ازمن اگر ای یار گذشتی بسلامت                                            
رفتی و به انکار گذشتی بسلامت
در جستجوی مزرعه سبز رهایی
از سرزنش خار گذشتی بسلامت
در حوصله ی دوست نگنجد غم هر دوست
از این همه تکرار گذشتی بسلامت
ای روزنه نور
ای ماه شب دور
ای صاحب پیوند
هم خانه و هم بند
از روزن دیوار گذشتی بسلامت
از این همه تکرار گذشتی بسلامت

 پيش خودش فکر کرد که من برم ميون بنده هام روی زمين يه جايی هست پيدا بشن اون خنده هام شال و کلاه کردو يواش از اون بالا اومد پايين تو کوچه هم قدم ميزد اينوره زمين،اونور زمين هر کی رو ديد يه کاری داشت يه کسب و کار ویاری داشت.

 

اگر زندگی یک پرتقال در دستتان نهاد، آن را پوست بکنید و به دنبال دوستی باشید تا با او قسمت کنید.

 

اگر دو خرگوش را دنبال کنید، هر دویشان فرار خواهند کرد. اگر در خلاف جهت باد حرکت کنید، هرگز موفق به گرفتن آن نمی شوید. پس: بدانید که برای موفقیت باید بر هدف خود تمرکز کنید چراکه تقسیم تمرکز به تقسیم موفقیت می انجامد. و برای کسب موفقیت، راهش را بشناسید و اگر می خواهید به نتیجه مطلوب نائل آیید، با شناخت کافی پیش بروید.
 

 مهم نیست چند بهار در کنار هم زندگی کنیم باور کنید مهم این است که یادمان باشد عمرمان کوتاه است در پایان زندگی خیلی از ما خواهیم گفت: کاش فقط چند لحظه بیشتر فرصت داشتیم تا خوب بهم نگاه کنیم و همه ناگفته های مهر آمیز یک عمر را در چند ثانیه بگوییم ای کاش با خاطره ها زندگی نمیکردیم .


 
انسان ها دو دسته اند : آن هایی که بیدارند در تاریکی وآن هایی که خوابند در روشنایی.
 

با تشکر ازدوست عزیزم حسین از بابلسر


 اگه يه روز شاد بودي آروم بخند تا غم بيدار نشه و اگه يه روز غمگين شدي

 آروم گريه کن تا شادي نا اميد نشه.



باتشکر ازدوست عزیزم عطا از اصفهان

 

 به خورشيد گفتم گرمي ات را به من بده تا به تو بدهم، گفت: دستانش گرماي مرا دارند. به آسمان گفتم: پاكي ات را به من بده، گفت: چشمانش پاكي مرا دارند. از دشت، سبزي زندگي اش را خواستم، گفت: زندگي ات سبز تر از اوست. از دريا بزرگي و آرامشش را خواستم، گفت: قلبت به اندازه اقيانوس است وآرامشت نيز. از ماه تابندگي صورتش را خواستم، گفت: وقتي نگاهش مي كنم خجل مي شوم. به فكر فرو رفتم من در قبال دستان گرمت، چشمان پاكت، سبزي زندگي ات، بزرگي و آرامش قلبت و صورت ماهت هيچ ندارم كه به تو هديه كنم جز......

 
 ديدنت امّا برايم مثل يک افسانه ي ديرينـه است بر تمام ميله هاي اين قفـس اين قفس از جنس خاک و لحظه هـا رنگ آبي مي زنم رنگ آبي، رنگ آرزوهاي من است رنگ آبي، رنگ عشق! رنگ آبي، رنگ توست! در وجودم شوق تو باز شعله مي کشد در درونم آتشي از مهر تو باز هم خرمني از عشق برپا مي کند .....
 

