميري برات گريه نميکنم چون من هم ميمرم.


باتشکر ازدوست عزیزم ناهید


 از شمع ۳ چیز آموختم: ایستاده بمیرم

    بی صدا بمیرم به پای دوست بمیرم.

باتشکر ازدوست عزیزم علی ماهور ازرشت

همیشه در قلب منی.


 عشق: سرطان دوست داشتن است. عشق: عقد دائمي ما با غربت است. عشق :شماره تلفني است كه سالها به دنبال آن مي گرديم. عشق: آمپول ب كمپلكس معرفت است. عشق: اتوباني است كه تا ته ابديت مي رود.

 اگه يه روز تو کنارم نباشي..... اين زندگي تلخي رو که دارم رها مي کنم....مي زارم ميرم.... تا ديگه مجبور نشم هر روز صبح.... قيافه تنهاي خودم رو توي آيينه اتاق تحمل کنم.

 بدترين درداين نيست که عشقت بميره بدترين درداين نيست که به اوني که دوسش داري نرسي بدترين درداين نيست که عشقت بهت ناروبزنه بدترين درداينم نيست که عاشق يکي باشي واونم ندونه بدترين درداينه که يکي بميره اونوقت بدوني دوست داشته.

در دنياي واقعي عشق مي بايست ممکن باشد کسي که دوست ميدارد نياز دارد که گم شدن وباز يافتن را بلد باشد.(پائلو)؟

 توي آسمون دنيا هر کسي ستاره داره چرا وقتي نوبت ماست آسمون جايي نداره.

باتشکر ازدوست عزیزم ابوالفضل از تهران

 

فراموشم مکن.

فراموشم مکن.


 کلبه ي کوچک قلبم برايت مرکبي از غرور و محبت پيدا ميکنم تا تکسوار دريايي ساحل بي انتهاي عشقم گردي....اگر رفتي و مقصد گمشده را نيافتي تو را به خدا سوگند ميدهم به کلبه ي کوچک قلبم باز گردي.

 نازنین ای نازنینم ای تو عشق آخرینم با همه ناز و نگاهت شرمو تو چشات می بینم.

 ازم پرسيد منو بيشتر دوست داري يا زندگي تو؟ خوب منم راستش رو گفتم، گفنم زندگيمو! ازم نپرسيد چرا؛ گريه كرد و رفت اما نمي دونست كه اون خودش زندگيمه.

 اگر دنياي ما دنياي سنگ است بدان سنگيني سنگ هم قشنگ است اگر دنياي ما دنياي درد است بدان عاشق شدن از بهر رنج است اگر عاشق شدن بس يک گناه است دل عاشق شکستن صد گناه است.

باتشکر ازدوست عزیزم ساسان از اصفهان


هيچ وقت به دنبال محبت نگرد بلکه خودت محبت را بيافرين!! و کسي را براي دوستي انتخاب کن که قلب بزرگ داشته باشه تا مجبور نشي براي اينکه در قلبش جا بگيري خودت را کوچک کني.
 

باتشکر ازدوست عزیزم شیرین از نوشهر

 

عشق را از یاد نبر.

 عشق را از یاد نبر.

 لحظه ها در گذرند لحظه ها هم به شتاب از پی هم می گذرند هر نفس فرصت سبزی است که بر باد رود يا به افسوس زمانی که گذشت يا در انديشه فردايی دور يا در اندوه ندانستن ها و به هر جاذبه دل بستن ها در حصاری که به دور تن خود ساخته ايم همه در فاصله ها مشغله ها غرق شديم چه بسا ثانيه هايی که به غفلت بگذشت چه بسا ثانيه هايی که در آن می شد از تجربه لبريز شويم می شد از تلخی تکرار به ”گذشتن و ماندن“ برسيم اندکی هم در ”همين اکنون“ انديشه کنيم لحظه ای سبز که ديروز به فکرش بوديم فرصتی است که گر رفت، دگر باره نمی آيد باز...

باتشکر ازدوست عزیزم سارا از قائمشهر


 مرا تنها مگذار! بي تو آسمان زيبا نيست و راه رفتن ابرها به راه رفتن مردگاني مي ماند كه از خوابي دير برخاسته اند.

 هفته عاشقي شنبه: با نگاهي عاشقانه مست شدم يكشنبه: به او گفتم گرفتارت شدم دوشنبه: همچو ليلي عاشق صحرا شدم سه شنبه: بي وفايي كرد و من گريان شدم چهارشنبه: اسير هجرانش شدم پنج شنبه: او رفت و من درعاشقي فاني شدم جمعه: بي او تنها شدم و از تنهاي .... .....................................................................


باتشکر ازدوست عزیزم ساسان از اصفهان


 ديگر غروب را نگاهي نخواهم کرد...صبح سپيد را صدايي نخواهم زد...شکايت از فلک از دوستان ندارم....زدستم رفت اميدم...آن نو بهارم.... که ديگر کار با مخلوق ندارم.

هزار و يک آرزو داشت که رفت. چشم به راهي داشت که رفت.دلي به وسعت دريا داشت که رفت.جوابم نداد .صدايم نکرد. فقط ديدم که خنديد و رفت.

دوستت دارم نه به اندازه بارون چون يه روز بند مياد !.............دوستت دارم نه به اندازه برف چون يه روز آب ميشه !.................... دوستت دارم نه به اندازه گل چون يه روز پزمرده ميشه !................دوستت دارم به اندازه دنيا چون هيچوقت تموم نميشه.

 فيزيک نخوندم , ولي مي دونم « هر عملي را عکس العملي است...» غير از عشق من به تو و مي دونم که واحد اندازه گيري عشق , ژول و کالري و وات و... نيست ********** زيست شناسي نخوندم , ولي مي دونم قلب همون دله که مي تونه براي يه نفر تنگ بشه يا تندتر بزنه ********** شيمي نخوندم , ولي مي دونم اگه عشق نباشه ملکول هاي هيدروژن و اکسيژن نمي تونن اينقدر محکم همديگه رو فشار بدن که اشک جفتشون در بياد

 منو عشق شما منو دست دعا منمو يک دل غمگينو بار سنگينو غم فردا منمو يک دل بيقرار تنگ منمو يک فصل بهاري بيرنگ منو دنيايي بي صدا انتظاري پر بها که دلش خونه منمو چند قاب عزيز سهراب منمو لحظه هاي غريبو بي تاب منمو آواز خون شهرم که تک و تنها با تو ميخونه.

 در دادگاه عشق ... قسمم قلبم بود وكيلم دلم و حضار جمعي از عاشقان و دلسوختگان . قاضي نامم را بلند خواند و گناهم را دوست داشتن تو اعلام كرد و پس محكوم شدم به تنهايي و مرگ . كنار چوبهيه دار از من خواستند تا اخرين خواسته ام را بگويم و ومن گفتم : به تو بگويند ... دوستت دارم

 کاش مي دانستي چقدر دلم براي ضرب آهنگ قدمهايت گرمي نفسهايت، مهرباني صدايت تنگ شده کاش مي دانستي چقدر دلواپس تو‌ام کاش مي دانستي چقدر تنهام ، چقدر خسته ام و چقدر به حضور سبزت محتاجم و هميشه از خودم مي پرسم اين همه که من به تو فکر کنم تو هم به من فکر مي کني؟

 زيبا ترين گل با اولين باد پاييزي پرپر شد. با وفاترين دوست به مرور زمان بي وفا شد. اين پرپر شدن از گل نيست از طبيعت است و اين بي وفايي از دوست نيست از روزگار است.
 

باتشکر ازدوستان عزیزم ناهید و نیلوفر

 

هر شب خواب تو را می بینم.

 

هر شب در خواب تو را می بینم.


 کاش همه ماها به جايي برسيم که واقعا پي به مفهوم دوستي ببريم وباتک تک سلولهامون لمس کنيم که دوستي مساله اي خارج از جنسيت هست ، فراتر از چيزهاي ظاهري ، کاش هممون هميشه براي دوستمون و دوستيمون حرمت قايل باشيم و اونو به اندک بهايي نفروشيم.نمي دونم اما به شخصه براي دوستي ارزش وحرمت زيادي قايلم ، گاه باخودم فکر مي کنم که چه خوب هست اگر آدم بتونه تو دوستيش بي توقع باشه.. عزيزهمدل ازت مي خوام همين لحظه فقط وفقط به حرمت دوستي کمي به عمق اين وديعه آسموني فکر کنی.

چه قدر سخته تمام روز رو منتظر شب باشي كه دوباره زل بزني به صفحه سرد مونيتور و فقط نگاهت به آيدي يه نفر باشه و همش دعا كني كه روشن باشه با اينكه از قبل ميدوني امشبم مثل تموم شبهاي گذشته فقط بايد چشمهاي خواب رفته آدمك آيديشو ببيني و درد دلهاتو براش آف بذاري به اين اميد كه شايد اومدو خوند و جوابتو داد جوابهايي كه مثل هميشه حرف تازه اي توش نيست انگار كه هيچوقت نميخواد باور بكنه كه : دوستش داري.

باتشکر ازدوست عزیزم ساسان از اصفهان

 

عشق را در آغوش بکش.


 لحظه هاي کاغذي خسته ام از آرزوها، آرزوهاي شعاري شوق پرواز مجازي، بالهاي استعاري لحظه هاي کاغذي را، روز و شب تکرار کردن خاطرات بايگاني، زندگي هاي اداري آفتاب زرد و غمگين، پله هاي رو به پايين سقفهاي سرد و سنگين، آسمانهاي اجاري با نگاهي سرشکسته، چشمهاي پينه بسته خسته از درهاي بسته، خسته از چشم انتظاري صندلي هاي خميده، ميزهاي صف کشيده خنده هاي لب پريده، گريه هاي اختياري عصر جدول هاي خالي، پرسه زدن توی پارکهاي اين حوالي.

باتشکر ازدوست عزیزم رضا از دزفول
 
 خيلي سخته که بغض داشته باشي ، اما نخواي کسي بفهمه ... خيلي سخته که عزيزترين کست ازت بخواد فراموشش کني ... خيلي سخته که سالگرد آشنايي با عشقت رو بدون حضور خودش جشن بگيري ... خيلي سخته که روز تولدت ، همه بهت تبريک بگن ، جز اوني که فکر مي کني به خاطرش زنده اي ... خيلي سخته که غرورت رو به خاطر يه نفر بشکني ، بعد بفهمي دوست نداره ... خيلي سخته که همه چيزت رو به خاطر يه نفر از دست بدي ، اما اون بگه : ديگه نمي خوامت.

باتشکر ازدوست عزیزم علی ماهور از رشت

 

خدایا پرپروازروازمن نگیر.

 

خدایا پرپروازروازمن نگیر.

حوادث انسانهاي بزرگ را متعالي و آدمهاي کوچک را متلاشي مي کند.


سالها در عزت خود زيستم و با سكوت وتنها يي زندگي ام خو گرفتم.فراموش كردم كه من هم مي توانم قلب كسي را از ان خود كنم.تا اينكه تو امدي امدي و با امدنت در قلبم هنگامه اي از عشق بر پاكردي مرا سوزاندي و خاكستروجودم را بر باد سپردي تا به مامن هميشگي عشاق برساند ومن قلبم را به تو هديه دادم. پس بمان ..... بمان و يادواره غمهايم را با سنگ عشق بشكن و نابود كن دستم را بگير و از بدي ها و شرارت ها دورم كن. كه من با تو هستم و با تو خواهم بود.

 باتشکر ازدوست عزیزم رضا از دزفول


يه شب يه ستاره شانس ازآسمون افتاد رو زمين بهم گفت دنيارو مي خواي يا يه دوست خوب ؟؟؟ گفتم هيچ كدوم . چون يه دوست دارم كه واسم مثل يه دنياست.

باتشکر ازدوست عزیزم آرزو از تبریز

حسین جان ممنونم.

سکوت را گوش کن

از لا به لای پرچین چشم هایم

گوش کن

سکوت آشنایی ست

رنگ لب من است

واج واج واژه هایش

 

هر بیگانه ای

صمیمی ترین لبخند می شود

در نگاه تو

هر کلمه ای غزل می شود

بر لب های من

باتشکر از دوست عزیزم هدی

 

شرمنده همه پدرها

 

         میلاد باسعادت امیر مومنان علی (ع) و روز پدر مبارک باد

روز پدر

                                  

                                               تقديم به پدر خوبم

          وهمه پدران که شب و روزشان تلاش برای آسایش ماست

        عاقبت روزي ترا ، اي كودك شيرين
تنگ در آغوش مي گيرم
اشك شوق از ديده مي بارم
 با نگاه و خنده و بوسه
در بهار چشم هايت دانه مي كارم
نيمه شب گهواره جنبان تو مي گردم
 لاي لايي گوي بالين تو مي مانم
دست را بر گونه ي گرم تو مي سايم
اشك را از گوشه ي چشم تو مي رانم
 گاه در چشمان گريان تو مي بينم
 آسمان را ، ابر را ، شب را و باران را
 گاه در لبخند جان بخش تو مي يابم
گرمي خورشيد خندان بهاران را
چون هوا را بازي دست تو بشكافد
خيره در رگ هاي آبي رنگ بازوي تو مي گردم
از تنت چون بوي شير تازه برخيزد
مست از بوي تو مي گردم
ماه در آيينه ي چشم تو مي سوزد
همچو شمعي شعله ور در شيشه ي فانوس
 رنگ ها در گوي چشمت نقش مي بندد
صبحگاهان ، چون پر طاووس
قلب گرم و كوچكت چون سينه ي گنجشك
 مي تپد در زير دست مهربان من
چون نوازش مي كنم ، مي جوشد از شادي
 در سرانگشتان من ، خون جوان من
زين نوازش ها تنت سيراب مي گردد
چشم هشيار تو مست خواب مي گردد
سايه ي مژگان تو بر گونه مي ريزد
مادرت بي تاب مي گردد
زلف انبوهش ترا بر سينه مي ريزد
مادرت چون من بسي بيدار خواهد ماند
بارها در گوش تو افسانه خواهد خواند
گاه در آغوش او بي تاب خواهي شد
گاه از لاي لاي او در خواب خواهي شد
روزها و هفته ها و سال ها چون او
بر كنار از درد خواهي ماند
تا ز دردش با خبر گردي
روزها وهفته ها و سالها چون من
بي غم فرزند خواهي بود
تا تو هم روزي
پدر گردي

                                                            نادر نادرپور  

شرمنده همه پدرها که نتونستم مطلبی که شایسته اونها باشه پیدا کنم ولی امیدوارم عکس بالاگویای زحمت همه پدر و مادرها باشه هر چند که شما دوستان عزیز می تونید برداشت خاص خودتون رو از عکس داشته باشید !؟

  

مادرم دوستت دارم.

