جای تو خالی.

 

جای تو خالی.

جاي عشق غصه رو يارت بكنم تو مثل قصه پر خاطره هستي نمي خوام من نشون تو رو نشون دارت بكنم تو بگو خودت بگو با تو بمونم يا برم آخه من هيچ نمي خوام كه غصه دارت بكنم.

خیال کردم بری ، میری از یادم تو رفتی و نرفت چیزی از یادم تو رفتی تازه عاشق تر شدم من از اونیم که بود بدتر شدم من صبح تا شب این شده کارم که واسه چشات بیدارم تو خدای عاشقایی تو تموم کس و کارم تو به داد من رسیدی وقتی تنهایمو دیدی.

من به دستای نگاهت دل خود رو می سپارم هستی ام یه قلب پاکه، که برات هدیه میارم واسه ما فر قی نداره که چه قدر فاصله داریم هر جای دنیام که باشیم واسه هم پر در میاریم می دونم با گوش جونت می شنوی ترانه هامو میون این همه فریاد می شناسی زنگ صدامو دل من قد یه دریاست اما واسه تو یه برکه تو برام آ ب حیاتی بی تو بودن مثل مرگه.
 
 با تو هستم ای مسافر ای به جاده تن سپرده ای که دلتنگی غربت منو از یاد تو برده هنوزم هوای خونه عطر دیدار تو داره گل به گل گوشه به گوشه تو رو یاد من میاره با تو من چه کرده بودم که چنین مرا شکستی بی وداع و بی تفاوت سرد و بی صدا شکستی به گذشته بر می گردم به سراغ خاطراتم تازه میشود دوباره از تو داغ خاطراتم به تو میرسم همیشه در نهایت رسیدن هر کجا باشی و باشم به تو بر می گردم حتما این تویی همیشۀ من تو آیینه تقدیر با همه شکستم از تو نیستم ا ز دست تو دلگیرم.
 
 چه اثر از این صداقت چه ثمر از این نجابت وقتی قد سر سوزن به وفا نکردیم عادت.
 


 يادته يه روزي بهم گفتي هر وقت خواستي گريه کني برو زيرِ بارون که نکنه نامردي اشک هاتو ببينه و بهت بخنده ... گفتم اگه بارون نيومد چي؟؟ گفتي اگه چشم هاي قشنگ تو بباره آسمون گريه ش ميگيره ... گفتم يه خواهش دارم ؛ وقتي آسمونِ چشام خواست بباره تنهام نزار ... گفتي به چَشم ... حالا امروز من دارم گريه ميکنم اما آسمون نمي باره ... و تو هم اون دور دورا ايستادي و داري بهم مي خندي ...

چقدر سخته وقتي تو زندان عاشقي گرفتار شدي و ازت پرسيدن جرمت چيه؟؟؟ بگي : عشق ... چقدر سخته وقتي كه كادو تولدت كه هميشه كلي واست عزيزه بي وفايي باشه ... چقدر سخته وقتي كسي كه دلت رو اسير كرده جواب نگاه عاشقانه تو رو نده ... چقدر سخته وقتي عاشق كسي باشي كه از عشق چيزي نمي دونه ... ولي سخت تر از همه اينه كه تو جاده هاي عاشقي به تابلوي عبور ممنوع بخوري به همون تابلويي كه هزاران قلب عاشق رو پشت خودش نگه داشته ... عشق ممنوع!!!

 من سه نفررو از همه بيشتر دوست دارم يک دريا را تا توي اون عشق بي نهايتمو به تو ثابت کنم دوم ستاره ها را چون وقتي اونا را نگاه ميکنم ياد تو ميفتم سوم تورا که تموم ثا نيه هاي ز ندگي را با تو سر کنم.
 

 آموخته ام که هميشه کسي هست که به ما احتياج دارد. آموخته ام که هيچ وقت هيچ وقت قضاوت نکنم. آموخته ام که انسان هاي بزرگ هم اشتباه مي کنند. آموخته ام که هميشه هميشه بخندم آموخته ام که هرگز نگذارم کسي عصبانيتم را ببيند. آموخته ام که به انسان ها مانند سکوي پرتاب نگاه نکنم. آموخته ام که هرگاه که ترسيده ام ،شکست خورده ام. آموخته ام که غرور انسان ها را هرگز نشکنم. آموخته ام که هرگز وابسته کسي نباشم.

 با تشکر ازدوست عزیزم اسماعیل کیانی از نیشابور


 نيستم قانون عشق همين است آن قدر ممتنع كه هرگز با آن همه تفكر خالص كه داشتي قادر به شرح قاعده ي آن نبوده اي توضيح قاعده كار فلاسفه است كاري به اين امور ندارم من تنها همين كه شب با آرزوي بودن تو صبح مي شود قانون گرم عشق مرا شكل مي دهد اين قدر سهل كه هرگز ميدان يك تفكر خالص قادر به جذب قاعده ي آن نمي شود.

 دستت رو بزار روي قلبت، اين ساعته عمرته كه داره تيك تيك مي كنه، جالبه، هموني كه بهت زندگي ميده برات شمارش معكوس رو شروع كرده.
 
 چي بگم که خيلي تنهام ميدوني ياري ندارم چي بگم که غير غصه ديگه دلداري ندارم هيچکسي پا نمي ذاره به سراچه ي خيالم هيچکسي نداد جواب اين سوال بي جوابم هرکي امد دوسه روزي ازدلم بازيچه اي ساخت دلم هم مثل عروسک ساده بود دل به دلش باخت گله وگلايه اي نيست بي وفائي رسم عشقه عاشقها تنها مي مونن تنهائي مرام عشقه.

 تو ميروي و من فقط نگاهت ميكنم تعجب نكن كه چرا گريه نميكنم بي تو، يك عمر فرصت براي گريستن دارم اما براي تماشاي تو، همين يك لحظه باقي است و شايد همين يك لحظه اجازه زيستن در چشمان تو را داشته باشم.

شب را دوست دارام بخاطر سكوتش سكوت را دوست دارم بخاطر آرامشش آرامش را دوست دارم بخاطر بودنش در تنهايي تنهايي را دوست دارم بخاطر بودنش در عشق و عشق را دوست دارم بخاطر دوست داشتنش.

 رفتم و تنهات می ذارم با یه دنیا گله واسه دست کشیدن از عشقت چاره شد فاصله روزی که چشمات ودیدم چشم از همه بریدم اما دریغ از عشق تو دیگه تمومه شادی حرومه به قلب خستم زدی نشونه ای جونم دیگه نمی خوام دل دیوونه ازخاطراتم چیزی بمونه ای جونم.

اگربگويم دنياي مني / مي ترسم دنيا را آتش بزني اگربگويم خداي مني / مي ترسم كافرم كني اگربگويم بهار مني / مي ترسم به پاييزسرد مبدلم كني اگربگويم تنها اميد مني / مي ترسم اميدم را به نااميدي تبديل كني پس بهتر است بگويم عزيز مني.

عميقترين درد زندگی مردن نيست بلکه گذاشتن سدی در برابر رودی

 است که از چشمانت جاری است.

بر سر گور كشيشي در كليساي وست مينستر نوشته شده است : « كودك كه بودم مي خواستم دنيا را تغيير دهم . بزرگتر كه شدم متوجه شدم دنيا خيلي بزرگ است من بايد انگلستان را تغيير دهم . بعد ها دنيا را هم بزرك ديدم و تصميم گرفتم شهرم را تغيير دهم . در سالخوردگي تصميم گرفتم خانواده ام را متحول كنم . اينك كه در آستانه مرگ هستم مي فهمم كه اگر روز اول خودم را تغيير داده بودم ، شايد مي توانستم دنيا را هم تغيير دهم.


 با تشکر ازدوست عزیزم محمد سخدری ازنیشابور

 به من ميگفت: آنقدر دوستت دارم كه اگر بگويي بمير‌، ميميرم... باورم نمي شد... فقط يك امتحان ساده به او گفتم بمير...! سالهاست در تنهايي پژمرده ام... - كاش امتحانش نمي كردم.


 باتشکر ازدوست عزیزم سحر ازقائمشهر

 

عاشقی دردیه درمون نداره.

 

عشق یعنی انتظارو انتظارو انتظارو.......


به كوه گفتم عشق چيست؟! لرزيد به ابر گفتم عشق چيست؟! باريد به بادگفتم عشق چيست؟ وزيد به پروانه گفتم عشق چيست؟! ناليد به گل گفتم عشق چيست؟!پرپر شد به انسان گفتم عشق چيست؟! اشك از ديدگانش جاري شد و گفت: ديوانگيست!!!دیوانگیست.


 با تشکر ازدوست عزیزم جعفر هوایی از نیشابور


  درخت را به نام برگ ... بهار را به نام گل ... ستاره را به نام نور ... کوه را به نام سنگ ... قلب شکفته ی مرا به نام عشق ... عشق را به نام درد ... مرا به نام کوچکم صدا بزن.

 فقط یک آرزو بکن دیگر نه از زخمهای کهنه دلگیر بالا برویم نه از پله های پوسیده ی خیال.... عطر یاس و چشمک رازقی...شکرانه بهبود احوال لبخند ماه شب که کمرنگ تر از سیاهی گیسوان تو چشمانت هم که طلوع جاودانه روشنایی نذر ما پابوس هشتمین ستاره روشن و نیاز ما مهربانی آن دستهای خوب!

 با پاهاي زخمي با كفشهاي وصله از غم  با دلي از رنگ گناه  دستي از حس غريب  قلبي از لذت يار  چشمي از اشك زلال فكري از خيال تو حرفي از ديار تو.

