عاشقی دردیه درمون نداره.

به كوه گفتم عشق چيست؟! لرزيد به ابر گفتم عشق چيست؟! باريد به بادگفتم عشق چيست؟ وزيد به پروانه گفتم عشق چيست؟! ناليد به گل گفتم عشق چيست؟!پرپر شد به انسان گفتم عشق چيست؟! اشك از ديدگانش جاري شد و گفت: ديوانگيست!!!دیوانگیست.
با تشکر ازدوست عزیزم جعفر هوایی از نیشابور
درخت را به نام برگ ... بهار را به نام گل ... ستاره را به نام نور ... کوه را به نام سنگ ... قلب شکفته ی مرا به نام عشق ... عشق را به نام درد ... مرا به نام کوچکم صدا بزن.
فقط یک آرزو بکن دیگر نه از زخمهای کهنه دلگیر بالا برویم نه از پله های پوسیده ی خیال.... عطر یاس و چشمک رازقی...شکرانه بهبود احوال لبخند ماه شب که کمرنگ تر از سیاهی گیسوان تو چشمانت هم که طلوع جاودانه روشنایی نذر ما پابوس هشتمین ستاره روشن و نیاز ما مهربانی آن دستهای خوب!
با پاهاي زخمي با كفشهاي وصله از غم با دلي از رنگ گناه دستي از حس غريب قلبي از لذت يار چشمي از اشك زلال فكري از خيال تو حرفي از ديار تو.
اي ادما اي ادما به گوش باشين جدا شدين از تمومه قشنگيا اي ادما اي ادما نگاه كنين دارين ميرين اما كجا؟ اي ادما اي ادما پا نذارين سخته واسه قلب ماها اي ادما اي ادما گله دارم كه سنگ شده قلب شما ...
جز من اگرت عاشقي شيداست بگو ... ور مهر دلت به جانب ماست بگو ... گر هيچ مرا در دل تو جاست بگو ... گر هست بگو نيست بگو راست بگو !
زندگي صحنه ي يكتاي هنر مندي ماست صحنه پيوسته بجاست هر كسي نغمه ي خود خواندو از اين صحنه رود،خرم آن نغمه كه مردم بسپارند به ياد.
باتشکر ازدوست عزیزم ساسان از اصفهان![]()
وقي گريه مي کنم تو را در ميان اشکهايم مي بينم ولي اشکهايم را پاک مي کنم تا کسي تو را نبيند هر وقت دلم برات تنگ ميشه ميرم پشت ابرها و گريه ميكنم پس هر وقت بارون مياد بدون دلم برات تنگ شده.
باتشکر ازدوست عزیزم محمد سخدری از نیشابور![]()