                                                یا زهرا.  

     میلادباسعادت حضرت فاطمه(س) وروز زن مبارک باد

   

                            روزت مبارک مادر.

             

تقديم به مادر خوبم

و همه مادران که شب و روزشان دعای خير ماست

                                           ثروت باور نکردنی

اگر بر دو عالم کنی سروری

به زير آوری چرخ نيلوفری

اگر ايزد هر شب کنارت نهد

دوصد يار زيبا رخی چون پری

تمنا کند ليلی از محضرت

که يک لحظه از کوی او بگذری

اگر روزگاری چو يوسف شوی

شوی يکه تازی تو در دلبری

اگر بر گشايد خدا روی تو

تمامْ آنچه هست از بهشتش دری

اگر غرق انواع نعمت شوی

کنی حس که لذت ز جان می بری

شوی صاحب ار ماه و خورشيد را

نگينی شوی بر هر انگشتری

شکافی گر از اين فلک سقف را

به افلاکيان يابی ار برتری

بود گنج قارون اگر در کفت

دو صد جاه و حشمت بدست آوری

نيرزد تو را بر دمی کاندر آن

زنی بوسه بر دست يک مادری

       

                          

سلام مادر.

وقتی یه دختر.........!!!!!

وقتی یه دختر.........!!!!!

 توجه:(البته برای آقایون) مطالب ذیل مورد تایید یا رد اینجانب نمی باشد وحاصل تجربه شخصی هم نیست بلکه چیزیست که معمولا" بین خانومها عمومیت دارد پس رفتار دوست دخترتون رو با استناد به این مطالب تعبییر نکنیین چون ممکنه نتیجه معکوس داشته باشه و ما شرمنده شما بشیمJJJJJJJJJ

 ****************************************************************************************

                                        

   وقتي يک دختر حرفي نمي زند                                                                    

  میليونها فکر در سرش مي گذرد  

  وقتي يک دختربحث نمي کند   

  عميقا مشغول فکر کردن است    

  وقتي يک دختربا چشماني پر از سوال به تو نگاه ميکند  

  يعني نميداند تو تا چند وقت ديگر با او خواهي بود
  وقتي يک دختر بعد از چند لحظه در جواب احوالپرسي تو مي گويد:خوبم

  يعني اصلا حال خوبي ندارد             
 
وقتي يک دختر به تو خيره مي شود

  شگفت زده شده که به چه دليل دروغ مي گويي
  وقتي يک دختر سرش را روي سينه تو مي گذارد

  آرزو ميکند براي هميشه مال او باشي
  وقتي يک دختر هر روز به تو زنگ مي زند

  توجه تو را طلب مي کند
  وقتي يک دختر هر روز براي تو[اس ام اس ]مي فرستد

  يعني ميخواهد تو اقلا يک بار جوابش را بدهي
  وقتي يک دختر به تو مي گويد دوستت دارم

  يعني واقعا دوستت دارد
  وقتي يک دختر اعتراف مي کند که بدون تونميتواند زندگي کند

  يعني تصميم گرفته که تو تمام آاينده اش باشي
  وقتي يک دختر مي گويد دلش برايت تنگ شده

  هيچ کسي در دنيا بيشتر از او دلتنگ تو نيست

****************************************************************************************

 با تشکر از همه عزیزانی که برای این وبلاگ مطلب میفرستن ویا با    

   نظراتشون مارو به ادامه کار امیدوار میکنن

                                                                                                                                                                                                                                          

امان از تنهایی.

 

امان از تنهایی.
غم تنهایی اسیرت میکنه تا بخوای بجنبی پیرت میکنه.


 وقتي به جاي شادي زانوي غم گرفتم وقتي براي قلبت همسايه اي دگر هست وقتي براي اشكت هم غصه اي دگر هست وقتي براي ديدار وقتي براي من نيست وقتي براي احساس قلبي به نام دل نيست چرا به من نگفتي جشني براي من نيست ؟ چرا به من نگفتي قلبت از آن من نيست ؟

 یاد آن روز که در صفحه شطرنج دلت شاه عشق بودم با کیش رخت مات شدم نازنین دل ما صفحه شطرنج که نیست عشق ما عشق حقیقیست نه آن عشقی که در آن مات شوی.

 اي دوست اي دوست به جهنم که مرا دوست نداري از بهر تو هرگز نکنم گريه وزاري اگر روزي بجز من يار بگيري الاهي تب کني فرداش بميري الاهي تب کني فرداش بميري.

 عشق عشق مي آفريند عشق زندگي مي بخشد زندگي رنج به همراه دارد رنج دلشوره مي آفريند دلشوره جرات مي بخشد جرات اعتماد به همراه دارد اعتماد اميد مي آفريند اميد زندگي مي بخشد زندگي عشق مي آفريند عشق عشق مي آفريند.
 

دست تو سرد ديگه ، واسه من مردي ديگه جاي عشقت تو دل من ، حسرت و درد ديگه دل من يه ماهيه ، حاصلش هواهيه هميشه تو حسرت و، رنج و بي قراريه بگو بد کرده بگو مي خواي که برگردي بگو به من شکسته دل جفا کردي بگو بگو دلت سنگ بگو، اين اوج آهنگ بگو بگو دلت سياه تو، اسير نيرنگ بگو ميخواي بگي پشيموني ، قدر منو خوب ميدوني ميخواي که اعتراف کني ، روت نميشه نميتوني نگو که پابندي هنوز، نگو که دلتنگي هنوز نگو که گذشته ها گذشته ، ميخواي که برگردي هنوز.

باتشکر ازدوست عزیزم ناهید


 نابينا به ماه گفت : دوستت دارم . ــ ماه گفت : چه طوري ؟ تو که منو نمي بيني .  نابينا گفت : چون نمي بينمت دوستت دارم .  ماه گفت : چرا ؟  نابينا گفت : اگر مي ديدمت عاشق زيباييت مي شدم ولي حالا که نمي بينمت عاشق خودت هستم.

 در خواب ناز بودم شبي . . . ديديم کسي در مي زند . . . در را گشودم روي او . . . ديدم غم است در ميزند . . . اي دوستان بي وفا . . . از غم بياموزيد وفا . . . غم با آن همه بيگانگي . . . هر شب به من سر مي زند.


 باتشکر ازدوست عزیزم ساسان از اصفهان

اگه يه روز بغض گلوت رو فشرد بهت قول نمي دم که مي خندونمت ولي مي تونم باهات گريه کنم اگه يه روز نخواستي به حرفاي کسي گوش کني بهم بگو .... قول مي دم که خيلي ساکت باشم اگه يه روز خواستي در بري حتما خبرم کن قول نمي دم که ازت بخوام بموني اما مي تونم باهات بموم اگه يه روز سراغم رو گرفتي و خبري ازم نشد سري بهم بزن احتمالا بهت احتياج دارم اما اگه يه روز رفتي و ديگه برنگشتي بهت قول نمي دم که منتظرت مي مونم اما ازت مي خوام وقتي اومدي يه شاخه گل رو قبرم بذاري.

 هيچکس نمي تونه به دلش ياد بده که نشکنه ولي من حد اقل مي تونم بهش ياد بدم که وقتي شکست با لبه هاي تيزش دست اوني که شکسته رو نبره.

باتشکرازدوست عزیزم امین از تهران


 تنهایی و غربت سخته اِی مادر غم دوریه تو چه دستیه مادر آتیش میزنه به قلب داغونم تو میدونی که من بی تو نمیمونم.
 

باتشکرازدوست عزیزم ابوالفضل از تهران

 
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

 

شب نفس دارد و امشب من

                        بی نفس در قفس خويش گرفتارم

می چکد از آسمان قطره بارانی 

                        ولی من در بر يک اير باران زا گرفتارم

کجاست آن دلبر نوشين بيانم

                         که من در وصف عشـــق او گرفتـارم

شب تيره به پايان می رسد آخر   

                       ولی مـــن بی کــس وتنهـــا گرفتــارم

ترا هرگز فراموشت نخواهم کرد 

                       که مـــن در قفس عشقت گرفتـــــارم
 

باتشکر ازدوست عزیزم محسن کریمزاده از شهرضا

 

مرزخوشبختی کجاست؟

مرزخوشبختی کجاست؟

خوشبختی يعنی کسی مشروط به فر مانبردار بودن و کنترل کردن دوستت نداشته باشد زيرا عشق مشروط در صورت اطاعت نکردن تو ناگهان ناپديد می گردد                                   

خوشبختی يعنی ديگران پيروزيشان را بدون ترس از حسد تو با تو جشن بگيرند

خوشبختی يعنی وقتی آزرده هستی نوميد نگردی، وقتی ترسيده ای هياهو راه نياندازی، وقتی خشمگين هستی همه را دشمن نبينی و بر ای  اشتباهت به دنبال مجازات ديگران نباشی                                                                        

خوشبختی يعنی کمی  دلير تر مهربانتر بخشنده تر و وفادار تر  

خوشبختی يعنی بدانی کجا ميروی کجا ميمانی کی ميروی کی باز ميگردی ، بدون احساس  گناه «نه » بگويی و بدون خودخواهی پاسخ مثبت بدهی                                                                                                                                                                  خوشبختی يعنی شکايت نکنی زيرا اکنون در جايی ايستاده ای که خودت با انديشه ات برای خودت  تدارک ديده ای

خوشبختی يعنی قبل از اينکه به فکر تغيير دادن ديگران باشی قاضی زندگی خود باشی

خوشبختی يعنی هرگاه کسی از تو تقاضای کمک کرد ضعفهايش را به نمايش نگذاری و فقط بگويی خوشحالم که می توانم کمک کنم

خوشبختی يعنی پذيرفتن اين حقيقت که هيچ انسانی کامل نيست و انسان ممکن الخطاست

خوشبختی يعنی برای بدست آوردن رويايی که در سر داری روی حمايت صادقانه ی دوستانت حساب کنی

خوشبختی يعنی باور کنی که اوضاع به اندازه ای که می گويی وخيم نيست و برای ناکامی ات بهانه تراشی نکنی و کسی را جز خودت مقصر ندانی

        <<  امیدوارم شما دوستان عزیز به این مرز از خوشبختی رسیده باشید >>

 

شمع تو رو پروانه ام      عشق تو را دیوانه ام

 

شمع تو رو پروانه ام     عشق تو را دیوانه ام

 تفاوتهاي خون و اشك 1.خون قرمزه رنگه عشقه ، اشك بيرنگه درد عشقه . 2.خون وقتي مياد بيرون ميسوزه اما اشك اول ميسوزه بعد بيرون مياد. 3.خون مال زخم جسمه ولي اشك مال زخم روحه. 4.جاي زخم خون خوب ميشه ولي مال اشك خوب نميشه. 5.خون هميشه مال درد و غمه ولي اشك بعضي وقتا مال شادي واز رو خوشيه.

در بند بلا هستم چون از تو جدا هستم گر وصل تو پیش آید سر تا به قدم مستم من بی تو خزان چیدم , صد آذر غم دیدم باشد که شبی گیری با اشک لبت دستم .

سر سپردم دامنت شايد که دل گيرد قرار پس چرا دامان خود را دام دل گردانده اي اي که تو نا خوانده اي از درس عشق حرف الف از چه رو از اين الفبا حرف (يا) را خوانده اي ساقيا واقف بودي از راز مستي پس چرا جرعه اي از باده نابت مرا نوشانده اي خواستي پروانه باشم گرد شمعت در طواف خواستم. اما چرابال و پرم سوزانده اي قصد جانم کرده بودي گر تو اندر اين مصاف دشنه ات را جاي سر بر دل چرا بنشانده اي عهد همراهي اگر بودت در اين راه خطير همسفر وا گو چرا در نيمه راه مانده ا
 

باتشکر ازدوست عزیزم محمد سخدری از نیشابور


براي معني عاشق شدن کسي .... رفتي ولي به نشان تو مانده است در ذهن خاطره ام نقش زنده اي ؛ آن جمله که بايد دوباره گفت : رفتن ، نشانه پايان عشق نيست بعد از تو دردهاي دلم تازه تر شدند من سالهاست که بعد از تو عاشقم. 

 نه ، نه باور نمي کنم .... حالا تمام مردم اين شهر واقفند ديوانه اي که نامه براي تو مي نوشت روي تمامي ديوارهاي شهر مردي ست که با نگاه تو عاشق شده رفيق .... نه ، نه باور نمي کنم که تو از من بريده اي آن حرفهاي قشنگ و نگاه را بالاي دفتر مشق رفاقتم تا بود ، نام تو بود و نبوده است جز تو.
 نه ، نه باور نمي کنم که تو هم مثل ديگران سبزي سبزه هاي دلم را لگد کني نه ، نه باور نمي کنم ..... در تو تمام خوبي باران حضور داشت من با نگاه تو عاشق شدم رفيق با ور نمي کني؟ آيا مگر که اين همه شعر و کلام و حرف يکبار هم به گوش تو آيا نمي رسد؟

 نه ،نه باور نمي کنم رفتن ، نشانه پا?ان حرف نيست مي خواستم بگويمت آيا شنيده اي حرفي که از نگاه عاشق من در تو جاري است آيا شنيده اي که هزاران نوشته ام از ناشنيده هاي تو و دردهاي خود ؟ پاسخ به نامه هاي من آيا نمي دهي؟

باتشکر ازدوست عزیزم سارا از قائمشهر

 دنيا را بد ساخته اند......... کسي را که دوست داري،تورادوست نمي دارد. کسي که تورا دوست دارد ،تو دوستش نمي داري اما کسي که تو دوستش داري و او هم تو را دوست دارد به رسم و آئين هرگز به هم نمي رسند و اين رنج است . زندگي يعني اين........