 اي ادما اي ادما به گوش باشين جدا شدين از تمومه قشنگيا اي ادما اي ادما نگاه كنين دارين ميرين اما كجا؟ اي ادما اي ادما پا نذارين سخته واسه قلب ماها اي ادما اي ادما گله دارم كه سنگ شده قلب شما ...

 جز من اگرت عاشقي شيداست بگو ... ور مهر دلت به جانب ماست بگو ... گر هيچ مرا در دل تو جاست بگو ... گر هست بگو نيست بگو راست بگو !
 

زندگي صحنه ي يكتاي هنر مندي ماست صحنه پيوسته بجاست هر كسي نغمه ي خود خواندو از اين صحنه رود،خرم آن نغمه كه مردم بسپارند به ياد.
 

 باتشکر ازدوست عزیزم ساسان از اصفهان


وقي گريه مي کنم تو را در ميان اشکهايم مي بينم ولي اشکهايم را پاک مي کنم تا کسي تو را نبيند هر وقت دلم برات تنگ ميشه ميرم پشت ابرها و گريه ميكنم پس هر وقت بارون مياد بدون دلم برات تنگ شده.
 

 باتشکر ازدوست عزیزم محمد سخدری از نیشابور

 

شرکت پویاچوب.

 

کارخانه پویا چوب.

شرکت پویا چوب

 

تولید کننده انواع رو کشهای چوبی راش، صنوبر،

 افرا، کاج ، گردو، ملچ ، ون و.......

آدرس کارخانه : نیشابور، جاده باغرود ، روستای فرخ

تلفن کارخانه :3354123-0551

همراه : 09151516726

09153525573  

  

چرند و پرند.

 چرند وپرند. 

 سهراب سپهري 1385 :هر کجا هستم، باشم به درک ! من که بايد بروم! پنجره، فکر، هوا، عشق، زمين، مال خودت! من نمي دانم نان خشکي چه کم از مجري سيما دارد! تيپ را بايد زد! جور ديگر اما... کار را بايد جست. کار بايد خود پول. کار بايد کم و راحت باشد! فک و فاميل که هيچ... با همه مردم شهر پي کار بايد رفت! بهترين چيز اتاقي است که از دسته چک و پول پر است! پول را زير پل و مرکز شهر بايد جست! سيد خندان يه نفر! سوئيچم کو؟

کلاغی قالب پنیری دید .........به دهان گرفت و زود پرید.................بر درختی نشست در راهی...........که از ان می گذشت روباهی.............روباه می یاد پای درخت می گه:چطوری جیگر؟................جیگرتو بخورم خام خام.................چه سری چه دمی ایول بابا اخر سر و دمی تو به مولا...............نیست بالاتر از مشکی رنگی...............مشکی رنگ عشقه...........یه دهن برامون آواز بخون بینیم................کلاغ پنیرو گذاشت زیر بالش و گفت: انرزی هسته ای حق مسلم ماست.

 با تشکر ازدوست عزیزم عطا ازاصفهان


 
سپاس و ستايش دانشگاه آزاد را، که ترکش موجب بی‌مدرکی است و به کلاس اندرش مزيد بی‌پولی، هر ترمی که آغاز می‌شود موجب پرداخت زر است و چون به پايان می‌‌رسد سیب ضرر، پس در هر سال دو ترم موجود و بر هر ترمی شهریه‌ایی واجب، از جيب و جان که برآيد کز عهده‌ی خرجش به درآيد!


 با تشکر ازدوست عزیزم حسین از بابلسر

 شعر تقديم به تمام دختر خانمهاي عزيزم: آخر يه روز تيک ميگيري ، لباسهاي شيک ميگيري ، بابات را ميکني کچل ، تا بيني رو کني عمل ، با همراهت زنگ ميزني ، عينک رنگ رنگ ميزني ، اين دل و اون دل ميزني ، هي به موهات ژل ميزني ، جنس لباسات تريکو ، موزيک فقط از انريکو ، جوراب هاي فسقلکي ، روسري هاي الکي ، با اشوه هاي شُتري ، ميشيني پشت موتوري ، تو خيالت خيلي تکي ، فکر ميکني با نمکي ، خوشي با اين تيپ خفن ، حالا قشنگي مثلا ؟

 با تشکر ازدوست عزیزم جعفر هوایی از نیشابور

 ازش پرسیدم چه قدر منو دوست داری؟ گفت: به اندازه جوهر خودکارم. گفتم: خیلی نامردی چون جوهر خودکارت یه روز تموم میشه لبخند زد وگفت:خودکار من اصلا جوهر نداره .

توجاده پليس جلو يه ماشينو ميگيره و ميگه چون از صبح اولين كسي هستي كه كمربند ايمني بستي برندهي 100 هزار تومن شدي حالا ميشه بدونم ميخاي باهاش چي كار كني؟ مرد ميگه:ميرم گواهينامه ميگيرم زنش سريع ميگه :جناب سروان اين وقتي اكس ميزنه پرت و پلا زياد ميگه بچشوون از اوون پشت ميگه بابا نگفتم با ماشين دزدي قاچاق نكنيم؟ يه صدا از صندوق عقب مياد :از مرز رد شديم يا نه؟

 باتشکرازدوست عزیزم ناهید

 

مرگ عاطفه ها.

 

مرگ عاطفه ها.

مرد و ميدان
 

<>جام جم:در يک جريده ، درج کرده اند که يک پسر ناخلف بي وجدان در طمع ارث والد خود رفته و در کمال شقاوت يک قاتل اجير کرده از براي اين که والد خود را بکشد.
آخرالزمان شده ، چه چيزها که آدم نمي شنود و چه چيزها که در ژورنال ها نمي خواند ، همين مانده که دجال و خرش هم بيايند و علايم آخرالزمان محرز گردد. خدا عاقبتمان را ختم به خير کند. ان شاءالله.
ديگر از علايم آخرالزمان يکي هم غائله ترانه جام جهاني بوده که هنوز دعوا برپا بوده ، يکي اين گفته ، يکي آن گفته ، هنوز اوضاع اره بده ، تيشه بگير مي باشد. همه به تکاپو افتاده سراغ اکابر و اجله موسيقاي مملکت رفته از ميرزاعلي رضاخان عصار گرفته تا حاج اميرخان تاجيک ، همه را واداشته اند تا يک آوازي از بابت جام جهاني سربيندازند و از اين حيث يک مشت محکم به دهان آن پسر که برو برو خوانده و آن پسر ديگر که تشبه به سوسمار کرده و در مملکت اتازوني از براي هجمه کولتور ساعي بوده و هر کار از دستشان برآمده کرده ، بزنند.

 با تشکر ازدوست عزیزم حسین از بابلسر

 

برون شم ای غم از سینه که لطف یار می آید.


برون شو ای غم از سینه که لطف یار می آید.

نوازشم كن و ببين عشق مي ريزه از صدام .صدام كن و ببين كه باز غنچه ميدن ترانه هام اگر چه من به چشم تو كمم قديميم گمم آتشفشان عشقم و درياي پر تلاطمم
 چرا به من شك مي كني من كه منم براي تو . لبريزم از عشق تو و سرشارم از هواي تو . دست كدوم غزل بدم نبض دل عاشقمو پشت كدوم بهانه هام پنهون كنم هق هقمو گريه نمي كنم نرو آه نمي كشم بشين حرف نمي زنم بمون بغض نمي كنم ببين.

  با تشکر ازدوست عزیزم گلسا تدین


نمي دانم محبت را بـر چه کاغذي بنويسم که هرگز پاره نشود. بـرچـه گلـي بـنويـسم که هـرگز پرپر نشـود. بـر چه ديواري بنويسم که هرگز پاک نشود. بـر چه آبـي بنويسم که هـرگز گل آلود نشود. وسرانجام بـر چه قلـبي بنويسم که هـرگز سـنگ نشود ب.ظ): نمي دانم محبت را بـر چه کاغذي بنويسم که هرگز پاره نشود. بـرچـه گلـي بـنويـسم که هـرگز پرپر نشـود. بـر چه ديواري بنويسم که هرگز پاک نشود. بـر چه آبـي بنويسم که هـرگز گل آلود نشود. وسرانجام بـر چه قلـبي بنويسم که هـرگز از یادم نبرد.

 با تشکر ازدوست عزیزم عطا امینی از اصفهان

 آموخته ام که هميشه کسي هست که به ما احتياج دارد. آموخته ام که هيچ وقت هيچ وقت قضاوت نکنم. آموخته ام که انسان هاي بزرگ هم اشتباه مي کنند. آموخته ام که هميشه هميشه بخندم آموخته ام که هرگز نگذارم کسي عصبانيتم را ببيند. آموخته ام که به انسان ها مانند سکوي پرتاب نگاه نکنم. آموخته ام که هرگاه که ترسيده ام ،شکست خورده ام. آموخته ام که غرور انسان ها را هرگز نشکنم. آموخته ام که هرگز وابسته کسي نباشم.

 با تشکر ازدوست عزیزم حسین از بابلسر


 حدس ميزنم شبي مرا جواب ميكني قصر كوچك دل مرا خراب مي كني سر قرار عاشقي هميشه دير كرده اي ولي براي رفتنت عجب شتاب مي كني.

 با تشکر ازدوست عزیزم اسماعیل کیانی از نیشابور

يادمون باشد از امروز خطايي نكنيم . گر چه در خود شكستيم صدايي نكنيم . يادمان باشد اگر خاطرماتان تنها ماند. طلب عشق ز هر بي سرو پاي نكنيم .

