مرزخوشبختی کجاست؟
خوشبختی يعنی کسی مشروط به فر مانبردار بودن و کنترل کردن دوستت نداشته باشد زيرا عشق مشروط در صورت اطاعت نکردن تو ناگهان ناپديد می گردد
خوشبختی يعنی ديگران پيروزيشان را بدون ترس از حسد تو با تو جشن بگيرند
خوشبختی يعنی وقتی آزرده هستی نوميد نگردی، وقتی ترسيده ای هياهو راه نياندازی، وقتی خشمگين هستی همه را دشمن نبينی و بر ای اشتباهت به دنبال مجازات ديگران نباشی
خوشبختی يعنی کمی دلير تر مهربانتر بخشنده تر و وفادار تر
خوشبختی يعنی بدانی کجا ميروی کجا ميمانی کی ميروی کی باز ميگردی ، بدون احساس گناه «نه » بگويی و بدون خودخواهی پاسخ مثبت بدهی خوشبختی يعنی شکايت نکنی زيرا اکنون در جايی ايستاده ای که خودت با انديشه ات برای خودت تدارک ديده ای
خوشبختی يعنی قبل از اينکه به فکر تغيير دادن ديگران باشی قاضی زندگی خود باشی
خوشبختی يعنی هرگاه کسی از تو تقاضای کمک کرد ضعفهايش را به نمايش نگذاری و فقط بگويی خوشحالم که می توانم کمک کنم
خوشبختی يعنی پذيرفتن اين حقيقت که هيچ انسانی کامل نيست و انسان ممکن الخطاست
خوشبختی يعنی برای بدست آوردن رويايی که در سر داری روی حمايت صادقانه ی دوستانت حساب کنی
خوشبختی يعنی باور کنی که اوضاع به اندازه ای که می گويی وخيم نيست و برای ناکامی ات بهانه تراشی نکنی و کسی را جز خودت مقصر ندانی
<< امیدوارم شما دوستان عزیز به این مرز از خوشبختی رسیده باشید >>