 

ها به کجا می کشی ام خوب من     ها نکشانی به پشیمانی ام

 

ها به کجا می کشی ام خوب من     ها نکشانی به پشیمانی ام


 شايد يه كسي شبها براي اينكه تو رو ببينه به خدا التماس ميكنه شايد يه كسي به محض ديدن تو دستش يخ ميزنه و تپش فلبش بيشتر ميشه مطمئن باش يه كسي شبها به خاطر تو، توی درياي اشك ميخوابه ولي تو اون رو نميشناسي.

هيچوقت واسه من مثل يه شاخه گل نبودي آخه گل که مي دوني افسونگر و زيباست هزار اسير و دلداه و عاشق داره امّا از تيغ غرورش چه زخمها که رو دلهاست نمي خوام که بگم حتّي برام نوگل بهاري آخه گل که هميشه زيبا نمي مونه تا بهار که مياد قشنگ و پر غرور امّا بهار که موندي نيست يه روزم نوبت خزونه تو معناي يه احساس قشنگي مثه گرمي عشق و شوق ديدار مثه حسّ قشنگ دلسپردن يا بي تابي دل براي دلدار تو معناي يه احساس قشنگي مثه گرمي عشق و شوق ديدار مثه حسّ قشنگ دلسپردن يا بي تابي دل.

 اولين باري که عاشقت شدم يادته ؟ من يه کرم سيب بودم و تو يه کرم ابريشم . من به تو قول دادم ديگه هيچوقت سيب نخورم و تو هم قول دادي دور خودت پيله نزني . ولي نمي دونم چي شد که من طاقت نياوردم و فقط يه خورده سيب خوردم . تو هم از غصه دور خودت پيله بستي . ... حالا دومين باره که عاشقت شدم ولي حالا من هنوز يه کرم سيبم و تو يه پروانه خوشگل تو پر زدي و رفتي و من موندم و سيبايي که جايي براي خورده شدنشون نمونده . از هر چي سيب بيزارم. .

 گفتي تا آخر دنيا باهاتم ؛حالا ميفهمم كه چرا هميشه ميگفتي دنيا دو روزه!

 نميدوني چقدر سخته گل آرزوهات را در باغچه ديگري ببيني و هزار بار خودتو بکشي و آروم آروم بگي گل من باغچه نو مبارک.
 
بچه که بودم فقط بلد بودم تا ده بشمارم . نهايت هر چيزي ده بود.از بابا بستني مي خواستم ده تا مي خواستم. مامانو ده تا دوست داشتم. ته دنيا ده تا بود و اين ده تا خيلي قشنگ بود . ولي حالا نمي دونم ته دنيا چقدره . نهايت دوست داشتن چندتاست . انگار خيلي هم حريص تر شدم . هزارتا بستني هم کفاف منو نمي ده . اما مي خوام بگم دوستت دارم ... مي دوني چندتا ؟؟ به اندازه ي همون ده تا.

وقتي دلتنگ شدي به ياد بيار كسي رو كه خيلي دوستت داره وقتي نااميدشدي به ياد بيار كسي رو كه تنها اميدش تويي وقتي پر از سكوت شدي به ياد بيار كسي روكه به صدات محتاجه وقتي دلت خواست از غصه بشكنه به ياد بيار كسي روكه توي دلت يه كلبه ساخته بود وقتي چشمات از تصويرم تهي شدند به ياد بيار كسي رو كه حتي توي عكسش هم بهت لبخند مي زنه.
 

باتشکر ازدوست عزیزم صدف از قائمشهر

 

نمی دانم

درختان قدکشیده درنور

یاخیال توبود

که ازپایان گفت

خیال تورا

درکتان سپید پیچیدندو

زیرنورماه نهادند

باران تابستان

بی امان زدورفت

تیرماه

باهرم هزارساله آمد

کتان پوسیده رابوسیدم

مـــــــــــــــــــــــــــــــــاه

رفته بود.......


 

                   به نگاهِ چشـــم گـــریـــون
 
                    یه فـرشـــته، رو  زمیـنی
 
                   چشــامو به روت می بنـدم
 
                     تا کــه اشــکـامـو نبـینی
 
                      نگــو دیره واسه گـفـتن
 
                    سهـمـم از دنیـــا هـمـیــنـه     
 
                     که توُ تنـــهایی ِ شبــهـام
 
                     نشینم اشـــکامـو نبیـــنه

 

باتشکر ازدوست عزیزم محسن کریمزاده از شهرضا


 

عشق است بر آسمان پریدن.

 

عشق است بر آسمان پریدن.


يك عمر تو را به هر كجايي بردم هر لحظه گذشت بي تو من نشمردم حالا تو بمان و قصه ات راحت باش از بس نرسيدم به تو آخر مردم.

به كسي عشق بورز كه لايق عشق باشد نه تشنه عشق.چون تشنه عشق روزي سيراب ميشود ------------------------------------

اگه كسي ديونه ات بود، عاشقش باش. اگه عاشقت بود، دوستش داشته باش. اگه دوستت داشت، بهش علاقه نشون . اگه بهت علاقه نشون داد فقط يك لبخند بزن.

 كسي ديگر نمي كوبد در اين خانه متروك را كسي ديگر نمي پرسد چرا تنهاي تنهايم و من چون شمع مي سوزم و ديگر هيچ چيز از من نمي ماند و من گريان و نالانم و من تنهاي تنهايم درون كلبه خاموش خويش اما كسي حال منه غمگين نمي پرسد.
 

با خودم عهد بستم بار ديگر که تورا ديدم ... بگويم از تو دلگيرم ولي باز تو را ديدم و گفتم : بي تو ميميرم.
 


هیچ کس با من در این دنیا نبود

هیچ کس مانند من تنها نبود

هیچ کس دردی ز دردم بر نداشت

بلکه دردی نیز بر دردم گذاشت

هیچ کس فکر مرا باور نکرد

خطی از شعری مرا از بر نکرد

هیچ کس معنای آزادی نگفت

در وجودم رد پایش را نجست

هیچ کس آن یار دلخواهم نشد

هیچ کس دمساز و همراهم نشد

هیچ کس جز من چنین مجنون نبود

در کلاس عاشقی دلخون نبود


 باتشکرازدوست عزیزم صدف از قائمشهر

 اينكه تمام عشقت رو به كسي بدي، تضميني بر اين نيست كه اون هم همين كارو بكنه پس انتظار عشق متقابل نداشته باش، فقط منتظر باش تا اينكه عشق آروم تو قلبش رشد كنه و اگه اينطور نشد، خوشحال باش كه توي دل تو رشد كرده.

 آنگاه خداوند گفت:اکنون بهشت را به تو نشان خواهم داد آنها به اتاق دیگری که درست مانند اولی بود وارد شدند دیگ غذا"جمعی از مردم"همان قاشقهای دسته بلند"ولی در آنجا همه شاد و سیر بودند! آن مرد گفت نمی فهمم چرا مردم در اینجا شادند در حالی که در اتاق دیگر بدبخت هستند با آنکه همه چیزشان یکی است؟ خداوند تبسمی کرد و گفت:خیلی ساده است در اینجا آنها یاد گرفته اند که یکدیگر را تغذیه کنندهر کس با قاشق غذا در دهان دیگری میگذارد چون ایمان دارد که کسی هست در دهانش غذایی بگذارد.

باتشکر ازدوست عزیزم ساسان از اصفهان


محال است آدمي چيزي را بدست اورد که خود هرگز نبخشيده...عشقي در حد کمال ببخش تا عشقي در حد کمال بستاني.
 
 مجموعه نوشته هاي پشت تريلي هاي جاده::::::::1-به حرمت اشک مادر توبه کردم --2 -داني که چرا راز نهان با تو نگفتم / طوطي صفتي طاقت اسرار نداري --3 -بوق نزن شاگردم خوابه --4 -بي تو هرگز............باتو؟؟؟؟عمرا-- 5 -از عشق تو ليلي...........رفتم زير تريلي(واسه گريسکاري) --6 -اگه مي توني اين تابلو رو بخوني يعني فاصلت خيلي کمه فاصله رو رعايت کن -7-- دنبالم نيا اسيرم مي شي-- 8 -گشتم نبود ............نگرد نيست-- 9 -سر پاييني برنده سر بالايي شرمنده.

باتشکرازدوست عزیزم علی ماهور ازرشت

 

آری آغاز دوست داشتن است.

آری آغاز دوست داشتن است. 

 

 گلي گم کردم در باغ هستي   خودتولوس نکن اون گل تو نيستي.

 مي ترسم دنيا به پايان برسد و من در چشم تو جايي نداشته باشم،مي ترسم كلمات نتوانند شوق مرا به تو توصيف كنند. مي ترسم كبوتراني كه به سمت تو پرواز مي دهم نارسا باشند. شب طولاني شده است و تا چشمان تو هست آفتاب جرات برآمدن ندارد.

 

 فانوسكهاي بي تحمل ..... يه دشت ِ سرد و خالي از گل روزهاي بي خاطره من ..... حضورت از ثانيه ها كم تو موندگار ِ شرقي اما ..... من رهسپار ِ مغرب ِ سرد درگير ِ هجرتي غريبم ..... همراه ِ باد ِ تند ِ ولگرد تو نبض ِ آخرين ترانه .... تُو فصل ِ اول ِ سكوتي.

 به ديدارم بيا هر شب/در اين تنها و تاريک خدا مانند/دلم تنگ است/شبم را روز کن در زير سر پوش سياهي ها/دلم تنگ است.


باتشکر ازدوست عزیزم ساسان از اصفهان

 تا به کی باید رفت ازدیاری به دیاری دیگر از بهاری به بهاری دیگر نتوانم نتوانم جستن هر زمان عشقی دیاری دیگر.

 ميگويند يك دقيقه طول ميكشه تا شخص خاصي را بيابي يك ساعت طول ميكشد كه او را ستايش كني يك روز طول ميكشد تا او را دوستش بداري اما يك عمر تا فراموشش كني.

 عشق نمي پرسه که تو کي هستي؟ عشق فقط ميگه تو مال من هستي..... عشق نمي پرسه اهل کجا يي؟ فقط مي پرسه تو قلب من زندگي مي کني..... عشق نمي پرسه که چه کار مي کني؟ فقط ميگه باعث ميشي قلب من به ضربان بيفته..... عشق نمي پرسه چرا دور هستي؟ فقط ميگه هميشه با من هستي..... عشق نمي پرسه کي دوستم داري؟ فقط ميگه هميشه دوست دارم.

 امشب دوباره زمزمه های پاک عشق در عمق ذره ذره این خاک پیکرم چونان نسیم خروشان طرف شط آرام و بی صدا در حلقه های هزاران امید سرخ می کاودم در اندیشه این حال بی نفس کز این حدیث شرم شباهت به خاکیان حالی بود که شکایت به آشیانه برم ؟

هر کاري کردم که تـــــو رو گم کنم از خاطــــــــــــره هام به در بسته خوردم و باز از تـــــــــو گم شد لحظـــــــــــــــــــه هام خاطره هاي بودنت چه جــــــــــــور فراموشش کنم دلي که تــــــــو آتيش زدي چه جـــــــــــــــــوري خاموشش کنم جاي نگاتو پرنکرد هيچ کسي با هرچيکه بود انگاري تو خـــــــــــون مني تو پوست و گوشت و تار و پود دروغ نمي گم بعد تــــــــو خيلـــــــــــــــــــــــــي ها رفتن اومدن اما توي نگــــــــــــــــــاه من.....
 

 آخرش از عشق تو ساکن کليسا مي شوم دست از مسلماني مي کشم مسيحا مي شوم آنقدر در کشتي عشقت نشينم يا به عشقت مي رسم يا غرق دريا مي شوم مستي را بهانه کردم و گريختم تا کسي نداند ديوانه ي کيستم.
 

باتشکر ازدوست عزیزم ناهید


مرد آن باشد که در کشاکش دهر سنگ زيرين آسيا باشد.


 باده و مطرب و گل جمله مهياست، ولي عيش بي يار مهيا نشود، يار کجاست؟

 

باتشکر ازدوست عزیزم حسین از بابلسر

 در شبي باراني اين دل غم زده ام باز هم درپي تنهايي خويش دل به دريايي خيال تو سپرد در سكوت و سردي، در پي هم دردي دل خونين به تمنايي تو داد وچه ساعات دل انگيزي بود آن زماني كه به تو پيوستم وهمان پيوستن معني زندگي را پر كرد وچه زيبا ديدم كه به تو محتاجم.
 

باتشکر ازدوست عزیزم مانی


 اگر دزد بودم چشمهاتو مي دزديدم تا وقتي بارون مي باره 4 چشمي نگاهش كنم بعدش چشمهاي خودمو بهت مي دادم تا دنيا رو نبينم.
 

باتشکر ازدوست عزیزم ابوالفضل از تهران

 

صدای عشق فاصله هاست.

 

صدای عشق فاصله ها ست.
 اي کاش بودي و مي ديدي که چشمانم چطور در انتظار توست ، اشکها در بدرقه راهت همچو آبي که بدرقه کننده مسافر است . تو را بدرقه مي کرد ودر انتظار بازگشت توست اي کاش بودي و التماس دستانم را مي ديدي که بسوي تو دراز شده و با فريادي بي صدا تو را به سوي خود مي خواهد ، اما اين بازي مرا در حسرت ديدارت جاي گذاشت و رفت ، آري اين منم که از دوري تو ديگر تاب و توان حرف زدن ندارم ، برگرد که ديگر در من جاني نمانده که نثار تو کنم ، برگرد.

 مي ترسم دنيا به پايان برسد و من در چشم تو جايي نداشته باشم،مي ترسم كلمات نتوانند شوق مرا به تو توصيف كنند. مي ترسم كبوتراني كه به سمت تو پرواز مي دهم نارسا باشند. شب طولاني شده است و تا چشمان تو هست آفتاب جرات برآمدن ندارد.