پرسيدم چه چيز انسان شما را متعجب مى سازد، گفت: كودكى آنان براى اينكه از كودكى خسته مى شوند، عجله دارند كه بزرگ شوند و بعد دوباره پس از مدتها آرزو مى كنند كه كودك باشند... و اينكه آنان سلامتى خود را از دست مى دهند تا پول به دست آورند و بعد پولشان را از دست مى دهند تا دوباره سلامتى خود را به دست آورند. ديگر اينكه با اضطراب به آينده مى نگرند و حال را فراموش كرده اند. بنابراين نه در حال زندگى مى كنند و نه در آينده. تاگور (شاعر هندى)

 با تشکر ازدوست عزیزم علی ماهور از رشت

 

چگونه وزن کم کنیم؟

           چگونه وزن کم کنیم؟

هزار و يك رمز چگونگي كم كردن وزن
 

ايرنا:براي كم كردن وزن ابتدا بايد بدانيد كه چربي‌هاي رژيمي در    كجا مخفي شده‌اند، نيازي به حذف همهظ چربيها از رژيم غذايي نيست باچربي كمتر اين كار بهتر انجام مي‌شود و شما هنوز مي‌توانيد اجازه دهيد غذايتان طعم خود را همچنان حفظ كند.
چربيهاي زايد باعث چاقي مي‌شوند زيرا خيلي بيشتر از آن مقداري است كه براي رشد ،فعاليت بدني و سوخت وساز به آن نياز داريم.تنها راه كم كردن وزن، كم كردن كالري است تا چربي زايد بدن آب شود و ميان آنچه مي‌خوريد و آنچه مصرف مي‌شود تعادل برقرار شود.
بسياري از افرادي كه اضافه وزن دارند متقاعد شده‌اند كه سوخت

و ساز در بدن آنها بطور مختل صورت مي‌گيرد، اما مطالعات نشان مي‌دهد كه علت چاقي به ندرت يك اختلال متابوليك محسوب مي‌شود.
برخي از متخصصان باور دارند كه ژن‌ها تنها در يك چهارم تا يك سوم اضافه وزن موثرند و عوامل محيطي مثل غذا،نوشيدني و تمرينات ورزشي هنوز هم نقش موثري در اضافه و يا كم شدن وزن دارند.

 باتشکراز دوست عزیزم حسین از بابلسر

 

طنز سیاسی

طنز سیاسی

در هفتم فوریه ی 2007، ارتش آمریکا طی یک حمله ی گسترده به تاسیسات زیربنائی ایران، جنگی را آغاز می کند که دو سال پس از آغاز جنگ؛ به شکست ارتش آمریکا و اشغال واشنگتن به دست بسیجیان مخلص می انجامد!!!
(سعی کن به اعصابت مسلط باشی؛ شروع داستان مستلزم نوشتن چنین مقدمه ی طنزی بود!)


 «دهم دسامبر 2028، هوستون، میدان امام، کلیسای جامع!
یک کابوی مسلح وارد کلیسا شده و به سمت اطاقک اعتراف کلیسا می رود...
سلام کشیش/

سلامٌ علیکم و رحمت ا...!! فرزندم! چه گناهی کرده ای که اینچنین پریشانی؟/

کشیش دیشب سر پخش مستقیم کانال سه با بروبچ شرط بندی کردیم، بعد بازی دعوامون شد! جک با بیل زد تو سر پل! من هم با جک زدم تو شیکم بیل!
(کشیش با چشمانی باز قضیه را دنبال می کند) بعد پل با جک می خواست بزنه تو سر بیل که بیل با بیل زد تو سر من! من هم جک رو از پنجره انداختم پایین!/
 مُرد؟/

آره کشیش! جک ماشین افتاد تو سر مرغ همسایه!/

فرزندم گرفتی ما رو؟ این که گناهی نیست! ولی احتیاط واجب آن است که چهل فقیر را سیر کنی!/

کشیش می خوام در اولین فرصت به «سالت لیک سیتی» برم و توی امامزاده
«سانتا سوزی» دخیل ببندم!(و با هیجان ادامه می دهد) راستی تا حالا عکس این سانتا سوزیه رو دیدی؟ یَک تیکه ایه که نگو!!/

منظورت این بود که تمثالی بسیار نورانی دارد؟/

 
(با سرخوردگی) آره! همون! راستی کشیش جان -گلاب به روتون- دو تا اشکال شرعی هم داشتم!/

بگو فرزندم!/

نوکرتم به مولا! یکی اینه که من با احکام جدید طهارت مشکل دارم! مطلع هستین که طهارت با آفتابه توی توالت فرنگی یوخده دردسر داره! راه بهتری نیست؟

و بعدی اینکه می ترسم توی گناه بیفتم! ممکنه یکی از همین راهبه ها رو برام صیغه کنی؟!/

فرزندم مشکل اولت با کلوخ و دومی با تقوا قابل حل است! چرا که همه ی ضعیفه های کلیسای جامع در صیغه ی خودم هستند!! اینقدر هم وقت ما را نگیر و شیرینی ما هم یادت نرود فرزندم!!!
 و لحظاتی بعد کابوی جوان از کلیسا خارج می شود. در همان حال که او به سمت کافه سنتی روبروی کلیسا می رود، جک و بیل در گوشه ی دیگر از شهر، بانک ملی هوستون را خالی کرده و در حال فرارند! و کابوی جوان؛ تبهکارترین مرد شهر، با خیالی آسوده که یک شاهد معتبر برای ساعات ارتکاب جرم دست و پا کرده، برای کشیدن قلیان به کافه ای می رود که صدای نوحه ی Remix Dance
«سانت مایکل آهنگران» از آن به گوش می رسد!!
 

 باتشکر ازدوست عزیزم حسین از بابلسر

 

عشق را از یاد نبر.

عشق را از یاد نبر.

 

سه چیز در زندگی از با ارزش ترین ها هستند:عشق، اعتماد به نفس و دوستان.

 

سه چیز در زندگی یک انسان را نابود می کنند:مشروب،غرور و خشم.

 

سه چیز در زندگی هیچگاه نباید از دست بروند:آرامش، امید و صداقت.



سه چیز در زندگی هیچگاه باز نمی گردند:زمان، کلمات و موقعیت ها.

 

سه چیز در زندگی یک انسان را می سازند:تلاش، اخلاص و موفقیت.


سه چیز در زندگی هیچگاه قطعی نیستند:رؤیا ها، موفقیت و شانس.
 

 با تشکر ازدوست عزیزم حسین از بابلسر
 

 هيچ وقت تو خيابون نرو اگه رفتي سرتو بالا نكن اگه بالا كردي، به هيچ كس نگاه نكن اگه نگاه كردي نخند اگه خنديدي شماره ازش نگير اگه گرفتي بهش زنگ نزن اگه زدي باهاش حرف نزن اگه زدي نگو دوسش داري اگه گفتي باهاش قرار نزار اگه گذاشتي نرو سر قرار اگه رفتي تحويلش نگير اگه گرفتي عاشقش نشو اگه شدي بهش نگو، اگه گفتي... ميزاره ميره.

 خواهرها چند نوع داداش دارند؟ 1.داداش اينترنتي تا هر وقت خواستن ازش اكانت مجاني بگيرن 2.داداش خرزور تا در مواقع لزوم حال بعضي ها را بگيره 3.داداش خوش تيپ و پول دار تا به دوستانش بگه اين بي اف منه 4.داداش خر خون تا موقع امتحان براش تقلب بنويسه 5.داداش ماشين دار تا اونو به موقع سر قرار برسونه 6.داداشي كه چشم ديدنشو نداره(همون داداش واقعي خودش).

 باتشکر از دوست عزیزم لیلا از کاشان


 اگر رفتي خدا حافظ ولي وقتي كه برگشتي اگر ديدي كه من رفتم خداحاقظ گل مريم دو چشم عاشق مستت مرا تا بي نهايت برد و تا روزي كه بر گردم خداحافظ گل مريم .چشمان غمينم را به رسم هديه اي كوچك كنار پنجره بگذار و هر روز از نگاه من به غمهايت نگاهي كن ستاره گوشه گيرم را به محراب عبادت بر كه از نجواي او خدا هم اشك مي ريزد . دگر هيچ و دگر هيچ ولي وقتي كه بر گشتي اگر ديدي كه من رفتم خداحافظ گل مريم .

 با تشکر ازدوست عزیزم گلسا تدین

درآمد شرکت مخابرات ازsms   

در آمد شرکت مخابرات از sms

 

5 ميليارد تومان، درآمد روزانه مخابرات از SMS
 

فارس - با احتساب ارسال روزانه حدود 11 ميليون SMS بين حدود 5/8 ميليون مشترك در كشور، مخابرات ماهانه بطور تقريبي پنج ميليارد و 280 ميليون تومان از اين راه درآمد كسب مي‌كند.
به گزارش فارس، در حال حاضر بيش از 5/8 ميليون مشترك تلفن همراه در كشور وجود دارد.