 پرسيد: بگو از سرنوشت من! گفت: از کوزه همان تراود که در اوست! پرسيد: بيشتر بگو! گفت: مراقب قصد و نيات خود باش! پرسيدم: مراقب قصد و نياتم باشم؟ گفت: مراقب نيات خود باش که افکارت مي شوند. مراقب افکار خود باش که کلماتت ميشوند. مراقب کلمات خود باش که اعمالت مي شوند. مراقب اعمال خود باش که عاداتت ميشوند مراقب عادات خود باش که شخصيتت ميشوند. مراقب شخصيت خود باش، سرنوشتت ميشود پرسيدم: يعني سرنوشتم را بدين گونه شکل مي دهم؟ گفت: آري! پرسيدم: پس من ميتوانم .


 يه شب خدا خواب نداشت دلش تو سينه تاب نداشت يه شب واسه يه لحظه اون سوالی کرد جواب نداشت اون شب فرشته ها همه رفته بودن به مهمونی خدای خالق همه تنها شدس به آسونی دلش گرفته بود خدا تنهايی سخته به خدا اون که هميشه خنده داشت گريه ميکردش بی صدا .



با تشکر ازدوست عزیزم ناهید
 

 پرسه بزن تو چشم من، چشام كه خواب ندارن براي رد پاي تو هميشه جا ميذارن پرسه بزن توي خيال ، خيال من مال تو قلبمو ميدم كه بشه عيدي امسال تو پرسه بزن توي خيال ، خيال من مال تو قلبمو ميدم كه بشه عيدي امسال تو پرسه بزن تو ياد من ،كه دل خوشم به يادت چيكار كنم دل عاشقه، دل بد جوري مي خوادت پرسه بزن توي خيال ، خيال من مال تو قلبمو ميدم كه بشه عيدي امسال تو پرسه بزن توي خيال ، خيال من مال تو قلبمو ميدم كه بشه عيدي امسال تو نگاهتو از من نگير، شب بي ستاره ميشه مه.

خدايا آنکه در تنهاترين تنهاييم تنهاي تنهايم گذاشت خواهشي دارم... تو در

 تنهاترين تنهاييش تنهاي تنهايش نزار.


باتشکر از دوست عزیزم محمد سخدری از نیشابور
 

روزي دروغ به حقيقت گفت : مــــيل داري باهم به دريـــا برويم و شنـــا کنيم ، حقيقــت ساده لــوح پذيرفت و گول خورد . آن دو با هم به کنار ساحل رفتند ، وقتي به ساحل رسيدند حقيقت لباسهايش را در آورد . دروغ حيلــــه گـــر لباسهاي او راپوشيد و رفت . از آن روز هميشه حقيقت عــــريان و زشت است ، اما دروغ در لبــــــاس حقيقت با ظاهري آراسته نمايان مي شود.

آدما مثل کتاب مي مونند که تا وقتي تموم نشن واسه ي بقيه جذابن. پس سعي کن خودتو جلوي ديگران تند تند ورق نزني تا زود تموم نشي، براي اينکه وقتي تموم بشي مطمئن باش ميرن سراغ يه کتاب ديگه.

زندگي مثل پيانو است ، دكمه هاي سياه براي غم ها و دكمه هاي سفيد براي شادي ها . اما زماني ميتوان آهنگ زيبايي نواخت كه دكمه هاي سفيد و سياه را با هم فشار دهي.

باتشکر از دوست عزیزم جعفر رضایی

 مردي در عالم رويا فرشته اي را ديد كه در يك دستش مشعل و در دست ديگرش سطل آبي گرفته بود و در جاده اي روشن و تاريك راه ميرفت.مرد جلو رفت و از فرشته پرسيد:اين مشعل و سطل آب را كجا مي بري؟ فرشته جواب داد:مي خواهم با اين مشعل بهشت را آتش بزنم و با اين سطل آب،آتش هاي جهنم را خاموش كنم.آن وقت ببينم چه كسي واقعا خدارا دوست دارد؟


 باتشکر ازدوست عزیزم جعفر هوایی از نیشابور

__*##########*
__*##############
__################
_##################_________*#####*
__##################_____*##########
__##################___*#############
___#################*_###############*
____#################################*
______###############################
_______#############################
________*#########
I LOVE #######
__________#########
YOU#########
___________*#####################
____________*##################
_____________*###############
_______________#############
________________##########
________________*#######*
_________________######
__________________####
__________________###
___________________#