 زندگي اسم نيست , در واقع زيستن است. عشق نيست ,عشق ورزيدن است. رابطه نيست, ربط يافتن است. آواز نيست, آواز خواندن است. رقص نيست ,رقصيدن است. پس تو در هيچم مرا درياب.

باتشکر ازدوست عزیزی که هنوز خودشون رو معرفی نکردند.


 يک روز رسـد غمـي به اندازه کـوه، يک روز رسـد نشـاط به اندازه دشت، افسـانه زندگـي چنيـن است عزيـز «در سايه کوه بايد از دشت گذشت.»
 

باتشکراز دوست عزیزم حسین از بابلسر


 خنده آدم ها هميشه از دلخوشي نيست . گاهي شکستن دلي کمتر از آدم کشي نيست . کاهي دل اينقدر تنگ ميشه که گريه هم کم ميياره . يک حرف ساده هم گاهي چقدر غم ميياره.


اگر اشكي بودم در چشمانت به روي گونه ات و لبانت سرازير مي شدم ? اما اگر تو اشكي بودي در چشم من هرگز نمي گريستم. به خاطر ترس از دست دادن تو.


 شيشه دل را شکستن احتياجش سنگ نيست اين شقايق با نگاهي پر پر مي شود.

باتشکر ازدوست عزیزم نیلوفر


 
كانديداي شعر سال 2005 اثر يك پسر سياه پوست : وقتي به دنيا آمدم سياه بودم وقتي بزرگتر

 شدم بازهم سياه بودم وقتي جلو آفتاب ميرم همچنان سياهم وقتي ميترسم هم سياهم وقتي سردمه

 سياهم وقتي مريضم باز هم سياهم وقتي هم كه بميرم باز سياه خواهم بود تو اي دوست سفيدمن

 وقتي به دنيا آمدي صورتي بودي وقتي بزرگتر شدي سفيد شدي وقتي جلو آفتاب ميري قرمز ميشي

 وقتي ميترسي زرد ميشي وقتي مريضي سبز ميشي وقتي هم كه بميري خاكستري ميشي و .... تو

 به من ميگي رنگين پوست؟


 بزرگترین لذت زندگی، داشتن یک دوست خوب است. کسی که بفهمد ، ناگفته هایت را. گفته هایت را. سکوتت را. و همه آنچه هستی.


گاهی شبا فکر می کنم

چرا ازم دل بریدی

چی شد که بی خبریه روز

از دل من پر کشیدی

گاهی شبا که نیستی تو

چشامو بارون می گیره

وقتی که نیستی پیش من

طفلکی این دل می میره .....


تو آسمون زندگیم

آبی بی نهایتی

برای عاشق شدنم

بهانه ی یه فرصتی ....


گاهی شبا فکر می کنم

میشه که مال من باشی

برای پرکشیدنام

میشه که بال من باشی


گاهی شبا که نیستی تو

چشامو بارون می گیره

کاش بدونی که این دلم

از غم دوریت می میره

 



 تا می خواستم بشم عاشق، بی خبر گذاشتی رفتی

برای خوش گذروندن ، دلمو شکستی رفتی

بروهر جایی که می خوای ، دست حق پشت و پناهت

گریه های من عاشق نذر چشمای سیاهت

فکر نکن اگه نباشی خیلی خوشحالم و شادم

مثل برگای خزونی اسیر دستای بادم

از خودم ، از همه خسته م

دل به چشمای تو بستم

به جون هر چی که مرده

دلم انباری درده

خسته م و دلم گرفته

از شبم ستاره رفته

سر میذارم روی دیوار

دل من ! خدا نگهدار

روی دلتنگی دیوار میخوام امشب جون بذارم

توی باغ آرزوهام گل عشقت رو بکارم

 

باتشکر ازدوست عزیزم صدف ازقائمشهر

                                          

 

با همه بی سر و سامانیم    باز بدنبال پریشانیم

 

با همه بی سروسامانیم    باز بدنبال پریشانیم
 

در تو چیزی هست که دیدن یا ندیدنت تورا از من نمی کاهد هرگاه شعله می گیری از بیرون تا درونم ازمی دانم تا نمی دانم هایم را زیر و زبر می کنی عجیب تر آنکه هرگزدرمن غروب نکرده ای چه شامگاهان، چه روزهای ابری در من باریده ای بیش از آنچه آسمان بر زمین در من ریشه داری از چشم تا دل خورشید را می دانم که آتش است تو را نه او هر روز غروب می کند وتو هر لحظه در من می زایی هزار خورشید بی غروب را هزار بار لذت اولین بار عاشق شدن را در تو چیزی هست که نمی دانم در من چیزی هست که می دانم امید دوباره دیدنت.

 دلتنگی هایم بیش از ستاره ها یند به عدد بزرگی تو انگشتهایم برای شمردن خوبی ها کم می آیند وقتی تو سرآغاز شمردن باشی نامت را نه بر دفتر که بر دل نگاشته ام تا مباد بادی ، آبی ، آتشی پاکش کند بیش از آنی که با مردن کاسته شوی با رفتن فراموش.... سفارش می کنم آنگاه که دستانم را خاکها پاسبانی می کنند دلتنگی هایم را برایت پست کنند به آدرسی که همه می دانند : جهان --- همتا !


روی شانه های من دو فرشته لانه دارند یکی خوبی های تو را می نویسد یکی بدی های مرا از چشمان تو دور می کند.


می خوام بگم دوست دارم اما چشام بارونیه سهم نداشتنت برام سیاهیه ، ویرونیه دلم میخواد شبای غم کنارچشمات بشینم از آسمون آرزو گلای عشق و بچینم دلم میخواد پنجره رو تا سقف رویا وا کنم هی تو چشای ناز تو نگا ، نگا ، نگا کنم تنگی دلتنگی ها مو یکی یکی برات بگم تو سختی های زندگی خودم هواخواهت بشم می خوام بگم دوست دارم اما چشام بارونیه قسمت این نبود نات سیاهیه، ویرونیه.


 نمی دانم کجایی، با که هستی ولی باران که می بارد هوا بوی تو را دارد.


آنگاه که غرور کسی را له می کنی، آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی، آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی، آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری ، آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی، آنگاه که خدا را می بینی و بنده خدا را نادیده می گیری ، می خواهم بدانم،دستانت را بسوی کدام آسمان دراز می کنی تا برای خوشبختی خودت دعا کنی؟ بسوی کدام قبله نماز می گذاری که دیگران نگذارده اند؟


وقتی باران می بارد ، دلم می خواهد قدم بزنم. قدم که می زنم دلم می خواهد در کنار تو باشم.در کنار تو که هستم دلم می خواهد دیوانه وار نگاهت کنم.افسوس که باران بوی رفتن می دهد . و سهم چشم های من جز نگاه به آسمان دلگیر و بارانی هیچ نیست. در کنار دردهایم راه می روم. این خیابان چندم است که دارم عاشق می شوم!
 

با تشکر ازدوست عزیزم صدف از قائمشهر

 به ديدارم بيا هر شب/در اين تنها و تاريک خدا مانند/دلم تنگ است/شبم را روز کن در زير سر پوش سياهي ها/دلم تنگ است.


 چقدر ساده مرا جا گذاشتي روزي/و بر عشق من اما گذاشتي روزي/نه حرف ماندن و رفتن نبود/تو بي بهانه دلت را گذاشتي روزي/چقدر حرف قشنگيست دوستت دارم/به روي حرمت انا گذاشتي روزي...
 

 جامه اي بافته ام تارو پودش همه عشق/خو استم تا به تو اش هديه کنم/ليک ديدم که در ان گوشه باغ لاله اي پنهاني با نسيمي ميگفت جامه عشق برازنده اي هر قامت نيست.


 رفتنت اغاز ويرانيست حرفش را نزن/ابتداي يک پريشانيست حرفش را نزن/گفته بودي چشم بردارم من از چشم بردارم از چشمهاي تو/چشمان بي تو بارانيست حرفش را نزن.

باتشکر ازدوست عزیزم نیلوفر

                          

 

همیشه در قلب منی.

 

همیشه در قلب منی.

 دارم از تنهایی دیونه می شم چیزی بگو چه جوری یه لحظه آروم بشینم چیزی بگو فکرخواب وخوردن از سرم پرید چیزی بگو فصل پائیزدل منم رسید چیزی بگو واسه خاطر خودت چیزی بگو تا نرفتم ازدلت چیزی بگو دارم ازتنهای دیوونه میشم چیزی بگو چه جوری یه لحظه آروم بشینم چیزی بگو.

 باتشکر ازدوست عزیزم سارا از قائمشهر
 

 امشب به غصه دلم گوش مي كني فردا مرا چو قصه فراموش مي كني.

 

باتشکر ازدوست عزیزم گلسا تدین از شیراز


خداوند گفت:اکنون بهشت را به تو نشان خواهم داد آنها به اتاق دیگری که درست مانند اولی بود وارد شدند دیگ غذا"جمعی از مردم"همان قاشقهای دسته بلند"ولی در آنجا همه شاد و سیر بودند! آن مرد گفت نمی فهمم چرا مردم در اینجا شادند در حالی که در اتاق دیگر بدبخت هستند با آنکه همه چیزشان یکی است؟ خداوند تبسمی کرد و گفت:خیلی ساده است در اینجا آنها یاد گرفته اند که یکدیگر را تغذیه کنندهر کس با قاشق غذا در دهان دیگری میگذارد چون ایمان دارد که کسی هست در دهانش غذایی بگذارد.
 

باتشکر ازدوست عزیزم ساسان از اصفهان


 فانوسكهاي بي تحمل ..... يه دشت ِ سرد و خالي از گل روزهاي بي خاطره من ..... حضورت از ثانيه ها كم تو موندگار ِ شرقي اما ..... من رهسپار ِ مغرب ِ سرد درگير ِ هجرتي غريبم ..... همراه ِ باد ِ تند ِ ولگرد تو نبض ِ آخرين ترانه .... تُو فصل ِ اول ِ سكوتي.


 مرگ در راه عزّت جز زندگى جاويد، و زندگى با ذلّت جز مرگ بىحيات نيست.


 امشب دوباره زمزمه های پاک عشق در عمق ذره ذره این خاک پیکرم چونان نسیم خروشان طرف شط آرام و بی صدا در حلقه های هزاران امید سرخ می کاودم در اندیشه این حال بی نفس کز این حدیث شرم شباهت به خاکیان حالی بود که شکایت به آشیانه برم ؟

من همونقدر پر عشق ام همونقدر پر دردم که عاشقايه دنيا نميرسند به گردم.


چون دستم بوی گل میداد مرا به جرم چیدن گل محکو م کردند .. اما کسی فکر نکرد شاید ... من هم گلی کاشته با شم ......


 هنوز برگ سوار حرف اول باد است.هنوز انسان چیزی به آب می گوید و در ضمیر چمن جوی یک مجادله جاریست.

 باتشکر ازدوست عزیزم ناهید

                                        

 

روزگار به آدم می آموزد.

 

روزگار به آدم می آموزد.
 

مي دوني فرق آموزگار با روزگار چيه ؟ آموزگار اول درس مي ده بعد امتحان مي گيره ولي روزگار اول امتحان مي گيره بعد درس مي ده.

 فرشته از سنگ ميپرسه چرا از خدا نميخوای که تورو انسان کنه؟؟؟سنگ ميگه هنوز اونقدر سخت نشدم که انسان بشم!!!!!

 من امشب سکوت دلم را شکستم سکوت شبستان غم را شکستم قسم خورده بودم که عاشق نباشم به عشقت شکوه قسم را شکستم تقديم به تو كه بي تو هم با توام.
 

با تشکر ازدوست عزیزم ساسان از اصفهان


 نگريستم به گريستنت، گريستم به نگريستنت، گريستم و تو نگريستي، نگريستم و تو گريستي، گريستم تا نگريستي! مخت چت كرد يا بازم بگم؟
 
 يـك دوسـت خـوب حرفهايي كه بصورت محرمانه به وي زده شـده اسـت را نـزد خـود نـگـاه داشـتـه و رازدار شـمــا ميباشد.

با تشکر ازدوست عزیزم ابوالفضل از تهران


OVEYOUILOVEYOUILOVEYOUILOVEYOUILOVEYOUILOVE
OUILOVYOUIL
****** VEYOU ****** ILOVEYOUILO
OVEYOUIL *********** L *********** OUILOVEY
YOUIL *************** *************** YOUIL
UILO *********************************** VE
EI ************************************* IL
V *************************************** O
O *************************************** L
E *************************************** U
YO ************************************* IL
YOUI *********************************** EY
OVEYO ******************************* LOVEY
OVEYOUIL *************************** ILOVEY
UILOVEYOU *********************** UILOVEYOU
VEYOUILOVEYOU ***************** YOUILOVEYOU
YOUILOVEYOUILOV ************* LOVEYOUILOVEY
UILOVEYOUILOVEYOU ********* LOVEYOUILOVEYOU
LOVEYOUILOVEYOUILOV ***** ILOVEYOUILOVEYOUI
EYOUILOVEYOUILOVEYOU *** YOULOVEYOUILOVEYOU
VEYOUILOVEYOUILOVEYOU * VEYOUILOVEYOUILOVEY

               با تشکر ازدوست عزیزم محسن کریمزداده از شهررضا
 

تو پــــری آسمـــونی تـــو عزیــــزی مهربونـــی دلــــم و به تو سپـــردم کاش منـــو قابل بدونــی با تــو من مثل یــه رودم میـــره تا دریــای وجودم تا نبـــودی من نبـــودم نمی دونــم که کـــی بــودم.

 اگر روزي احساس تنهايي كردي آنروزي را به خاطر بياور كه تنها به دنيا آمدي و به آنروزي بينديش كه تنها از دنيا خواهي رفت.