براساس گزارش مخابرات روزانه حدود 11 ميليون sms بين اين 5/8 ميليون مشترك تبادل مي‌شود و ماهانه اين رقم به 330 ميليون SMS مي‌رسد. يعني ماهانه پنج ميليارد و 280 ميليون تومان و سالانه بطور تقريبي 63 ميليارد و 360 ميليارد تومان درآمد نصيب مخابرات مي‌شود.
گزارش فارس حاكي است كه تا پايان سال گذشته تمامي مشتركان تلفن همراه دولتي داراي سيستم ارسال و دريافت SMS شده‌اند. تجهيزات اين سيستم نيز از شركت ZTe و هوواوي چين خريداري شده بود.
تنها در ايام نوروز امسال تعداد تجمعي پيام‌هاي كوتاه ارسالي به مرز 420 ميليون نيز رسيد.

ز دست دیده ودل هر دو فریاد   هر آنچه دیده بیند دل کند یاد.

زدست دیده و دل هر دوفریاد.


۱) دنبال كسي نباش كه با اون بتوني زندگي كني...دنبال كسي باش كه بدون اون نتوني زندگي كني. ۲) دوست دارم هنگامي كه مردم مرا در تابوت سياه بگذارند تا همه بدانند كه تمام عمرم سياه بود...چشمانم را باز بگذارند تا همه بدانند تمام عمرم چشم براه بودم...دستانم را باز بگذارند تا بدانند چيزي را كه ميخواستم هرگز بدست نياوردم...و بالاخره تكه يخي به روي قلبم بگذارند تا چكه چكه آب شود و همه بدانند كه تمام عمرم را ميگريستم...


  جز من اگرت عاشقي شيداست بگو ... ور مهر دلت به جانب ماست بگو ... گر هيچ مرا در دل تو جاست بگو ... گر هست بگو نيست بگو راست بگو !

 

عشق لالايي بارون تو شباس...نم نم بارون پشت شيشه هاست...لحظه ي شبنم و برگ گل ياس...لحظه ي رهايي پرنده هاست...

توخودعشقي كه شوق موندني...غم تلخ وگنگ شراي مني...وقتي دنيا درد بي حرفي داره...تويي كه فرياد درداي مني...

دستاي تو خورشيدونشون ميدن...چشماي بستمو بي دار مي كنم...صداي بال پرنده رولبات توگوشام دوباره تكرارمي كنن...

عشق لالايي بارون تو شباس...نم نم بارون پشت شيشه هاست...لحظه ي عزيزه با توبودنه...آخرين پناه موندنه منه...

 

 با تشکر ازدوست عزیزم محمد سخدری از نیشابور

 

تويه سايه بودي همقد خواب نيمروزمن.تويه سايه بودي توظهرداغ تن سوزمن

توهرم داغ بي رحم آفتاب.توسايه بودي يه سايه ي ناب

منه مسافرتن تشنه ي خواب.حريص فتح يه جرعه ي آب

پاي پرتاول من تو بهد راه. تن گرمازدمونمي كشيد

بي رمق بودموگيج وتب زده. جلوپاموديگه چشمام نمي ديد

تا توجلوه كردي اي سايه ي خوب. مهربون با يه بغل سبزه و آب

باورم نمي شد اين معجزه بود.به گمانم توسرابي يه سراب

تويه سايه بودي هم قدخواب نيم روزمن.تويه سايه بودي توظهرداغ تن سوزمن

من گنگ وخسته لب تشنه و داغ.توسايه سبزميراث يك باغ

تو مرهم اين زخم عميقي. لبريز ايثارپاك وشفيقي

رخت خستگي مو از تنم بگير.با تنت برهنگيم وبپوشون

منو تا مهموني عشق ببر.كتاب دربدري موبسوزون

بزار اين سايه هميشگي باشه.سايه اي كه جاي خوب موندنه

سايه باشو سايه بون تا بدونم سايه اي روسربودن منه.

تويه سايه بودي هم قدخواب نيم روزمن.تويه سايه بودي توظهرداغ تن سوزمن.

 


 ای که تويه عمره رفتم اوج مردن گفتی با من ميمونی من ميمونم تو هم بمون.

 

مونس شبهاي تنهاييم شده تيکه عکسی از گل نازه رخت خاطراته باتو بودن تو گلا اشکه سردحسرته دستايه تو.



بايه گيتارو هزار ياد و حرف ميشنوم عشقت ميگه آی تيشه زن بر بيستون آوازه خون بی نشون عشقت بهم ميگه هنوز آوازه خون بيشتر بسوز.



عشقی که توش سوزی نباشه سردو بی رونق ميشه کشوری بي قدرت و هيبت و بيرق ميشه ديدنه عکس رخت ای مهربون ای هم زبون ای حيات بي نسيب نيمه جون ای که تمامه احساسه منی.


واسو تو اين کوه که سهله ماه از جا ميکنم جار ميزنم داد ميزنم عشقتو فرياد ميزنم واسه تو اين کوه که سهله ماهو از جا ميکنم جار ميزنم داد ميزنم عشقتو فرياد ميزنم.
 

 با تشکر از دوست عزیزم عطا امینی از اصفهان

تقدیم به دوستداران دوست


 تقصير دلم چيست اگر روی تو زيبا ست حاجت به بيان نيست که از روی تو پيدا ست من تشنه ی يک لحظه تماشای تو هستم افسوس که يک لحظه تماشای تو رويا ست در خانه ی احساس اگر زمزمه ای است آن زمزمه از توست که در جان دل ما ست من قايق آواره ی دريای تو هستم خوب است بدانی که دلم عاشق دريا ست در حسرت ديدار تو می سوزم و اما اين دست خودم نيست به حق روی تو زيباست .

 تقديم به کسانی که بی هیچ جرمی آهسته تر از ياس به خواب رفته اند ... امشب باران به ميهمانی چشمانم آمده ... خسته ام خسته از همه کس و همه چيز حتی از نفس کشيدن... امروز عقربه های ساعت حادثه را برايم به تصوير کشيدند ... اکنون من با خاطرات نفس گرفته ات زندگی را با آه سردی می نوازم .

 پرسيد: بگو از سرنوشت من! گفت: از کوزه همان تراود که در اوست! پرسيد: بيشتر بگو! گفت: مراقب قصد و نيات خود باش! پرسيدم: مراقب قصد و نياتم باشم؟ گفت: مراقب نيات خود باش که افکارت مي شوند. مراقب افکار خود باش که کلماتت ميشوند. مراقب کلمات خود باش که اعمالت مي شوند. مراقب اعمال خود باش که عاداتت ميشوند مراقب عادات خود باش که شخصيتت ميشوند. مراقب شخصيت خود باش، سرنوشتت ميشود پرسيدم: يعني سرنوشتم را بدين گونه شکل مي دهم؟ گفت: آري! پرسيدم: پس من ميتوانم.

 پرسه بزن تو چشم من، چشام كه خواب ندارن براي رد پاي تو هميشه جا ميذارن پرسه بزن توي خيال ، خيال من مال تو قلبمو ميدم كه بشه عيدي امسال تو پرسه بزن توي خيال ، خيال من مال تو قلبمو ميدم كه بشه عيدي امسال تو پرسه بزن تو ياد من ،كه دل خوشم به يادت چيكار كنم دل عاشقه، دل بد جوري مي خوادت پرسه بزن توي خيال ، خيال من مال تو قلبمو ميدم كه بشه عيدي امسال تو پرسه بزن توي خيال ، خيال من مال تو قلبمو ميدم كه بشه عيدي امسال تو نگاهتو از من نگير، شب بي ستاره ميشه مه.

 عشق پاك يعني سرزمين لحظه يعني بيداد عشق من باختن عشق جان يعني زندگي ليلي و قمار مجنون در عشق يعني ... شدن ساختن عشق دل .
 


 ديگه گريه کافيه اگه دوسم داشت تنهام نميذاشت حالا که رفته بايد ياد و خاطره هاش هم از ذهنم بره ديگه بارون اونو به يادم نمياره.... آنقدر آزادم که ميتونم دلم را به راحتي به کسي بسپارم به کسي که شايد از مردونگي چيزي بلد باشه.. حالا ديگه اسمش ميون دفترام کهنه شده دوست دارم تنهايي مو با ياد و خاطره ديگري پر کنم فقط کافي چشماش رو فراموش کنم و اين کار رو خواهم کرد پس دوستش ميدارم تا دوستم بدارد...!!!


 نشد يک لحظه از يادت جدا دل... زهی دل ، آفرين دل ، مرحبا دل !... زدستش يکدم آسايش ندارم.... نمی دانم چه بايد کرد با دل ؟.... هزاران بار منعش کردم از عشق .. مگر برگشت از راه خطا دل.... بچشمانت مرا دل مبتلا کرد ... فلاکت دل ، مصيبت دل ، بلا دل...... از اين دل داد من بستان خدايا ... ز دستش تا به کی گويم خدا دل... درون سينه آهی هم ندارم ... فقير وعاجز و بی دست و پا دل....... بشد خاک و ز کويت بر نخيزد.... زهی ثابت قدم دل ، با وفا دل.... ز عقل و دل دگر از من مپرسيد .. چو عشق.


 آنگاه که زندگي همچون ترانه اي جاري مي گردد شاد بودن آسان است اما ارزش انسان زماني آشکار مي گردد که در شرايط آشفته نيز لبخند به لب دارد.

 براي عشق هميشه جنگ بكن ولي اون رو گدايي نكن.

با تشکر از دوست عزیزم ناهید


 هروقت که دل کسی را شکستید روی دیوار میخی بکوب تا ببینی که چقدر دل شکستی.
هروقت که دلشان را بدست آوردی میخی را از روی دیوار بکن تا ببینی که چقدر دل بدست آوردی.
اما چه فایده که جای میخ ها بر روی دیوار می ماند
.

بندرت مردی پیدا می شود که بدون شاهد عمل خیری انجام دهد.


مرد بزرگ به خود سخت میگیرد و مرد کوچک به دیگران.


مردی که پیوسته اظهار تاسف می کند بدرد نمی خورد.


برای این که بزرگ باشی نخست کوچک باش.


 دوست داشتن درست مثل ایستادن در سیمان خیس میمونه که هر چه بیشتر توش بمونی سخت تر جدا میشی، و اگر هم بتونی ازش بیرون بیای حتما رد پات باقی میمونه.

 باور کنید ، نیروی آدمی ، بی کران است.
باور کنید ،هیچ کاری از اراده آدمی خارج نیست.
باور کنید ،که از عشق آفریده شده اید ، پس عشق را بیافرینید.
باور کنید ،خورشید به خاطر شما ، طلوع می کند.
باور کنید ،خدا هیچگاه از بندگانش ناامید نمی شود ولی بندگان او چرا!
باور کنید ، لایق بودن هستید.
باور کنید ، که اکنون مهم ترین لحظه است.
باور کنید ، که روح شما قدرت صعود به ماوراء را دارد.
باور کنید ، که شما هم می توانید.و تمام باورهای خود را از ته دل باور کنید تا زندگی ، شما را باور کند!

                                 

 توی ژاپن

جوان اولی از عشق جوان دومی نسبت به دختر محبوبش متاثر میشه و خودکشی می کنه! جوان دومی هم از مرگ همنوع خودش اونقدر اندوهگین میشه که خودکشی می کنه! بعدش برای دختر ژاپنی هم چاره ای جز خودکشی نیست!

توی اسپانیا
مرد اولی توی دوئل ، مرد دومی رو از پای در میاره و با زن محبوبش به آمریکای جنوبی فرار می کنن!

 توی انگلستان
دو تا عاشق با کمال خونسردی حل قضیه رو به یه شرط بندی توی مسابقه  اسب سواری موکول می کنن! اسب هر کدوم برنده شد ، معشوق مال اون میشه!

توی فرانسه
خیلی کم کار به جاهای باریک می کشه! دو تا مرد با همدیگه توافق می کنن که خانم مدتی مال اولی و مدتی مال دومی باشه!

توی استرالیا
دو تا مرد بر سر ازدواج با معشوق مشترک سالها مشاجره می کنن! این مشاجره اونقدر طول می کشه تا یکی از طرفین پیر بشه و بمیره ، یا از یه مرضی بمیره! اونوقت اونکه زنده مونده با خیال راحت به مقصودش می رسه!

توی قفقاز
جوان اولی دختر محبوب رو بر می داره و فرار می کنه! دومی هم دختر رو از چنگ اولی می دزده و پا به فرار می ذاره! باز اولی همین کار رو می کنه و این ماجرا دائما« تکرار میشه!

توی نروژ
معشوقه  دو مرد برای اینکه به جدال و دعوای اونها خاتمه بده خودشو از بالای ساختمون مرتفعی میندازه پایین و غائله ختم میشه!

توی آفریقا
قضیه خیلی ساده ست و جای اختلاف نیست! دو تا مرد ، زنی رو که می خوان عقد می کنن و علاده بر اون ، بیست تا زن دیگه هم می گیرن!


 توی مکزیک
کار به زد و خورد خونینی می کشه و یکی از طرفین کشته میشه! ولی بعدش اونکه رقیبش رو کشته از دختر مورد نظر دلسرد میشه و دخترک بی شوهر می مونه!

توی آمریکا
حل قضیه بستگی به زن داره و هر کس رو انتخاب کرد با اون ازدواج می کنه!

توی ایران
فقط پول موضوع رو حل می کنه! پدر و مادر دختر می شینن با همدیگه مشورت می کنن و خواستگاری که پولدارتر و گردن کلفت تره رو انتخاب می کنن! عاشق شکست خورده اگه توی عشقش جدی باشه یا باید خودشو بکشه یا رقیب رو از میدون به در کنه یا افسردگی می گیره و ...
 
هر وقت احساس کردی در اوج قدرتی به حباب فکر کن. اگر اولش به فکر آخرش نباشی آخرش به فکر اولش می افتی. گوش کردن را یاد بگیر، فرصتها گاه با صدای آهسته در میزند. هیچ انسانی دشمن دیگری نیست بلکه معلم اوست. از دیروز بیاموز برای امروز زندگی کن و به فردا امیدوار باش. شمارش دانه هایی که در مغز سیب وجود دارد کاری ساده استد اما چه کسی میتواند بگوید که چند سیب از یک دانه به عمل میآید؟
 

 من خواب نیستم!
                 خاموش اگر نشستم
                                      مرداب نیستم!
                                                  روزی که بر خروشم و زنجیر بگسلم
                                                                               روشن شود که آتشم و آب نیستم!


یکی پرسید دشوارتراز مردن چیست؟ عشق فرمود: فراق از همه دشوارتر است.


 به اندازه روح باران پاييز
به اندازه پرواز نسيم بهار
به اندازه تنها اميد چکاوک
به اندازه ترانه هرصبح قناري
به اندازه انتهاي هستي دريا
به اندازه نا گفته هاي قصه عشق
به اندازه ستايش شکوفه هاي گيلاس ... دوستت دارم اي دوست ...
به اندازه هر موج نيلي اقيانوس
به اندازه عمق دلتنگي شقايق
به اندازه بي نهايت ناشناخته
به اندازه رقص هر دانه برف
به اندازه ابديتهاي جاودانه
به اندازه نگاه اشک ماه... دوستت دارم ای دوست...
 

 راز عشق در تواضع است . این صفت به هیچ وجه نشانه تظاهر نیست. بلکه نشان دهنده احساس و تفکری قوی است. میان دو نفری که یکدیگر را دوست دارند، تواضع مانند جویبار آرامی است که چشمه محبت آنها را تازه و با طراوت نگه میدارد. راز عشق در احترام متقابل است. احساسات متغیر اند، اما احترام دو طرف ثابت می ماند . اگر عقاید شریک زندگی ات با عقاید تو متفاوت است ، با احترام به نظریاتش گوش کن . احترام باعث می شود که او بتواند خودش باشد. راز عشق در این است که به یکدیگر سخت نگیرید . عشقی که آزادانه هدیه نشود اسارت است .
 

ساعت تابستانی حق مسلم ماست!
مي‌گويند بعد از اجراي برنامة استاد پيانيست در سوييس، همه برايش ابراز احساسات مي‌كردند، از بين جمعيت يكي فرياد مي‌زد : «همشهري من بيده! همشهري من بيده!» استاد خواست مرد را جلو بياورند و از او پرسيد : « من كه حرف نزده بيدم، تو از كجا فهميده بيدي؟» مرد گفت :« از اونجا كه وقتي نشستي پشت پيانو، بجاي اينكه صندلي‌ات رو وَدي جلو، پيانو به اون سنگيني رو وَكشيدي عقب!!»
 حالا حكايت برنامة امسال دولت در مورد تثبيت ساعت است، ساعت را جلو نكشيده‌اند، در عوض ساعت شروع به‌كار مدارس را تغيير داده‌اند، به اين ترتيب حتي ساعت 6 صبح هم در اكثر خيابان هاي تهران مي‌تـوان ترافيك روان! را مشاهده كرد! به تازگي هم تصميم گرفته شده ساعت شروع به كار خيلي از ادارات دولتي هم تغيير كند! تا ترافيک باز هم روان تر شود. خدا امسال را به خير بگذراند.
 


 از ســوز محـبـت چـه خــبر اهل هـوس را           ایـن آتش عشق است نسوزد همه کـس را
 

 
باتشکر ازدوست عزیزم حسین از بابلسر


انگار روزی دیگر فرا رسیده است . اگر چشم هایت گشوده شده اند و اگر می توانی صادقانه لبخند بزنی بدان که خداوند هنوز عاشق توست.

 نشسته ایم بر قالیچه ای به اسم جوانی... می تا زیم و گرد و خاک می کنیم زمین زیر پایمان است و اسیر یک بازی شد یم به اسم غرور... دیواری را برای پشت سر نهادن بلند نمی بینیم سرا پا شور ... برد و باخت را می شناسیم؟ آشناییم با شعور؟ و جداییم با غم؟ یا غرق در غرور؟ چیزی در ماست روز و شب که آرام نداریم ... چیزی از جنس جستجو چیزی مثل خیال یه آرزو... در سكوت مي توان نگاه را معنا كرد و آن را با عشق به دل پيوند زد مي توان بهار را به ديدار برگهاي خزان زده برد
.

 يه عمري همه دنيا رو گشتم به دنبال يه عشق صادقونه يه عشقي که بسازه دل رو از ما بشه تنها چراق تويه خونه يه عمري پي عشق بي هوس دويدم به دنبال يه عشق بي بهونه يه عشقي که بشه مرهم زخمام نشه بدترنمک رو زخم کهنه تو شبهاي که جاي دست پر مهر چيزي بجز يه دنيا اشک نديدم يه کي اومد که دوست داشتن ميفهميد منو از من خسته جدا کرد هي کي اومد که با احساس پاکش تمومه زخمامو يهو دوا کرد تو وقتي که همه تنهام گذاشتن با لبخندش منو از من جدا کرد براي عاشقي عشقمو دادم خيال کردم فقط عشقه که می مونه.