اجازه هست عشق تو رو تو كوچه ها داد بزنم؟ رو پشت بوم خونه ها اسمتو فرياد بزنم؟ اجازه هست مردم شهر قصه ي ما رو بدونن؟ اسم منو عشق تو رو توي كتابا بخونن؟ اجازه هست كه قلبمو برات چراغوني كنم؟ پيش نگاه عاشقت چشمامو قوربوني كنم؟ اجازه مي دي تا ابد سر بذارم رو شونه هات ؟ روزي هزار و صد دفعه بگم كه مي خوامت.
 

با تشکر ازدوست عزیزم محمد سخدری از نیشابور


 بورخس -داناي آرژانتيني- گفته است: «اگر مي خواستم فقط به يك شهر در جهان سفر كنم، شك

 ندارم كه آن شهر، نيشابور است. فكر مي كنم رازهاي همه ی عالم در همين شهر باشد٠»

 

در اين دنيا


که مردانش عصااز کور

میدزدند


من خوش باور نادان


محبت جستجوکردم

 


 گریه نکن زندگی رنگارنگه ... یه وقتایی

دور شدنم قشنگه .



شاید اگه همش بودی کنارم... یه روز

میدیدم که دوست ندارم.


 

با تشکر ازدوست عزیزم حسین از بابلسر

 

                     

 

بیا ای یار.

 

بیا ای یار.

روزی پسر کوچکی تصمیم گرفت به ملاقات خدا برود و چون می دانست راه درازی در پیش دارد مقداری کلوچه و نوشیدنی در چمدان گذاشت و سفرش را آغاز کرد . هنوز راه درازی نرفته بود که در پارک چشمش به پیرزنی افتاد که روی صندلی نشسته بود و خیره به پرندگان نگاه می کرد. پسرک کنار پیر زن نشست و چمدانش را باز کرد می خواست چیزی بنوشد که متوجه گرسنگی پیرزن شد و کلوچه ای به او داد.
 پیرزن با حسی سرشار از قدر شناسی آنرا گرفت و لبخندی نثارپسرک کرد لبخندش آن قدرزیبا بود که پسرک خواست برای دیدن دوباره آن مقداری نوشیدنی نیز به او بدهد لبخند های پیرزن پسرک را غرق در لذت کرد آن دو تمام بعد از ظهر را به خوردن و نوشیدن گذراندند بی آن که کلمه ای بین آنها ردوبدل شود. با تاریک شدن هوا پسرک تازه متوجه شد که چقدر خسته است و برای برگشتن به خانه از جا برخواست .
اما هنوز چند قدمی پیش نرفته بود که با سرعت به سوی پیرزن بازگشت و او را در آغوش کشید وبار دیگر نظاره گر عمیق ترین لبخند پیرزن شد . مادر پسرک که با ورود او اوج لذت رادر چهره وی تشخیص داد علت شادی او را جویا شد پسرک نیز در پاسخ گفت: من امروز با خدا ناهار خوردم. وقبل از اینکه مادر چیزی بگوید اضافه کرد: و لبخند او زیباترین لبخندی بود که تا به حال دیده ام.
 پیرزن نیز سرشار از شادی و آرامش به خانه برگشت و در پاسخ پسرش که به حالات عجیب مادر شگفت زده شده بود گفت: امروز با خدا در پارک کلوچه خوردم، او بسیار جوان تر از آن است که انتظار داشتم.


هر طرف نگاه کنم ببینمت با تو می خوام خودمو گم بکنم

 بذار یک بارم تبسم بکنم.

من می خوام اسم تو رو بخش کنم عطر تو، تو همه جا پخش کنم من می خوام اسم تو تکثیر کنم خودمو برای تو پیر کنم من می خوام ترجمه تو ساده کنم خودمو واسه تو آماده کنم من می خوام فعل تو رو صرف کنم موهامو برات مثل برف کنم من می خوام چشمامو بارونی کنم تو چشات چشمامو زندونی کنم من می خوام عکس تو رو قاب کنم چشاتو بستی تو رو خواب کنم من می خوام به شونه هات تکیه کنم تو می خوای بری ، می خوام گریه کنم من می خوام شب و فراموش کنم هر چی که بگی می خوام گوش کنم من می خوام از آسمون بچینمت هر طرف نگاه کنم ببینمت.

 
اگه غصه اون قدر پریشون و مستاصلت کرده که حس می کنی تنها کاری که می تونی بکنی اینه که خدا رو از ته دلت صدا بزنی خوب صداش کن! شاید علتش فقط این باشه که خدا دلش واسه تو و واسه صدات تنگ شده .


 اگه یه روز نتونستی کسی رو به خاطر گناهش ببخشی بدون به خاطر بزرگی گناه اون نیست به خاطر کوچیکی قلب توست.

 نامت چه بود؟- آدم فرزند؟ - من را نه مادری نه پدر، بنویس اول یتیم عالم خلقت محل تولد؟- بهشت پاک اینک محل سکونت؟ - زمین خاک آن چیست بر گرده نهادی؟ - امانت است قدت؟ - روزی چنان بلند که همسایه خدا، اینک به قدر سایه بختم به روی خاک اعضای خانواده؟ - حوای خوب و پاک، قابیل خشمناک، هابیل زیر خاک روز تولدت؟ - در روز جمعه ای ،به گمانم که روز عشق
 رنگت؟ - اینک فقط سیاه، زشرم چنان گناه چشمت؟ - رنگی به رنگ بارش باران ، که ببارد ز آسمان وزنت ؟ - نه آنچنان سبک که پرم در هوای دوست، نه چنان وزین که نشینم بر این زمین جنست؟ - نیمی مرا ز خاک ، نیم دگر خدا شغلت؟ - در کار کشت امیدم ، به روی خاک شاکی تو؟ - خدا نام وکیل ؟ - آن هم فقط خدا جرمت؟ - یک سیب از درخت وسوسه تنها همین؟ - همین!!!
 حکمت؟ - تبعید در زمین همدست در گناه ؟ - حوای آشنا ترسیده ای؟ - کمی زچه؟ - که شوم من اسیر خاک آیا کسی به ملاقاتت آمده ست؟ -بلی که؟ -گاهی فقط خدا داری گلایه ای؟ - دیگر گلایه نه، ولی... ولی که چه؟ - حکمی چنین ،آن هم به یک گناه !!؟ دلتنگ گشته ای؟ - زیاد برای که؟ - تنها فقط خدا آوردهای سند؟ - بلی چه؟ - دو قطره اشک داری تو ضامنی ؟ - بلی چه کس؟ - تنها کسم خدا در آخرین دفاع؟ - می خوانمش ، چنان که اجابت کند دعا.

 

 باتشکر ازدوست عزیزم سارا از قائمشهر


 يه روز عشق و ديوونگي و محبت و فضولي داشتن با هم قايم باشک بازي مي کردن نوبت به ديوونگي که رسيد همه را پيدا کرد اما هر چه گشت از عشق خبري نبود فضولي متوجه شد که عشق پشت يه بوته گل سرخ قايم شده ديوونگي رو خبر کرد و ديوونگي يه خار بزرگ برداشت و در بوته ي گل سرخ فرو کرد صداي فرياد عشق بلند شد وقتي به سراغش رفتند ديدند چشماش کور شده و ديوونگي که خودشو مقصر مي دونست تصميم گرفت که هميشه عشقو همراهي کنه و از اون به بعد ديوونگي شد عصاي عشق.
 

 گفتي عاشقمي، گفتم دوستت دارم.گفتي اگه يه روز نبينمت ميميرم، گفتم من فقط ناراحت ميشم.گفتي من بجز تو به كسي فكر نمي كنم، گفتم اتفاقا من به خيلي ها فكر مي كنم.گفتي تا ابد تو قلب مني، گفتم فعلا تو قلبم جا داري.گفتي اگه بري با يكي ديگه من خودمو مي كشم، گفتم اما اگه تو بري با يكي ديگه، من فقط دلم ميخواد طرف رو خفه كنم.گفتي ... ، گفتم... .حالا فكر كردي فرق ما كجا بود؟فرق ما اينه كه: تو دروغ گفتي، من راستشو.

 اگر کسی را دوست داری بگذار برود که اگر بازگشت همیشه متعلق به توست و اگر باز نگشت .. از ابتدا نیز تعلقی به تو نداشته است این قانون همیشگی است که عشق ژرفایش را جز در لحظه ی فراق در نمیابد.

 سفر غريبی داشتم توی اون چشم زلالت سفری که برنگشتم گم شدم توی نگاهت يه دل ساده و عاشق کوله بار سفرم بود عشق تو مثل يه سايه همه جا هم سفرم بود.
 

 با هزار و يک ترفند... شاخه گلی مصنوعی را در ميان گلهای شاداب گلدانت پنهان کردم. و بر دفتر خاطراتت نوشتم: تو را دوست خواهم داشت تا زمانی که آخرين گل پژمرده شود.
 
 باتشکر ازدوست عزیزم محمد سخدری از نیشابور


 در اين دنيا کسي عاشق نمي مونه آخه هيچ کس از اون چيزي نمي دونه همه مي خوان بگن که عاشق هستن ولي انگار همه دنيا پرستن کسي که عاشقه دنيا نداره آخه دل که با اون کاري نداره .

عشق مال تو ، نفرت مال من ! تبسم مال تو ، آه مال من ! خورشيد مال تو ، ظلمت مال من ! دريا مال تو ، بيابان مال من ! لبخند مال تو ، اشک مال من رسيدن مال تو ، بريدن مال من ! پيروزي مال تو ، شکست مال من ! زندگي مال تو ، مرگ مال من ! همه خوبي ها مال تو ، ولي تو مال من.

  باتشکر ازدوست عزیزم اسماعیل کیانی از نیشابور


مهربانم لطفاً اينجا منشين
*
بر ساحل زخمي دل ما منشين
*
تو طاقت موج نداري جانم
*
لطفي كن و روبروي دريا منشين

*


 باتشکر ازدوست عزیزم حسین از بابلسر

در فراسوی نگاهت اميد را ميتوان جست . اميدی که برای من سنگين است و مرا نيروی تحمل آن نيست . من آن توکل را ندارم که بر اساسش اميدم را تاييد کنم . زيباست آن دل آرام و قلب مطمئنت . و خوشا بحال آن ضمير پاکت .

کاش وقتي به تو مي انديشم، قطرات اشک مي گذاشت تا تو را در خيالم خوب نظاره کنم! کاش زبانم و دلم ياري ام مي دادند تا با تکرار نام تو، آتش وجودم را براي لحظاتي خاموش کنم و حتي اگر شده لحظه اي به آرامش برسم...

ديروز در خيابان سکوت، پرسه مي زدم. تا شايدخود را پيدا کنم. از تمام کوچه پس‌کوچه‌ها مي‌گذشتم. چه جالب بود هر خياباني اسمي داشت و سر در آن تابلويي. نام خياباني کاخ ستم بود و آن يکي کوي وفا، يکي جواني بود و ديگري خيابان تنهايي، همه را سرسري خواندم و رد شدم، در انتهاي خيابان حسرت، پشت کوچه پيري، در پس کوي دل شکستگان، زير سايه‌ي درخت مهر، کوچه‌اي را ديدم، نامش دلداگان بود و بن بست.


 من به دستاي نگاهت دل خود رو مي سپارم هستي ام يه قلب پاکه، که برات هديه ميارم واسه ما فر قي نداره که چه قدر فاصله داريم هر جاي دنيام که باشيم واسه هم پر در مياريم مي دونم با گوش جونت مي شنوي ترانه هامو ميون اين همه فرياد مي شناسي زنگ صدامو دل من قد يه درياست اما واسه تو يه برکه تو برام آ ب حياتي بي تو بودن مثل مرگه.


 باتشکر ازدوست عزیزم اسماعیل کیانی ازنیشابور

 وقتي كه ديگر نبود من به بودنش نيازمند شدم، وقتي كه ديگر رفت. من به انتظار آمدنش نشستم وقتي كه ديگر نمي توانست مرا دوست بدارد من او را دوست داشتم وقتي كه او تمام كرد من شروع كردم وقتي او تمام شد من آغاز شدم و چه سخت است تنها متولد شدن مثل تنها زندگي كردن است مثل تنها مردن.

 خيال کردم بري ، ميري از يادم تو رفتي و نرفت چيزي از يادم تو رفتي تازه عاشق تر شدم من از اونيم که بود بدتر شدم من صبح تا شب اين شده کارم که واسه چشات بيدارم تو خداي عاشقايي تو تموم کس و کارم تو به داد من رسيدي وقتي تنهايمو ديدي.

دیگه اسمون شب واسه من جایی نداره دیگه برق چشمای تو واسه من معنی تداره اگه حتی مث مجنون جلو راهم پس بیفتی مطمئن باش دیگه قلبم واسه تو جائی نداره دل من مث یه تیکه ابر تنها عاشقت شد ولی تو گذاشتی رفتی دل من تنها ترین شد اگه برگردی تویی که بی خبر یه روزی رفتی میبینی که قلب من از عشق تو خالی ترین شد.

 حسرت ميخورم به روزي که با تو آشنا شدم و تو قدم بر دل خسته من گذاشتي و مرا از شبهاي بريشاني ام بيرون کشيدي تو را از ياد نمي برم اي عزيز تر از جان من يادت را بر وجودم ريختم دردهايم را فراموش کردم از خدايم سلامتي را براي تو خواستم از ياد نخواهم برد تو را سپاس که براي مدتي هر چند کوتاه به من مزه شيرين زندگي را هديه دادي براي هميشه در يادم خواهي ماند.

 از کجا شروع شد.... از چت و ميل شبونه.... از پي ام دادن تو روم و.....يه سلام عاشقونه....آن شدم به مهربوني....تا بگم با تو مي چتم....تا بگم بموني آنلاين....اي فرند ليست قشنگم......بازم آف عاشقونه....ايميل هاي بي نشونه....اين ياهو کاشکي ....همين جوري بمونه....بازم آف عاشقونه....ايميل هاي بي نشونه.....اين ياهو کاشکي .....همين جوري بمونه....عشق تو براي قلبم ....اولين و آخرين....تويي تنها هم زبونم.