انگار روزی دیگر فرا رسیده است . اگر چشم هایت گشوده شده اند و اگر می توانی صادقانه لبخند بزنی بدان که خداوند ....... هنوز عاشق توست


نشسته ایم بر قالیچه ای به اسم جوانی... می تا زیم و گرد و خاک می کنیم زمین زیر پایمان است و اسیر یک بازی شد یم به اسم غرور... دیواری را برای پشت سر نهادن بلند نمی بینیم سرا پا شور ... برد و باخت را می شناسیم؟ آشناییم با شعور؟ و جداییم با غم؟ یا غرق در غرور؟ چیزی در ماست روز و شب که آرام نداریم ... چیزی از جنس جستجو چیزی مثل خیال یه آرزو... در سكوت مي توان نگاه را معنا كرد و آن را با عشق به دل پيوند زد مي توان بهار را به ديدار برگهاي خزان زده برد.

 

باتشکر ازدوست عزیزم محمد سخدری از نیشابور

 کاش رنگ شبهايمان کمي عرفاني شود کاش رنگ قلبهايمان کمي آسماني شود حال که قرار بر اين است رنگارنگ شويم کاش رنگ احساسمان کمي رحماني شود در گرداگرد دايره ي زندگي همگي سرگردانيم کاش غصه هايمان هم رنگ سرگرداني شود کوچه هاي خيالي ذهن بي نشاني رها شدن کاش کمي از اين همه دلواپسي بي نشاني شود واژه ها راهي تازه يافته اند لغت نامه ها بيمصرفند کاش بي وفايي جز لغتهاي بي معاني شود هر رنگ هزار حرف نگفتني در خود دارد کاش روزي رسد که رنگ دو رنگي فاني شود.

باتشکر از دوست عزیزم ساسان از اصفهان

به او بگویید دوستش دارم.


                                                   

                           ازمن اگر ای یار گذشتی بسلامت                                            
رفتی و به انکار گذشتی بسلامت
در جستجوی مزرعه سبز رهایی
از سرزنش خار گذشتی بسلامت
در حوصله ی دوست نگنجد غم هر دوست
از این همه تکرار گذشتی بسلامت
ای روزنه نور
ای ماه شب دور
ای صاحب پیوند
هم خانه و هم بند
از روزن دیوار گذشتی بسلامت
از این همه تکرار گذشتی بسلامت

 پيش خودش فکر کرد که من برم ميون بنده هام روی زمين يه جايی هست پيدا بشن اون خنده هام شال و کلاه کردو يواش از اون بالا اومد پايين تو کوچه هم قدم ميزد اينوره زمين،اونور زمين هر کی رو ديد يه کاری داشت يه کسب و کار ویاری داشت.

 

اگر زندگی یک پرتقال در دستتان نهاد، آن را پوست بکنید و به دنبال دوستی باشید تا با او قسمت کنید.

 

اگر دو خرگوش را دنبال کنید، هر دویشان فرار خواهند کرد. اگر در خلاف جهت باد حرکت کنید، هرگز موفق به گرفتن آن نمی شوید. پس: بدانید که برای موفقیت باید بر هدف خود تمرکز کنید چراکه تقسیم تمرکز به تقسیم موفقیت می انجامد. و برای کسب موفقیت، راهش را بشناسید و اگر می خواهید به نتیجه مطلوب نائل آیید، با شناخت کافی پیش بروید.
 

 مهم نیست چند بهار در کنار هم زندگی کنیم باور کنید مهم این است که یادمان باشد عمرمان کوتاه است در پایان زندگی خیلی از ما خواهیم گفت: کاش فقط چند لحظه بیشتر فرصت داشتیم تا خوب بهم نگاه کنیم و همه ناگفته های مهر آمیز یک عمر را در چند ثانیه بگوییم ای کاش با خاطره ها زندگی نمیکردیم .


 
انسان ها دو دسته اند : آن هایی که بیدارند در تاریکی وآن هایی که خوابند در روشنایی.
 

با تشکر ازدوست عزیزم حسین از بابلسر


 اگه يه روز شاد بودي آروم بخند تا غم بيدار نشه و اگه يه روز غمگين شدي

 آروم گريه کن تا شادي نا اميد نشه.



باتشکر ازدوست عزیزم عطا از اصفهان

 

 به خورشيد گفتم گرمي ات را به من بده تا به تو بدهم، گفت: دستانش گرماي مرا دارند. به آسمان گفتم: پاكي ات را به من بده، گفت: چشمانش پاكي مرا دارند. از دشت، سبزي زندگي اش را خواستم، گفت: زندگي ات سبز تر از اوست. از دريا بزرگي و آرامشش را خواستم، گفت: قلبت به اندازه اقيانوس است وآرامشت نيز. از ماه تابندگي صورتش را خواستم، گفت: وقتي نگاهش مي كنم خجل مي شوم. به فكر فرو رفتم من در قبال دستان گرمت، چشمان پاكت، سبزي زندگي ات، بزرگي و آرامش قلبت و صورت ماهت هيچ ندارم كه به تو هديه كنم جز......

 
 ديدنت امّا برايم مثل يک افسانه ي ديرينـه است بر تمام ميله هاي اين قفـس اين قفس از جنس خاک و لحظه هـا رنگ آبي مي زنم رنگ آبي، رنگ آرزوهاي من است رنگ آبي، رنگ عشق! رنگ آبي، رنگ توست! در وجودم شوق تو باز شعله مي کشد در درونم آتشي از مهر تو باز هم خرمني از عشق برپا مي کند .....
 

 پرسيد: بگو از سرنوشت من! گفت: از کوزه همان تراود که در اوست! پرسيد: بيشتر بگو! گفت: مراقب قصد و نيات خود باش! پرسيدم: مراقب قصد و نياتم باشم؟ گفت: مراقب نيات خود باش که افکارت مي شوند. مراقب افکار خود باش که کلماتت ميشوند. مراقب کلمات خود باش که اعمالت مي شوند. مراقب اعمال خود باش که عاداتت ميشوند مراقب عادات خود باش که شخصيتت ميشوند. مراقب شخصيت خود باش، سرنوشتت ميشود پرسيدم: يعني سرنوشتم را بدين گونه شکل مي دهم؟ گفت: آري! پرسيدم: پس من ميتوانم .


 يه شب خدا خواب نداشت دلش تو سينه تاب نداشت يه شب واسه يه لحظه اون سوالی کرد جواب نداشت اون شب فرشته ها همه رفته بودن به مهمونی خدای خالق همه تنها شدس به آسونی دلش گرفته بود خدا تنهايی سخته به خدا اون که هميشه خنده داشت گريه ميکردش بی صدا .



با تشکر ازدوست عزیزم ناهید
 

 پرسه بزن تو چشم من، چشام كه خواب ندارن براي رد پاي تو هميشه جا ميذارن پرسه بزن توي خيال ، خيال من مال تو قلبمو ميدم كه بشه عيدي امسال تو پرسه بزن توي خيال ، خيال من مال تو قلبمو ميدم كه بشه عيدي امسال تو پرسه بزن تو ياد من ،كه دل خوشم به يادت چيكار كنم دل عاشقه، دل بد جوري مي خوادت پرسه بزن توي خيال ، خيال من مال تو قلبمو ميدم كه بشه عيدي امسال تو پرسه بزن توي خيال ، خيال من مال تو قلبمو ميدم كه بشه عيدي امسال تو نگاهتو از من نگير، شب بي ستاره ميشه مه.

خدايا آنکه در تنهاترين تنهاييم تنهاي تنهايم گذاشت خواهشي دارم... تو در

 تنهاترين تنهاييش تنهاي تنهايش نزار.


باتشکر از دوست عزیزم محمد سخدری از نیشابور
 

روزي دروغ به حقيقت گفت : مــــيل داري باهم به دريـــا برويم و شنـــا کنيم ، حقيقــت ساده لــوح پذيرفت و گول خورد . آن دو با هم به کنار ساحل رفتند ، وقتي به ساحل رسيدند حقيقت لباسهايش را در آورد . دروغ حيلــــه گـــر لباسهاي او راپوشيد و رفت . از آن روز هميشه حقيقت عــــريان و زشت است ، اما دروغ در لبــــــاس حقيقت با ظاهري آراسته نمايان مي شود.

آدما مثل کتاب مي مونند که تا وقتي تموم نشن واسه ي بقيه جذابن. پس سعي کن خودتو جلوي ديگران تند تند ورق نزني تا زود تموم نشي، براي اينکه وقتي تموم بشي مطمئن باش ميرن سراغ يه کتاب ديگه.

زندگي مثل پيانو است ، دكمه هاي سياه براي غم ها و دكمه هاي سفيد براي شادي ها . اما زماني ميتوان آهنگ زيبايي نواخت كه دكمه هاي سفيد و سياه را با هم فشار دهي.

باتشکر از دوست عزیزم جعفر رضایی

 مردي در عالم رويا فرشته اي را ديد كه در يك دستش مشعل و در دست ديگرش سطل آبي گرفته بود و در جاده اي روشن و تاريك راه ميرفت.مرد جلو رفت و از فرشته پرسيد:اين مشعل و سطل آب را كجا مي بري؟ فرشته جواب داد:مي خواهم با اين مشعل بهشت را آتش بزنم و با اين سطل آب،آتش هاي جهنم را خاموش كنم.آن وقت ببينم چه كسي واقعا خدارا دوست دارد؟


 باتشکر ازدوست عزیزم جعفر هوایی از نیشابور

__*##########*
__*##############
__################
_##################_________*#####*
__##################_____*##########
__##################___*#############
___#################*_###############*
____#################################*
______###############################
_______#############################
________*#########
I LOVE #######
__________#########
YOU#########
___________*#####################
____________*##################
_____________*###############
_______________#############
________________##########
________________*#######*
_________________######
__________________####
__________________###
___________________#

 

از خون جوانان وطن لاله دميده؟


 

 از خون جوانان وطن لاله دمیده؟

از خون جوانان وطن لاله دميده؟

مهرانگيز کار
 

۲۸ فروردین ۱۳۸۵

بسيار ماجراهاي سياسي را پشت سر نهاده ايم و بسيار ماجراها پيش رو داريم. به جرم آزاديخواهي بسيار مجازات شده ايم و خود نيز به نيت بهبود وضعيت نامطلوب سياسي بسيار بيراهه رفته ايم. چيزي نمانده تا يک صد سالگي انقلاب مشروطيت [ورود به عصر قانون اساسي] را جشن بگيريم يا بر مزار آرزوهاي بر باد رفته سوگواري کنيم. از آن هنگام که جماعتي جهانديده اراده کرده اند تا ايران را با تجددگرايي آشتي بدهند و بر قدرت مطلقه حکومت در چارچوب قانون اساسي لجام بزنند و آن را مهار کنند يک صد سال مي گذرد. در تمام اين يک قرن پياپي جوانان دعوت به شهادت شده اند تا شايد از خون آنها لاله برويد.

از هر زاويه که بنگريم به اين قناعت وجداني نمي رسيم که هميشه از خون جوانان وطن لاله دميده است. نمي توانيم در اين باره يک حکم تاريخي و کلي صادر کنيم و آن را در تمام ادوار تحولات سياسي در مقام تنها داروي شفابخش و تنها نسخه وصل به دموکراسي و استقلال به مردم بقبولانيم.

فرقي نمي کند که در کدام وضع سياسي فعال هستيم. نه حکومت حق دارد بر ضد جان شيرين جوانان نسخه پيچي کند، نه مخالفان حکومت. اگر منصفانه به کارنامه خود بنگريم باور مي کنيم که همواره به نيروي عقل و اعتدال حرکت نکرده ايم. ترديد است که در اين لحظات حساس تاريخي هم جانب عقل و اعتدال را گرفته باشيم. جماعتي نعره مي کشند، بر طبل جنگ مي کوبند يا طومارهاي شهادت طلبانه امضا مي کنند. برخي از جنگ طلبان طرفداران بي چون و چراي حکومت اند و برخي ديگر مخالفان بي چون و چراي آن. نتيجه يکي است. هر دو جنگ را مطالبه مي کنند، بر پايه کينه هاي ديرينه خود و رنج هايي که برده اند و ستم هايي که کشيده اند.

طرفداران حکومت ظاهراً مي خواهند به معجزه جنگ زخم هاي وارده از استعار را تسکين دهند و مخالفان حکومت مي خواهند به ياري نيروهاي خارجي به آن همه بيرحمي و بي عدالتي که از انقلاب تا حال تحمل کرده اند پايان بخشند. نتيجه يکي است. در اين ميان آنچه حاصل مي شود وضعيتي است که با توجه به مدل عراق نابسود است. اما جز اين دو گروه که در بند منافع شخصي نيستند، دست باندهاي مافيايي و مرتبط با فساد اقتصادي در کار است تا با ايجاد فضاي جنگي به دو مقصود برسند. نخست آنکه به نام جنگ بيش از پيش نفس ها را در سينه حبس کنند. ديگر آنکه از آب گل آلود ماهي بگيرند و بر اقلام هنگفت سوءاستفاده بي ترس از پاسخگويي بيفزايند.

مطبوعات ايران هر چه زمان مي گذرد بيش از پيش در اختيار جنگ طلبان باندي و تشکيلاتي قرار مي گيرد. دوستان ديرين رئيس جمهور اصول گرا با لحن دوستانه او را تهديد مي کنند، او را مخاطب قرار مي دهند و تأکيد مي کنند مبادا فرصت مذاکره و صلح را در دستور کار قرار دهد.

در کشوري که نسل هاي گرفتار افت و خيزهاي سياسي گذشته، يکي يکي دارند بار حسرت آرمان هاي يک صد ساله را با خود به گور مي برند، در کشوري که با خون جوانان وطن بسيار کاسبکاري ها شده و نگذاشته اند از خون آن شجاعان لاله برويد، تأکيد بر جنگ کدام هدف را دنبال مي کند؟

هنوز يک گلوله از سوي آمريکايي ها شليک نشده، دزدان تشکيلات بي ترس از مؤاخذه چندان بر قيمت ها افزوده اند که نان شب خانواده ها به خون جگر پدران و مادران در آميخته است. پيشاپيش روشن است جنگ طلبان سازمان يافته داخلي چگونه منافعي را در نظر دارند. اختناق جنگي به علاوه بحران اقتصادي همان بهشتي است که مي خواهند آن را در همين جهان بر پا دارند و به بهانه استقلال مردم را قرباني کنند.

مطالبه جنگ با درگير شدن در جنگ تفاوت دارد. گاهي جنگ تحميل مي شود که در اين صورت دفاع مشروعيت پيدا مي کند. اما وقتي جنگ مطالبه مي شود، دفاع ديگر فاقد مشروعيت است.

اينک بخشي از دستجات سياسي که جنگ را مطالبه مي کنند، در سياست خارجي تأثير گذارند و محتمل است به مقصود برسند و ايران را در منجلاب جنگي فرو ببرند که رهايي از آن آسان نيست و نمي توان جنگ داخلي را که نتيجه منطقي آن است مهار کرد. اگر جنگي در راه باشد، مردم از آن سودي نمي برند. مدل عراق کنار گوش ايران است و بيش از آن هشدار دهنده است که نياز به توضيح داشته باشد.

اينک نه هنگام مطالبه جنگ، که هنگام برافراشتن پرچم مذاکره است. مبارزه در جنگ خلاصه نمي شود. مبارزه با مذاکره تعريف دقيق تري پيدا مي کند. مبارزه مردم با حکومت نيز در شرايط غير جنگي بهتر ميسر است تا در شرايط جنگي. گاهي شنيده مي شود که مي گويند هر چه پيش آيد خوش آيد؛ از اين که هست بدتر نمي شود! اين جملات را در سال 1357 بسيار گفتيم و شنيديم. حاصل کار چه بود؟

آن شعر مبارزاتي که نويد مي دهد "از خون جوانان وطن لاله دميده" ويژگي تاريخي معيني دارد و عمر تأثيرگذاري آن به پايان رسيده است. اشعار حماسي هر يک شناسنامه خاصي دارند ونمادي هستند از دوران هاي سپري شده تاريخي. آن شعر که روزگاري انگيزه جان نثاري بود، اينک نمادي است و مرزي است که ايران قديم و ايران جديد را از هم جدا مي سازد. آغازگر دوراني است که خروج ايران از انزواي قرون ميسر شد و ورود ايران به تجدد گرايي و تغيير در مناسبات اجتماعي تا حدودي پذيرفته گرديد.

اين نماد در تاريخ مبارزات آزاديخواهانه ايران مغرورانه ثبت شده است، اما در شرايط امروز جهان ناچار بايد ساز ديگري کوک کرد و نواي ديگري سر داد. نيروي علمي جوانان اگر به بهانه جنگ از دست نرود دير يا زود چاره ساز است. خوب تر آنکه جبهه مذاکره گشود بشود تا جبهه جنگ.

روزنامه نيويورک تايمز سه شنبه چهارم آوريل، سرزمين زيباي ما را به شکل يک "گربه سياه" طراحي کرده و آن را درون دايره اي که حمله به هدف [يعني به گربه سياه] را تداعي مي کند مشخص ساخته است.

در اين موقعيت، آن برادران رجز خوان که نمي دانند تاريخ پياپي تکاليف تازه اي پيش رو مي گذارد و همواره اين تکاليف در جنگ طلبي خلاصه نمي شود، دارند برادر بزرگترشان، آقاي رئيس جمهور را دوستانه تهديد مي کنند تا مبادا پاي ميز مذاکره بنشينند.

اين رجز خوانان هر نامي را براي خود انتخاب کرده باشند، در عمل دست شان در دست همان کساني است که ايران زيبا را به صورت گربه اي سياه به جهانيان معرفي مي کنند و در صدد برآمده اند گربه را پاره پاره کنند. اين پيوند نامبارک چندان خطرناک است که بقاي ايران در گرو از هم گسيختن اين پيوند است. ميز مذاکره تنها فرصتي است که همدستي دشمنان داخلي و خارجي ايران را متحمل است در هم بريزد. راه سومي وجود ندارد. اگر هست ايرانيان تا دير نشده بايد از آن سخن بگويند.

 

باتشکر ازدوست عزیزم حسین از بابلسر

فواید هویج.

 هویج

 

                                 هویج                                                                 

هویج منبع مهم بتاکاروتن و الیاف می باشد که هر دو اینها کمک به جلوگیری از سرطان و حمله قلبی می کنند.

میزان کلسترول در 5 نفر که سنین آنها بین 25- 41 سال بود و روزانه 30 گرم هویج خام مصرف می کردند اندازه گیری شده بعد از مدت سه هفته و دوباره این میزان کنترل شد و مشخص گردید که میزان کلسترول کاهش پیدا کرده است.

از آنجایی که کلسترول زیاد یک عامل مهم در بیماری قلبی می باشد بنابراین هویج را دز صورت غذاهای خود قرار دهید.