 در گذر گاه نسيم سرودي ديگرگونه آغاز كرده ام در گذرگاه باران سرودي ديگرگونه آغاز كرده ام در گذر گاه سايه سرودي ديگرگونه آغاز كرده ام نيلوفر و باران در تو بود خنجر و فريادي در من فواره و رؤيا در تو بود تالاب و سياهي در من در گذرگاهت سرودي دگر گونه آغاز كردم.


 چشم وقتي زيباست که پرازاشک باشد اشک وقتي زيباست که براي عشق باشد عشق وقتي زيباست که براي تو باشد وتو عزيزم هميشه زيبايي حتي اگر براي من نباشي.


 باتشکر ازدوست عزیزم ناهید

 

 

جای تو خالی.

 

جای تو خالی.

جاي عشق غصه رو يارت بكنم تو مثل قصه پر خاطره هستي نمي خوام من نشون تو رو نشون دارت بكنم تو بگو خودت بگو با تو بمونم يا برم آخه من هيچ نمي خوام كه غصه دارت بكنم.

خیال کردم بری ، میری از یادم تو رفتی و نرفت چیزی از یادم تو رفتی تازه عاشق تر شدم من از اونیم که بود بدتر شدم من صبح تا شب این شده کارم که واسه چشات بیدارم تو خدای عاشقایی تو تموم کس و کارم تو به داد من رسیدی وقتی تنهایمو دیدی.

من به دستای نگاهت دل خود رو می سپارم هستی ام یه قلب پاکه، که برات هدیه میارم واسه ما فر قی نداره که چه قدر فاصله داریم هر جای دنیام که باشیم واسه هم پر در میاریم می دونم با گوش جونت می شنوی ترانه هامو میون این همه فریاد می شناسی زنگ صدامو دل من قد یه دریاست اما واسه تو یه برکه تو برام آ ب حیاتی بی تو بودن مثل مرگه.
 
 با تو هستم ای مسافر ای به جاده تن سپرده ای که دلتنگی غربت منو از یاد تو برده هنوزم هوای خونه عطر دیدار تو داره گل به گل گوشه به گوشه تو رو یاد من میاره با تو من چه کرده بودم که چنین مرا شکستی بی وداع و بی تفاوت سرد و بی صدا شکستی به گذشته بر می گردم به سراغ خاطراتم تازه میشود دوباره از تو داغ خاطراتم به تو میرسم همیشه در نهایت رسیدن هر کجا باشی و باشم به تو بر می گردم حتما این تویی همیشۀ من تو آیینه تقدیر با همه شکستم از تو نیستم ا ز دست تو دلگیرم.
 
 چه اثر از این صداقت چه ثمر از این نجابت وقتی قد سر سوزن به وفا نکردیم عادت.
 


 يادته يه روزي بهم گفتي هر وقت خواستي گريه کني برو زيرِ بارون که نکنه نامردي اشک هاتو ببينه و بهت بخنده ... گفتم اگه بارون نيومد چي؟؟ گفتي اگه چشم هاي قشنگ تو بباره آسمون گريه ش ميگيره ... گفتم يه خواهش دارم ؛ وقتي آسمونِ چشام خواست بباره تنهام نزار ... گفتي به چَشم ... حالا امروز من دارم گريه ميکنم اما آسمون نمي باره ... و تو هم اون دور دورا ايستادي و داري بهم مي خندي ...

چقدر سخته وقتي تو زندان عاشقي گرفتار شدي و ازت پرسيدن جرمت چيه؟؟؟ بگي : عشق ... چقدر سخته وقتي كه كادو تولدت كه هميشه كلي واست عزيزه بي وفايي باشه ... چقدر سخته وقتي كسي كه دلت رو اسير كرده جواب نگاه عاشقانه تو رو نده ... چقدر سخته وقتي عاشق كسي باشي كه از عشق چيزي نمي دونه ... ولي سخت تر از همه اينه كه تو جاده هاي عاشقي به تابلوي عبور ممنوع بخوري به همون تابلويي كه هزاران قلب عاشق رو پشت خودش نگه داشته ... عشق ممنوع!!!

 من سه نفررو از همه بيشتر دوست دارم يک دريا را تا توي اون عشق بي نهايتمو به تو ثابت کنم دوم ستاره ها را چون وقتي اونا را نگاه ميکنم ياد تو ميفتم سوم تورا که تموم ثا نيه هاي ز ندگي را با تو سر کنم.
 

 آموخته ام که هميشه کسي هست که به ما احتياج دارد. آموخته ام که هيچ وقت هيچ وقت قضاوت نکنم. آموخته ام که انسان هاي بزرگ هم اشتباه مي کنند. آموخته ام که هميشه هميشه بخندم آموخته ام که هرگز نگذارم کسي عصبانيتم را ببيند. آموخته ام که به انسان ها مانند سکوي پرتاب نگاه نکنم. آموخته ام که هرگاه که ترسيده ام ،شکست خورده ام. آموخته ام که غرور انسان ها را هرگز نشکنم. آموخته ام که هرگز وابسته کسي نباشم.

 با تشکر ازدوست عزیزم اسماعیل کیانی از نیشابور


 نيستم قانون عشق همين است آن قدر ممتنع كه هرگز با آن همه تفكر خالص كه داشتي قادر به شرح قاعده ي آن نبوده اي توضيح قاعده كار فلاسفه است كاري به اين امور ندارم من تنها همين كه شب با آرزوي بودن تو صبح مي شود قانون گرم عشق مرا شكل مي دهد اين قدر سهل كه هرگز ميدان يك تفكر خالص قادر به جذب قاعده ي آن نمي شود.

 دستت رو بزار روي قلبت، اين ساعته عمرته كه داره تيك تيك مي كنه، جالبه، هموني كه بهت زندگي ميده برات شمارش معكوس رو شروع كرده.
 
 چي بگم که خيلي تنهام ميدوني ياري ندارم چي بگم که غير غصه ديگه دلداري ندارم هيچکسي پا نمي ذاره به سراچه ي خيالم هيچکسي نداد جواب اين سوال بي جوابم هرکي امد دوسه روزي ازدلم بازيچه اي ساخت دلم هم مثل عروسک ساده بود دل به دلش باخت گله وگلايه اي نيست بي وفائي رسم عشقه عاشقها تنها مي مونن تنهائي مرام عشقه.

 تو ميروي و من فقط نگاهت ميكنم تعجب نكن كه چرا گريه نميكنم بي تو، يك عمر فرصت براي گريستن دارم اما براي تماشاي تو، همين يك لحظه باقي است و شايد همين يك لحظه اجازه زيستن در چشمان تو را داشته باشم.

شب را دوست دارام بخاطر سكوتش سكوت را دوست دارم بخاطر آرامشش آرامش را دوست دارم بخاطر بودنش در تنهايي تنهايي را دوست دارم بخاطر بودنش در عشق و عشق را دوست دارم بخاطر دوست داشتنش.

 رفتم و تنهات می ذارم با یه دنیا گله واسه دست کشیدن از عشقت چاره شد فاصله روزی که چشمات ودیدم چشم از همه بریدم اما دریغ از عشق تو دیگه تمومه شادی حرومه به قلب خستم زدی نشونه ای جونم دیگه نمی خوام دل دیوونه ازخاطراتم چیزی بمونه ای جونم.

اگربگويم دنياي مني / مي ترسم دنيا را آتش بزني اگربگويم خداي مني / مي ترسم كافرم كني اگربگويم بهار مني / مي ترسم به پاييزسرد مبدلم كني اگربگويم تنها اميد مني / مي ترسم اميدم را به نااميدي تبديل كني پس بهتر است بگويم عزيز مني.

عميقترين درد زندگی مردن نيست بلکه گذاشتن سدی در برابر رودی

 است که از چشمانت جاری است.

بر سر گور كشيشي در كليساي وست مينستر نوشته شده است : « كودك كه بودم مي خواستم دنيا را تغيير دهم . بزرگتر كه شدم متوجه شدم دنيا خيلي بزرگ است من بايد انگلستان را تغيير دهم . بعد ها دنيا را هم بزرك ديدم و تصميم گرفتم شهرم را تغيير دهم . در سالخوردگي تصميم گرفتم خانواده ام را متحول كنم . اينك كه در آستانه مرگ هستم مي فهمم كه اگر روز اول خودم را تغيير داده بودم ، شايد مي توانستم دنيا را هم تغيير دهم.


 با تشکر ازدوست عزیزم محمد سخدری ازنیشابور

 به من ميگفت: آنقدر دوستت دارم كه اگر بگويي بمير‌، ميميرم... باورم نمي شد... فقط يك امتحان ساده به او گفتم بمير...! سالهاست در تنهايي پژمرده ام... - كاش امتحانش نمي كردم.


 باتشکر ازدوست عزیزم سحر ازقائمشهر

 

برون شم ای غم از سینه که لطف یار می آید.


برون شو ای غم از سینه که لطف یار می آید.

نوازشم كن و ببين عشق مي ريزه از صدام .صدام كن و ببين كه باز غنچه ميدن ترانه هام اگر چه من به چشم تو كمم قديميم گمم آتشفشان عشقم و درياي پر تلاطمم
 چرا به من شك مي كني من كه منم براي تو . لبريزم از عشق تو و سرشارم از هواي تو . دست كدوم غزل بدم نبض دل عاشقمو پشت كدوم بهانه هام پنهون كنم هق هقمو گريه نمي كنم نرو آه نمي كشم بشين حرف نمي زنم بمون بغض نمي كنم ببين.

  با تشکر ازدوست عزیزم گلسا تدین


نمي دانم محبت را بـر چه کاغذي بنويسم که هرگز پاره نشود. بـرچـه گلـي بـنويـسم که هـرگز پرپر نشـود. بـر چه ديواري بنويسم که هرگز پاک نشود. بـر چه آبـي بنويسم که هـرگز گل آلود نشود. وسرانجام بـر چه قلـبي بنويسم که هـرگز سـنگ نشود ب.ظ): نمي دانم محبت را بـر چه کاغذي بنويسم که هرگز پاره نشود. بـرچـه گلـي بـنويـسم که هـرگز پرپر نشـود. بـر چه ديواري بنويسم که هرگز پاک نشود. بـر چه آبـي بنويسم که هـرگز گل آلود نشود. وسرانجام بـر چه قلـبي بنويسم که هـرگز از یادم نبرد.

 با تشکر ازدوست عزیزم عطا امینی از اصفهان

 آموخته ام که هميشه کسي هست که به ما احتياج دارد. آموخته ام که هيچ وقت هيچ وقت قضاوت نکنم. آموخته ام که انسان هاي بزرگ هم اشتباه مي کنند. آموخته ام که هميشه هميشه بخندم آموخته ام که هرگز نگذارم کسي عصبانيتم را ببيند. آموخته ام که به انسان ها مانند سکوي پرتاب نگاه نکنم. آموخته ام که هرگاه که ترسيده ام ،شکست خورده ام. آموخته ام که غرور انسان ها را هرگز نشکنم. آموخته ام که هرگز وابسته کسي نباشم.

 با تشکر ازدوست عزیزم حسین از بابلسر


 حدس ميزنم شبي مرا جواب ميكني قصر كوچك دل مرا خراب مي كني سر قرار عاشقي هميشه دير كرده اي ولي براي رفتنت عجب شتاب مي كني.

 با تشکر ازدوست عزیزم اسماعیل کیانی از نیشابور

يادمون باشد از امروز خطايي نكنيم . گر چه در خود شكستيم صدايي نكنيم . يادمان باشد اگر خاطرماتان تنها ماند. طلب عشق ز هر بي سرو پاي نكنيم .

پرسيدم چه چيز انسان شما را متعجب مى سازد، گفت: كودكى آنان براى اينكه از كودكى خسته مى شوند، عجله دارند كه بزرگ شوند و بعد دوباره پس از مدتها آرزو مى كنند كه كودك باشند... و اينكه آنان سلامتى خود را از دست مى دهند تا پول به دست آورند و بعد پولشان را از دست مى دهند تا دوباره سلامتى خود را به دست آورند. ديگر اينكه با اضطراب به آينده مى نگرند و حال را فراموش كرده اند. بنابراين نه در حال زندگى مى كنند و نه در آينده. تاگور (شاعر هندى)

 با تشکر ازدوست عزیزم علی ماهور از رشت

 

ز دست دیده ودل هر دو فریاد   هر آنچه دیده بیند دل کند یاد.

زدست دیده و دل هر دوفریاد.


۱) دنبال كسي نباش كه با اون بتوني زندگي كني...دنبال كسي باش كه بدون اون نتوني زندگي كني. ۲) دوست دارم هنگامي كه مردم مرا در تابوت سياه بگذارند تا همه بدانند كه تمام عمرم سياه بود...چشمانم را باز بگذارند تا همه بدانند تمام عمرم چشم براه بودم...دستانم را باز بگذارند تا بدانند چيزي را كه ميخواستم هرگز بدست نياوردم...و بالاخره تكه يخي به روي قلبم بگذارند تا چكه چكه آب شود و همه بدانند كه تمام عمرم را ميگريستم...


  جز من اگرت عاشقي شيداست بگو ... ور مهر دلت به جانب ماست بگو ... گر هيچ مرا در دل تو جاست بگو ... گر هست بگو نيست بگو راست بگو !

 

عشق لالايي بارون تو شباس...نم نم بارون پشت شيشه هاست...لحظه ي شبنم و برگ گل ياس...لحظه ي رهايي پرنده هاست...

توخودعشقي كه شوق موندني...غم تلخ وگنگ شراي مني...وقتي دنيا درد بي حرفي داره...تويي كه فرياد درداي مني...

دستاي تو خورشيدونشون ميدن...چشماي بستمو بي دار مي كنم...صداي بال پرنده رولبات توگوشام دوباره تكرارمي كنن...

عشق لالايي بارون تو شباس...نم نم بارون پشت شيشه هاست...لحظه ي عزيزه با توبودنه...آخرين پناه موندنه منه...

 

 با تشکر ازدوست عزیزم محمد سخدری از نیشابور

 

تويه سايه بودي همقد خواب نيمروزمن.تويه سايه بودي توظهرداغ تن سوزمن

توهرم داغ بي رحم آفتاب.توسايه بودي يه سايه ي ناب

منه مسافرتن تشنه ي خواب.حريص فتح يه جرعه ي آب

پاي پرتاول من تو بهد راه. تن گرمازدمونمي كشيد

بي رمق بودموگيج وتب زده. جلوپاموديگه چشمام نمي ديد

تا توجلوه كردي اي سايه ي خوب. مهربون با يه بغل سبزه و آب

باورم نمي شد اين معجزه بود.به گمانم توسرابي يه سراب

تويه سايه بودي هم قدخواب نيم روزمن.تويه سايه بودي توظهرداغ تن سوزمن

من گنگ وخسته لب تشنه و داغ.توسايه سبزميراث يك باغ

تو مرهم اين زخم عميقي. لبريز ايثارپاك وشفيقي

رخت خستگي مو از تنم بگير.با تنت برهنگيم وبپوشون

منو تا مهموني عشق ببر.كتاب دربدري موبسوزون

بزار اين سايه هميشگي باشه.سايه اي كه جاي خوب موندنه

سايه باشو سايه بون تا بدونم سايه اي روسربودن منه.

تويه سايه بودي هم قدخواب نيم روزمن.تويه سايه بودي توظهرداغ تن سوزمن.

 


 ای که تويه عمره رفتم اوج مردن گفتی با من ميمونی من ميمونم تو هم بمون.

 

مونس شبهاي تنهاييم شده تيکه عکسی از گل نازه رخت خاطراته باتو بودن تو گلا اشکه سردحسرته دستايه تو.



بايه گيتارو هزار ياد و حرف ميشنوم عشقت ميگه آی تيشه زن بر بيستون آوازه خون بی نشون عشقت بهم ميگه هنوز آوازه خون بيشتر بسوز.



عشقی که توش سوزی نباشه سردو بی رونق ميشه کشوری بي قدرت و هيبت و بيرق ميشه ديدنه عکس رخت ای مهربون ای هم زبون ای حيات بي نسيب نيمه جون ای که تمامه احساسه منی.


واسو تو اين کوه که سهله ماه از جا ميکنم جار ميزنم داد ميزنم عشقتو فرياد ميزنم واسه تو اين کوه که سهله ماهو از جا ميکنم جار ميزنم داد ميزنم عشقتو فرياد ميزنم.
 

 با تشکر از دوست عزیزم عطا امینی از اصفهان

تقدیم به دوستداران دوست


 تقصير دلم چيست اگر روی تو زيبا ست حاجت به بيان نيست که از روی تو پيدا ست من تشنه ی يک لحظه تماشای تو هستم افسوس که يک لحظه تماشای تو رويا ست در خانه ی احساس اگر زمزمه ای است آن زمزمه از توست که در جان دل ما ست من قايق آواره ی دريای تو هستم خوب است بدانی که دلم عاشق دريا ست در حسرت ديدار تو می سوزم و اما اين دست خودم نيست به حق روی تو زيباست .

 تقديم به کسانی که بی هیچ جرمی آهسته تر از ياس به خواب رفته اند ... امشب باران به ميهمانی چشمانم آمده ... خسته ام خسته از همه کس و همه چيز حتی از نفس کشيدن... امروز عقربه های ساعت حادثه را برايم به تصوير کشيدند ... اکنون من با خاطرات نفس گرفته ات زندگی را با آه سردی می نوازم .

 پرسيد: بگو از سرنوشت من! گفت: از کوزه همان تراود که در اوست! پرسيد: بيشتر بگو! گفت: مراقب قصد و نيات خود باش! پرسيدم: مراقب قصد و نياتم باشم؟ گفت: مراقب نيات خود باش که افکارت مي شوند. مراقب افکار خود باش که کلماتت ميشوند. مراقب کلمات خود باش که اعمالت مي شوند. مراقب اعمال خود باش که عاداتت ميشوند مراقب عادات خود باش که شخصيتت ميشوند. مراقب شخصيت خود باش، سرنوشتت ميشود پرسيدم: يعني سرنوشتم را بدين گونه شکل مي دهم؟ گفت: آري! پرسيدم: پس من ميتوانم.

 پرسه بزن تو چشم من، چشام كه خواب ندارن براي رد پاي تو هميشه جا ميذارن پرسه بزن توي خيال ، خيال من مال تو قلبمو ميدم كه بشه عيدي امسال تو پرسه بزن توي خيال ، خيال من مال تو قلبمو ميدم كه بشه عيدي امسال تو پرسه بزن تو ياد من ،كه دل خوشم به يادت چيكار كنم دل عاشقه، دل بد جوري مي خوادت پرسه بزن توي خيال ، خيال من مال تو قلبمو ميدم كه بشه عيدي امسال تو پرسه بزن توي خيال ، خيال من مال تو قلبمو ميدم كه بشه عيدي امسال تو نگاهتو از من نگير، شب بي ستاره ميشه مه.

 عشق پاك يعني سرزمين لحظه يعني بيداد عشق من باختن عشق جان يعني زندگي ليلي و قمار مجنون در عشق يعني ... شدن ساختن عشق دل .
 


 ديگه گريه کافيه اگه دوسم داشت تنهام نميذاشت حالا که رفته بايد ياد و خاطره هاش هم از ذهنم بره ديگه بارون اونو به يادم نمياره.... آنقدر آزادم که ميتونم دلم را به راحتي به کسي بسپارم به کسي که شايد از مردونگي چيزي بلد باشه.. حالا ديگه اسمش ميون دفترام کهنه شده دوست دارم تنهايي مو با ياد و خاطره ديگري پر کنم فقط کافي چشماش رو فراموش کنم و اين کار رو خواهم کرد پس دوستش ميدارم تا دوستم بدارد...!!!


 نشد يک لحظه از يادت جدا دل... زهی دل ، آفرين دل ، مرحبا دل !... زدستش يکدم آسايش ندارم.... نمی دانم چه بايد کرد با دل ؟.... هزاران بار منعش کردم از عشق .. مگر برگشت از راه خطا دل.... بچشمانت مرا دل مبتلا کرد ... فلاکت دل ، مصيبت دل ، بلا دل...... از اين دل داد من بستان خدايا ... ز دستش تا به کی گويم خدا دل... درون سينه آهی هم ندارم ... فقير وعاجز و بی دست و پا دل....... بشد خاک و ز کويت بر نخيزد.... زهی ثابت قدم دل ، با وفا دل.... ز عقل و دل دگر از من مپرسيد .. چو عشق.


 آنگاه که زندگي همچون ترانه اي جاري مي گردد شاد بودن آسان است اما ارزش انسان زماني آشکار مي گردد که در شرايط آشفته نيز لبخند به لب دارد.

 براي عشق هميشه جنگ بكن ولي اون رو گدايي نكن.

با تشکر از دوست عزیزم ناهید


 هروقت که دل کسی را شکستید روی دیوار میخی بکوب تا ببینی که چقدر دل شکستی.
هروقت که دلشان را بدست آوردی میخی را از روی دیوار بکن تا ببینی که چقدر دل بدست آوردی.
اما چه فایده که جای میخ ها بر روی دیوار می ماند
.

بندرت مردی پیدا می شود که بدون شاهد عمل خیری انجام دهد.


مرد بزرگ به خود سخت میگیرد و مرد کوچک به دیگران.


مردی که پیوسته اظهار تاسف می کند بدرد نمی خورد.


برای این که بزرگ باشی نخست کوچک باش.


 دوست داشتن درست مثل ایستادن در سیمان خیس میمونه که هر چه بیشتر توش بمونی سخت تر جدا میشی، و اگر هم بتونی ازش بیرون بیای حتما رد پات باقی میمونه.

 باور کنید ، نیروی آدمی ، بی کران است.
باور کنید ،هیچ کاری از اراده آدمی خارج نیست.
باور کنید ،که از عشق آفریده شده اید ، پس عشق را بیافرینید.
باور کنید ،خورشید به خاطر شما ، طلوع می کند.
باور کنید ،خدا هیچگاه از بندگانش ناامید نمی شود ولی بندگان او چرا!
باور کنید ، لایق بودن هستید.
باور کنید ، که اکنون مهم ترین لحظه است.
باور کنید ، که روح شما قدرت صعود به ماوراء را دارد.
باور کنید ، که شما هم می توانید.و تمام باورهای خود را از ته دل باور کنید تا زندگی ، شما را باور کند!

                                 

 توی ژاپن

جوان اولی از عشق جوان دومی نسبت به دختر محبوبش متاثر میشه و خودکشی می کنه! جوان دومی هم از مرگ همنوع خودش اونقدر اندوهگین میشه که خودکشی می کنه! بعدش برای دختر ژاپنی هم چاره ای جز خودکشی نیست!

توی اسپانیا
مرد اولی توی دوئل ، مرد دومی رو از پای در میاره و با زن محبوبش به آمریکای جنوبی فرار می کنن!

 توی انگلستان
دو تا عاشق با کمال خونسردی حل قضیه رو به یه شرط بندی توی مسابقه  اسب سواری موکول می کنن! اسب هر کدوم برنده شد ، معشوق مال اون میشه!

توی فرانسه
خیلی کم کار به جاهای باریک می کشه! دو تا مرد با همدیگه توافق می کنن که خانم مدتی مال اولی و مدتی مال دومی باشه!

توی استرالیا
دو تا مرد بر سر ازدواج با معشوق مشترک سالها مشاجره می کنن! این مشاجره اونقدر طول می کشه تا یکی از طرفین پیر بشه و بمیره ، یا از یه مرضی بمیره! اونوقت اونکه زنده مونده با خیال راحت به مقصودش می رسه!

توی قفقاز
جوان اولی دختر محبوب رو بر می داره و فرار می کنه! دومی هم دختر رو از چنگ اولی می دزده و پا به فرار می ذاره! باز اولی همین کار رو می کنه و این ماجرا دائما« تکرار میشه!

توی نروژ
معشوقه  دو مرد برای اینکه به جدال و دعوای اونها خاتمه بده خودشو از بالای ساختمون مرتفعی میندازه پایین و غائله ختم میشه!

توی آفریقا
قضیه خیلی ساده ست و جای اختلاف نیست! دو تا مرد ، زنی رو که می خوان عقد می کنن و علاده بر اون ، بیست تا زن دیگه هم می گیرن!


 توی مکزیک
کار به زد و خورد خونینی می کشه و یکی از طرفین کشته میشه! ولی بعدش اونکه رقیبش رو کشته از دختر مورد نظر دلسرد میشه و دخترک بی شوهر می مونه!

توی آمریکا
حل قضیه بستگی به زن داره و هر کس رو انتخاب کرد با اون ازدواج می کنه!

توی ایران
فقط پول موضوع رو حل می کنه! پدر و مادر دختر می شینن با همدیگه مشورت می کنن و خواستگاری که پولدارتر و گردن کلفت تره رو انتخاب می کنن! عاشق شکست خورده اگه توی عشقش جدی باشه یا باید خودشو بکشه یا رقیب رو از میدون به در کنه یا افسردگی می گیره و ...
 
هر وقت احساس کردی در اوج قدرتی به حباب فکر کن. اگر اولش به فکر آخرش نباشی آخرش به فکر اولش می افتی. گوش کردن را یاد بگیر، فرصتها گاه با صدای آهسته در میزند. هیچ انسانی دشمن دیگری نیست بلکه معلم اوست. از دیروز بیاموز برای امروز زندگی کن و به فردا امیدوار باش. شمارش دانه هایی که در مغز سیب وجود دارد کاری ساده استد اما چه کسی میتواند بگوید که چند سیب از یک دانه به عمل میآید؟
 

 من خواب نیستم!
                 خاموش اگر نشستم
                                      مرداب نیستم!
                                                  روزی که بر خروشم و زنجیر بگسلم
                                                                               روشن شود که آتشم و آب نیستم!


یکی پرسید دشوارتراز مردن چیست؟ عشق فرمود: فراق از همه دشوارتر است.


 به اندازه روح باران پاييز
به اندازه پرواز نسيم بهار
به اندازه تنها اميد چکاوک
به اندازه ترانه هرصبح قناري
به اندازه انتهاي هستي دريا
به اندازه نا گفته هاي قصه عشق
به اندازه ستايش شکوفه هاي گيلاس ... دوستت دارم اي دوست ...
به اندازه هر موج نيلي اقيانوس
به اندازه عمق دلتنگي شقايق
به اندازه بي نهايت ناشناخته
به اندازه رقص هر دانه برف
به اندازه ابديتهاي جاودانه
به اندازه نگاه اشک ماه... دوستت دارم ای دوست...
 

 راز عشق در تواضع است . این صفت به هیچ وجه نشانه تظاهر نیست. بلکه نشان دهنده احساس و تفکری قوی است. میان دو نفری که یکدیگر را دوست دارند، تواضع مانند جویبار آرامی است که چشمه محبت آنها را تازه و با طراوت نگه میدارد. راز عشق در احترام متقابل است. احساسات متغیر اند، اما احترام دو طرف ثابت می ماند . اگر عقاید شریک زندگی ات با عقاید تو متفاوت است ، با احترام به نظریاتش گوش کن . احترام باعث می شود که او بتواند خودش باشد. راز عشق در این است که به یکدیگر سخت نگیرید . عشقی که آزادانه هدیه نشود اسارت است .
 

ساعت تابستانی حق مسلم ماست!
مي‌گويند بعد از اجراي برنامة استاد پيانيست در سوييس، همه برايش ابراز احساسات مي‌كردند، از بين جمعيت يكي فرياد مي‌زد : «همشهري من بيده! همشهري من بيده!» استاد خواست مرد را جلو بياورند و از او پرسيد : « من كه حرف نزده بيدم، تو از كجا فهميده بيدي؟» مرد گفت :« از اونجا كه وقتي نشستي پشت پيانو، بجاي اينكه صندلي‌ات رو وَدي جلو، پيانو به اون سنگيني رو وَكشيدي عقب!!»
 حالا حكايت برنامة امسال دولت در مورد تثبيت ساعت است، ساعت را جلو نكشيده‌اند، در عوض ساعت شروع به‌كار مدارس را تغيير داده‌اند، به اين ترتيب حتي ساعت 6 صبح هم در اكثر خيابان هاي تهران مي‌تـوان ترافيك روان! را مشاهده كرد! به تازگي هم تصميم گرفته شده ساعت شروع به كار خيلي از ادارات دولتي هم تغيير كند! تا ترافيک باز هم روان تر شود. خدا امسال را به خير بگذراند.
 