گروهی از محققین سوئدی اخیرا دلایل بیشتری برای استفاده از سبزیجات ریشه ای ارائه نمودند. آنها به این نتیجه رسیده اند که سبزیجات ریشه ای تاثیر بسزایی در کاهش میزان حمله های قلبی به خاطر پایین آوردن میزان کلسترول دارند. این تحقیقات مشخص کرد که 2 عامل مهم در بازسازی سلولهای رگ نقش دارند که شامل (PAI ) پلاسمینوژن اکتیوتور انهیبیتور و تیشو پلاسمینوژن آکتیوتور این دو ماده به طور کلی در بررسی ها نگهدارنده یکدیگرند.

ولی چند سال قبل محققین متوجه شدند که مردمی که دارای میزان بالایی از PAI باشند بیشتر مستعد ابتلا به حملات قلبی هستند. به نظر محققین سوئدی در دانشگاه تحقیقی بر روی 290 زن و مرد با میانگین سنی 60-30 از نظر میزان PAI-1 بر روی نوع غذا انجام داده نتیجه بررسی بسیار شگفت انگیز بود بیشتر سبزیجات ریشه ای مثل هویج که مورد استفاده مردم است بیشتر افزایش دهنده TPA و کمتر افزایش دهنده PAI بود.

نتیجه بررسی های نشان می دهد که افرادی که 6 بار یا بیشتر از سبزیجات ریشه ای در هفته خام یا پخته استفاده می کنند کمتر دچار حملات قلبی می شوند.

در طول مدت بیش از 5 سال محققین غذای 287 زن را که سن آنها بین 32 تا 69 سال بود و مبتلا به بیماری قلبی بودند با گروه زنان مشابه مقایسه کردند و تفاوت مهمی بین دو گروه به دست آمد. بدین ترتیب که گروهی که از هویج استفاده می کردند نسبت به کسانی که کمتر از هویج استفاده می کردند * شانس ابتلا به بیماری قلبی داشتند.

بیماری قلبی اولین عامل مرگ در امریکا می باشد. برخی از مطالعات نشان می دهد که خوردن هویج کمک به جلوگیری از سرطان ریه و سایر سرطانها می کند.

در یک مطالعه در مورد 3669 نفر مرد و زن در بلژیک مشخص شد که مصرف سبزیجات خطر ابتلا به سرطان کولون را کاهش می دهد و نیز سبزیجات با فیبر زیاد مثل هویج خطر ابتلا را 24% کاهش می دهد.

طی بررسی انجام شده در دانشگاه آتن و Harvard  School  زنانی که هر روز از هویج خام استفاده می کنند 5 تا 8 بار کمتر به سرطان سینه مبتلا می شوند با توجه به رشد سرطان سینه در آمریکا جای خوشحالی است که مصرف هویج تازه نیز رو به ازدیاد است و امریکاییها امروزه 23% بیشتر از هویج مصرف می کنند.

باتشکر ازدوست عزیزم حسین از بابلسر

جوانی نیز بگذرد.

دوستی
                    جوانی را سفر کردیم تا مرگ                       
نفهمیدیم بدنبال چه هستیم
عجب آشفته بازاریست دنیا
عجب بیهوده تکراریست دنیا
چه رنجی از محبتها کشیدیم
برهنه پا به تیغستان دویدیم


آه ای فلک ای آسمان    تا کی ستم بر عاشقان
 

اگر عاشق کشی رسم و مرام خوب رویان است بکش ما را بکش
ما را که دائم عید قربان است

باتشکرازدوست عزیزم رویا از کرمانشاه

 

دیشب به خواب دیدمت ای یار نازنین
باجلوه و جلال و شکوهی ستودنی
من مست عشق و یار من آماده نبرد
قسمت شد عاقبت که دلم را تو بشکنی
ای هستی و وجود من ای یار بی وفا
از بین برده ای تو دگر قلب پاک من
آخر چرا جفا کنی حتی درون خواب
با قلب پاره پاره و اندوهناک من

باتشکر از دوست عزیزم مارال

یاران به خدا که بی وفائی نکنید
با عاشق دلخسته جدائی نکنید
یا آنکه وفا کنید تا آخر عمر
یا اینکه از اول آشنائی نکنید


باتشکر از دوست عزیزم ساناز از تهران

 

خورشيد را به شب بهار را به پاييز پرنده را بهر قفس تو را به من نمي دهند.
 

 مگذار كه غصه در كنــارت گيــرد و اندوه مجـال روزگـارت گيــرد

                                                مگذار كتاب و لب جوي و لب كشت زان پيش كه خاك در كنارت گيرد

 

 اینکه تمام عشقت رو به کسی بدی تضمینی بر این نیست که اون هم همین کارو بکنه پس انتظار عشق متقابل نداشته باش. فقط منتظر باش تا اینکه عشق آروم تو قلبش رشد کنه و اگه اینطور نشد خوشحال باش که توی دل تو رشد کرده.


 بهترین دوست اون دوستیه که بتونی باهاش روی یک سکو ساکت بشینی و چیزی نگی و وقتی ازش دور میشی حس کنی بهترین گفتگوی عمرت رو داشتی.

 
 درعرض یک ساعت میشه یکیرو دوست داشت و در یک روز میشه عاشق شد. ولی یک عمر طول میکشه تا کسی رو فراموش کرد.
 

 عشق با یک لبخند شروع میشه با یک بوسه رشد میکنه و با اشک تموم میشه.


 آن کس که بداند، و بداند که بداند

                                     اسب شرف از گنبد گیتی بجهاند

آن کس که بداند، و نداند که بداند

                                     بیدارش نمایید که بس خفته نماند

آن کس که نداند، و بداند که نداند

                                    لنگان خرک خویش به منزل برساند

آن کس که نداند، و نداند که نداند

                                    در جهل مرکب ابدالدهر بماند

 

باتشکر ازدوست عزیزم حسین از بابلسر



عشق مثل آب ميمونه.....که ميتونی توي دستت قايمش کنی..آخرش يه روز دستت رو باز ميکنی ميبينی نيست... قطره قطره چکيده بی آنکه بفهمی.. اما دستت پر از خاطره است...


اگر مي داني در اين جهان كسي هست كه با ديدنش رنگ رخسارت تغيير مي كند و صداي قلبت آبرويت را به تاراج مي برد مهم نيست كه او مال تو باشد مهم اين است كه فقط باشد زندگي كند لذت ببرد و نفس بكشد.

 

اگه یه روز نتونستی کسی رو به خاطر گناهش ببخشی

 بدون به خاطر بزرگی گناه اون نیست .


با تو ایمنم و با تو سر شارم از هر چه زیباییست
پناهم باش تا سنگینی غربت از شانه هایم فرو ریزد
و ملال تنهایی از چشمهایم
مرا تنها می توان با من سنجید، و تو را تنها با تو
که سالهاست در جستجویت بوده ام
تو را یافتم و نهایت دوست داشتن را در تو تجربه کردم
هنگامی که چشمانت را فهمیدم
عشق متولد شد و دلم ترک برداشت

با تشکر از دوست عزیزم سارا از قائمشهر



 بانگاهت طلوعي دوباره خواهم داشت امشب برايت از درد تنهاييام خواهم گفت از ان روزها که جز خيالت کسي با من نبود. امشب از غربت لحظه هايم از بغض گريه هايم از دلم که در حسرت رويت همچو آينه شکست امشب مي آيم و سکوت سال هاي تنهاي ام را فرياد مي زنم تا براي هميشه همسفرم باشي.
 

 اگر ميتوانستم ديوانگي را براي تو به تصوير بکشم و اگر مي توانستم ان چرا که در درونم به تلاطم در مي ايد شرح دهم اگر ميتوانستم بدانم پشت ان ارام نگاه چه ميگذرد اگر فقط يک بار از ميان نگاه هاي سرکشم حرف دل بي قرار را مي خواندي من زندگي را با بهشت و گنج قارون عوض نمي کردم و بگذار عاشقانه گلواژه هاي زندگاني را که با وجود تو رنگ اميد به خود گرفته اند را توصيف کنم و بگويم بگذار عاشقانه بگويم .

کاش آفتاب بودم وهر روز با طلوعم به اتاقت و بوسه زدن به دستان و لبانت

 از خواب عشق بيدارت ميکردم و با محبت فرياد ميزدم : دوستت دارم.

باتشکر ازدوست عزیزم خزان یاس


بچه ها شوخي شوخي به گنجشکها سنگ مي زنند... و گنجشکها جدي جدي مي ميرند... آدمها شوخي شوخي زخم مي زنند... و قلبها جدي جدي مي شکنند... و تو شوخي شوخي لبخند مي زني... و من جدي جدي عاشق مي شوم .


 مي خواي قلب مهربونتو ازم بگيري بگير ، اگه مي خواي دستاي گرمتو ازم بگيري بگير ، اگه مي خواي نگاه نازتو ازم بگيري بگير ، اگه مي خواي عشقتو ازم بگيري بگير ولي تورو خدا گيتار آقاي شماعي زاده رو ازش نگير.


 اسمتو رو کوه نوشتم ريزش کرد اسمتو رو آب نوشتم بخار شد اسمتو رو کاغذ نوشتم پاره شد اسمتو رو شيشه نوشتم شيکست برو بابا تو ام با اين اسمت.

 

 وقتي بچه بوديم دخترها عاشق عروسکهاشون بودن و پسرهاعاشق مردهاي قوي هيکل ولي وقتي بزرگ شديم نميدونم چرا دخترها عاشق مردهاي قوي هيکل شدن و پسرها عاشق عروسکها.

باتشکر از دوستان عزیزم ساسان و عطا اصفهان