 از ســوز محـبـت چـه خــبر اهل هـوس را           ایـن آتش عشق است نسوزد همه کـس را
 

 
باتشکر ازدوست عزیزم حسین از بابلسر


انگار روزی دیگر فرا رسیده است . اگر چشم هایت گشوده شده اند و اگر می توانی صادقانه لبخند بزنی بدان که خداوند هنوز عاشق توست.

 نشسته ایم بر قالیچه ای به اسم جوانی... می تا زیم و گرد و خاک می کنیم زمین زیر پایمان است و اسیر یک بازی شد یم به اسم غرور... دیواری را برای پشت سر نهادن بلند نمی بینیم سرا پا شور ... برد و باخت را می شناسیم؟ آشناییم با شعور؟ و جداییم با غم؟ یا غرق در غرور؟ چیزی در ماست روز و شب که آرام نداریم ... چیزی از جنس جستجو چیزی مثل خیال یه آرزو... در سكوت مي توان نگاه را معنا كرد و آن را با عشق به دل پيوند زد مي توان بهار را به ديدار برگهاي خزان زده برد
.

 يه عمري همه دنيا رو گشتم به دنبال يه عشق صادقونه يه عشقي که بسازه دل رو از ما بشه تنها چراق تويه خونه يه عمري پي عشق بي هوس دويدم به دنبال يه عشق بي بهونه يه عشقي که بشه مرهم زخمام نشه بدترنمک رو زخم کهنه تو شبهاي که جاي دست پر مهر چيزي بجز يه دنيا اشک نديدم يه کي اومد که دوست داشتن ميفهميد منو از من خسته جدا کرد هي کي اومد که با احساس پاکش تمومه زخمامو يهو دوا کرد تو وقتي که همه تنهام گذاشتن با لبخندش منو از من جدا کرد براي عاشقي عشقمو دادم خيال کردم فقط عشقه که می مونه.

انگار روزی دیگر فرا رسیده است . اگر چشم هایت گشوده شده اند و اگر می توانی صادقانه لبخند بزنی بدان که خداوند ....... هنوز عاشق توست


نشسته ایم بر قالیچه ای به اسم جوانی... می تا زیم و گرد و خاک می کنیم زمین زیر پایمان است و اسیر یک بازی شد یم به اسم غرور... دیواری را برای پشت سر نهادن بلند نمی بینیم سرا پا شور ... برد و باخت را می شناسیم؟ آشناییم با شعور؟ و جداییم با غم؟ یا غرق در غرور؟ چیزی در ماست روز و شب که آرام نداریم ... چیزی از جنس جستجو چیزی مثل خیال یه آرزو... در سكوت مي توان نگاه را معنا كرد و آن را با عشق به دل پيوند زد مي توان بهار را به ديدار برگهاي خزان زده برد.

 

باتشکر ازدوست عزیزم محمد سخدری از نیشابور

 کاش رنگ شبهايمان کمي عرفاني شود کاش رنگ قلبهايمان کمي آسماني شود حال که قرار بر اين است رنگارنگ شويم کاش رنگ احساسمان کمي رحماني شود در گرداگرد دايره ي زندگي همگي سرگردانيم کاش غصه هايمان هم رنگ سرگرداني شود کوچه هاي خيالي ذهن بي نشاني رها شدن کاش کمي از اين همه دلواپسي بي نشاني شود واژه ها راهي تازه يافته اند لغت نامه ها بيمصرفند کاش بي وفايي جز لغتهاي بي معاني شود هر رنگ هزار حرف نگفتني در خود دارد کاش روزي رسد که رنگ دو رنگي فاني شود.

باتشکر از دوست عزیزم ساسان از اصفهان

به او بگویید دوستش دارم.


                                                   

                           ازمن اگر ای یار گذشتی بسلامت                                            
رفتی و به انکار گذشتی بسلامت
در جستجوی مزرعه سبز رهایی
از سرزنش خار گذشتی بسلامت
در حوصله ی دوست نگنجد غم هر دوست
از این همه تکرار گذشتی بسلامت
ای روزنه نور
ای ماه شب دور
ای صاحب پیوند
هم خانه و هم بند
از روزن دیوار گذشتی بسلامت
از این همه تکرار گذشتی بسلامت

 پيش خودش فکر کرد که من برم ميون بنده هام روی زمين يه جايی هست پيدا بشن اون خنده هام شال و کلاه کردو يواش از اون بالا اومد پايين تو کوچه هم قدم ميزد اينوره زمين،اونور زمين هر کی رو ديد يه کاری داشت يه کسب و کار ویاری داشت.

 

اگر زندگی یک پرتقال در دستتان نهاد، آن را پوست بکنید و به دنبال دوستی باشید تا با او قسمت کنید.

 

اگر دو خرگوش را دنبال کنید، هر دویشان فرار خواهند کرد. اگر در خلاف جهت باد حرکت کنید، هرگز موفق به گرفتن آن نمی شوید. پس: بدانید که برای موفقیت باید بر هدف خود تمرکز کنید چراکه تقسیم تمرکز به تقسیم موفقیت می انجامد. و برای کسب موفقیت، راهش را بشناسید و اگر می خواهید به نتیجه مطلوب نائل آیید، با شناخت کافی پیش بروید.
 

 مهم نیست چند بهار در کنار هم زندگی کنیم باور کنید مهم این است که یادمان باشد عمرمان کوتاه است در پایان زندگی خیلی از ما خواهیم گفت: کاش فقط چند لحظه بیشتر فرصت داشتیم تا خوب بهم نگاه کنیم و همه ناگفته های مهر آمیز یک عمر را در چند ثانیه بگوییم ای کاش با خاطره ها زندگی نمیکردیم .


 
انسان ها دو دسته اند : آن هایی که بیدارند در تاریکی وآن هایی که خوابند در روشنایی.
 

با تشکر ازدوست عزیزم حسین از بابلسر


 اگه يه روز شاد بودي آروم بخند تا غم بيدار نشه و اگه يه روز غمگين شدي

 آروم گريه کن تا شادي نا اميد نشه.



باتشکر ازدوست عزیزم عطا از اصفهان

 

 به خورشيد گفتم گرمي ات را به من بده تا به تو بدهم، گفت: دستانش گرماي مرا دارند. به آسمان گفتم: پاكي ات را به من بده، گفت: چشمانش پاكي مرا دارند. از دشت، سبزي زندگي اش را خواستم، گفت: زندگي ات سبز تر از اوست. از دريا بزرگي و آرامشش را خواستم، گفت: قلبت به اندازه اقيانوس است وآرامشت نيز. از ماه تابندگي صورتش را خواستم، گفت: وقتي نگاهش مي كنم خجل مي شوم. به فكر فرو رفتم من در قبال دستان گرمت، چشمان پاكت، سبزي زندگي ات، بزرگي و آرامش قلبت و صورت ماهت هيچ ندارم كه به تو هديه كنم جز......

 
 ديدنت امّا برايم مثل يک افسانه ي ديرينـه است بر تمام ميله هاي اين قفـس اين قفس از جنس خاک و لحظه هـا رنگ آبي مي زنم رنگ آبي، رنگ آرزوهاي من است رنگ آبي، رنگ عشق! رنگ آبي، رنگ توست! در وجودم شوق تو باز شعله مي کشد در درونم آتشي از مهر تو باز هم خرمني از عشق برپا مي کند .....
 

 پرسيد: بگو از سرنوشت من! گفت: از کوزه همان تراود که در اوست! پرسيد: بيشتر بگو! گفت: مراقب قصد و نيات خود باش! پرسيدم: مراقب قصد و نياتم باشم؟ گفت: مراقب نيات خود باش که افکارت مي شوند. مراقب افکار خود باش که کلماتت ميشوند. مراقب کلمات خود باش که اعمالت مي شوند. مراقب اعمال خود باش که عاداتت ميشوند مراقب عادات خود باش که شخصيتت ميشوند. مراقب شخصيت خود باش، سرنوشتت ميشود پرسيدم: يعني سرنوشتم را بدين گونه شکل مي دهم؟ گفت: آري! پرسيدم: پس من ميتوانم .


 يه شب خدا خواب نداشت دلش تو سينه تاب نداشت يه شب واسه يه لحظه اون سوالی کرد جواب نداشت اون شب فرشته ها همه رفته بودن به مهمونی خدای خالق همه تنها شدس به آسونی دلش گرفته بود خدا تنهايی سخته به خدا اون که هميشه خنده داشت گريه ميکردش بی صدا .



با تشکر ازدوست عزیزم ناهید
 

 پرسه بزن تو چشم من، چشام كه خواب ندارن براي رد پاي تو هميشه جا ميذارن پرسه بزن توي خيال ، خيال من مال تو قلبمو ميدم كه بشه عيدي امسال تو پرسه بزن توي خيال ، خيال من مال تو قلبمو ميدم كه بشه عيدي امسال تو پرسه بزن تو ياد من ،كه دل خوشم به يادت چيكار كنم دل عاشقه، دل بد جوري مي خوادت پرسه بزن توي خيال ، خيال من مال تو قلبمو ميدم كه بشه عيدي امسال تو پرسه بزن توي خيال ، خيال من مال تو قلبمو ميدم كه بشه عيدي امسال تو نگاهتو از من نگير، شب بي ستاره ميشه مه.

خدايا آنکه در تنهاترين تنهاييم تنهاي تنهايم گذاشت خواهشي دارم... تو در

 تنهاترين تنهاييش تنهاي تنهايش نزار.


باتشکر از دوست عزیزم محمد سخدری از نیشابور
 

روزي دروغ به حقيقت گفت : مــــيل داري باهم به دريـــا برويم و شنـــا کنيم ، حقيقــت ساده لــوح پذيرفت و گول خورد . آن دو با هم به کنار ساحل رفتند ، وقتي به ساحل رسيدند حقيقت لباسهايش را در آورد . دروغ حيلــــه گـــر لباسهاي او راپوشيد و رفت . از آن روز هميشه حقيقت عــــريان و زشت است ، اما دروغ در لبــــــاس حقيقت با ظاهري آراسته نمايان مي شود.

آدما مثل کتاب مي مونند که تا وقتي تموم نشن واسه ي بقيه جذابن. پس سعي کن خودتو جلوي ديگران تند تند ورق نزني تا زود تموم نشي، براي اينکه وقتي تموم بشي مطمئن باش ميرن سراغ يه کتاب ديگه.

زندگي مثل پيانو است ، دكمه هاي سياه براي غم ها و دكمه هاي سفيد براي شادي ها . اما زماني ميتوان آهنگ زيبايي نواخت كه دكمه هاي سفيد و سياه را با هم فشار دهي.

باتشکر از دوست عزیزم جعفر رضایی

 مردي در عالم رويا فرشته اي را ديد كه در يك دستش مشعل و در دست ديگرش سطل آبي گرفته بود و در جاده اي روشن و تاريك راه ميرفت.مرد جلو رفت و از فرشته پرسيد:اين مشعل و سطل آب را كجا مي بري؟ فرشته جواب داد:مي خواهم با اين مشعل بهشت را آتش بزنم و با اين سطل آب،آتش هاي جهنم را خاموش كنم.آن وقت ببينم چه كسي واقعا خدارا دوست دارد؟


 باتشکر ازدوست عزیزم جعفر هوایی از نیشابور

__*##########*
__*##############
__################
_##################_________*#####*
__##################_____*##########
__##################___*#############
___#################*_###############*
____#################################*
______###############################
_______#############################
________*#########
I LOVE #######
__________#########
YOU#########
___________*#####################
____________*##################
_____________*###############
_______________#############
________________##########
________________*#######*
_________________######
__________________####
__________________###
___________________#

 

به یادم باش

جرم من عشق است.

به چشمان خود بیاموز که هر کسی ارزش دیدن ندارد.

             از اینجا تا آخر دنیا باهاتم !!!

تقدیم تو باد

 سرسبزترين بهار تقديم تو باد . آواي خوش هزار تقديم تو باد .  گويند که لحظه اي است روييدن عشق . اين لحظه هزار بار تقديم تو باد .

باتشکر ازدوست عزیزم لیلا

ببین طرف چقدر می خوادت

چي بگم والا؟ اگه كسي بهت روزي 1 آف زد، يعني به يادته. اگه 2تا زد دوستت داره. اگه 3تا زد، عاشقته. اگه 4 تا زد مي خوادت، اگه 5 تا زد، مطمئن باش كرم داره....!!!

با تشکر از دوست عزیزم عطا از اصفهان

عشق و محبت

از خـدا يـه گل خواسـتــم،اون بـه مـن يـه بـاغ داد من از خدا يه درخت خواستم،اون به من يه جنگل داد من از خـدا يـه دوسـت خواسـتم،اون به من تو رو داد.

باتشکر از دوست عزیزم عطا از اصفهان

مراقب خودت باش

                                         مراقب خودت باش

 مراقب روانی انگشتانت لطافت روح مهربانت دردهای نگفته سازت درهای بسته خلوتت  وفایت  زمزمه های  تنهاییت غصه های  ارغوانیت و مخصوصا اسم قشنگت باش.

چه طوری همیشه آن باشیم.

آنلاین ماندن ID برای همیشه :

با این کار حتی اگر در اینترنت هم نباشید در لیست دوستتان به شکل آنلاین هستید. برای این کار از منوی login گزینه preferencec را انتخاب کنید در صفحه باز شده conection را انتخاب کنید و در سمت راست گزینه fire wall with no peroxie را تیک بزنید و بعد applyرا بزنید و سپس ok .